نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»
نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

معجزه قران از نظر جنین شناسی

معجزه قرآن از نظر جنین شناسی

 

 

جنین شناسی پزشکی وانطباق آن باآیات قرآن ، با کشف حقایق جدید در علم جنین‌شناسی، انسان در برابر اعجاز نهفته در قرآن که به مراحل آفرینش جنین اشاره نموده ‌سر فرود آورده، چرا که اینگونه مطالب در چهل و اندی آیه و ده‌ها حدیث شریف آمده و در طول پانزده قرن خطوط اصلی در زمینه این علم را ترسیم نموده و هم اکنون آن را علم جنین‌انسانی می‌نامند. هرقدر که انسان در مطالعه‌ی آیات کریمه‌ی قرآن که به علوم مختلف اشاره نموده، تعمق کند و آن را با حقایق ثابت علمی که به تدریج کشف می‌شود مقایسه نماید، ایمان و یقین وی به خداوند و قرآن و آنچه رسول خدا صلى الله علیه وسلم از جانب خداوند آورده می‌شود. دکتر کیث‌‌مور استاد تشریح و جنین‌شناسی در دانشگاه اوتاوای کانادا بر این عقیده است که: «هر چه انسان حقایق جدیدتری را کشف کند در واقع می‌بیند که همان حقایق موجود در قرآن را تکرار کرده است»(1).

 


علم جنین‌شناسی مطالعه خلقت انسان از ابتدای تشکیل تخمک لقاح یافته با اسپرم تا انتهای تشکیل جنین و خروج آن از رحم مادرش بعد از نه ماه است.

 


تاریخ شروع این علم با چنین معنایی به قرن هفدهم بر می‌گردد، زمانیکه میکرسکوپ به دست دو دانشمند به نام‌های هام و هوک در سال 1677 اختراع شد که درخلال آن اسپرم مرد را کشف کردند. سپس دانشمندی به نام دوگراف، تخمک را کشف کرد که نام وی را بر آن گذاشتند و فولیکول دوگراف نام گرفت. نقش اصلی تخمک و اسپرم، در اواخر قرن هفدهم شناخته شد و مراحل مختلف تکامل جنین و تفاصیل دقیق تشریحی آن در قرن بیستم آشکار شد و علم روز به روز در این زمینه مطالب جدیدتری را کشف می‌کند.

 


اگر بعضی از دانشمندان اسلامی را که تکوین جنین را از طریق آیات کریمه و احادیث شریفه، شرح دادند استثناء کنیم، بشر تا اواسط قرن هفدهم از این علم اطلاعات ناقص و غلطی داشت. ارسطو در قرن چهارم قبل از میلاد کسی بود که نظرات و کتابهای وی تا قرن هفدهم میلادی در مجامع علمی، مقدس به شمار می‌رفت. وی عقیده داشت که جنین از اتحاد منی با خون حیض تشکیل می‌شود و حال آنکه در قرآن کریم همین بس که اینگونه تذکر می‌دهد: 
«ویسئلونک عن المحیض قل هو أذی فاعتزلوا النساء فی المحیض... »(2).

 

 

پزشک انگلیسی به نام هاروی که گردش بزرگ خون را کشف کرد (و قبل از وی دانشمندی به نام ابن النفیس گردش کوچک خون راکشف کرده بود) در سال 1651 عقیده داشت که رحم، جنین را ترشح می‌کند. و حال آن‌که این مطلب یک خطای فاحش علمی است. و طبق فرموده قرآن کریم، رحم قرار مکین برای نطفه است: «ولقد خلقنا الانسان من سلاله من طین، ثم جعلناه نطفه من قرار مکین»(3)و یا: « ألم نخلقکم من ماء مهین، فجعلناه فی قرار مکین»(4).

 

 

معجزه قرآن از نظر جنین شناسی

 


در سال 1675 میلادی، پزشکی بنام مالپیگی عقیده داشت که جنین به شکل بسیار کوچکی در داخل تخمک قرار دارد و اسپرم وظیفه‌ای جز فعال کردن تخمک ندارد. و دانشمندانی به نام هام وهوک که کاشف میکرسکوپ و اسپرم بودند، عقیده داشتند که جنین به شکل بسیار کوچکی در داخل اسپرم قرار دارد و تخمک وظیفه‌ای جز تغذیه و فعال کردن آن ندارد. تا اینکه در قرن هجدهم دو دانشمند به نامهای ولف و اسپالانزانی آمدند و ثابت کردند که جنین از نطفه‌ زن و مرد به طور یکسان تشکیل می‌شود؛ ‌همان حقیقت علمی که امروزه شناخته شده است و مسلمانان از زمان نزول قران کریم، آن را در کتاب خدا می‌خوانند و همین حقیقت باعث خضوع و خشوع و یقین آنها هر روز بیشتر از روز قبل می‌شود: 
«یا أیها الناس إنا خلقناکم من ذکرو أنثی»(5)یا « انّا خلقنا الانسان من نطفه أمشاج نبتلیه فجعلناه سمیعاً بصیراً»(6).

 


درهمان زمانی که یک شخص یهودی از پیامبر درباره خلقت انسان می‌پرسد و پیامبر صلی الله علیه وسلم در جواب می‌فرماید: «یا یهودی من کلِّّّ یخلق، من نطفة الرجل و نطفة المرأة»(7).

 


در سال 1839 دو دانشمند به نامهای شوآن و اشلیدن، کشف کردند که بدن انسان مجموعه‌ای از سلولها است و جنین از سلول واحدی تشکیل یافته که همان تخمک لقاح یافته است که تقسیم و تکثیر می‌شود. یعنی در واقع جسم انسان که تقریباً از صدها میلیارد سلول تشکیل شده، از یک سلول بنام سلول تخم نشأت گرفته است. قرآن هم تکثیر سلولی را اساس تکثیر حیات می‌داند:

 


«انّ الله خالق الحبّ و النوی، یخرج الحیّ من المیّت و مخرج المیّت من الحیّ ذلکم الله فأنّی تؤفکون»(8).

 

 

معجزه قرآن از نظر جنین شناسی

 

 


تقسیم سلولی که تمایز سلولی ( یا انفلاق سلولی) عبارت بهتری برای آن است، به معنی تقسیم و تمایز سلول به دو قسمت مساوی است و این یک عمل اصلی فیزیولوژی است که بواسطه آن موجودات زنده تکثیر می‌شوند لذا خداوند تعالی از خودش با صفت «برب ‌الفلق» یاد کرده یعنی سبب زندگی و تکثیر آن و سوره‌ای را با نام «فلق» نامگذاری کرده است.

 


تا اواسط قرن بیستم، نقش تخمک و اسپرم در تعیین جنسیت ژنتیکی جنین در انسان شناخته نشده بود اما پس از کشف کروموزمهای جنسی توسط دانشمندانی به نامهای«ون وینوانتر» و «پانتر» و «تئولیدان» این پدیده شناخته شد. یونانیها معتقد بودند که تعیین جنسیت با اسپرم مرد است، اگر اسپرم از بیضه راست خارج شود، جنس نوزاد مذکر می‌شود و اگر از بیضه چپ خارج شود نوزاد مونث می‌شود. و بعضی دیگر گمان داشتند که اگر جنین در سمت راست رحم رشد کند مذکر می‌شود و اگر در سمت چپ رشد کند مؤنث می‌شود. ارسطو هم که معتقد بود فرزند مذکر مربوط به هیجان روحی مرد هنگام آمیزش است و اگر فاقد آن باشد، فرزند مؤنث می‌شود.

 


در قرآن کریم به وضوح اشاره شده که نطفه (چه نطفه مرد باشد چه زن) اساس تعیین جنسیت جنین است که مذکر شود یا مؤنث: «و انّه خلق الزوجین الذکر و الانثی، من نطفه اذا تمنی»(9)
 مراحل اساسی تکامل جنین از مرحله‌ی نطفه امشاج تا مرحله‌ی علقه، مضغه، عظام و لحم (که قرآن کریم این نامهای علمی را به آنها داده) در واقع با شکل و خصوصیات میکروسکپی آنها مطابقت دارد با توجه به اینکه در طول همه این مراحل جنین از چند میلیمتر تجاوز نمی‌کند و علم جنین‌شناسی که در نیمه دوم قرن بیستم پدید آمد، چنین وصف قرآنی را از طریق میکروسکوپ تأیید نمود.

 


احادیث شریفه‌ای نیز بعضی از این آیات کریمه را در مورد جنین توضیح می‌دهد، مانند تعیین مدت زمانی که در آن اعضای جنین تشکیل می‌شود در اواخر قرن بیستم توسط علم جنین‌شناسی این مطلب کشف شد که لحم و عظام و سمع و بصر و اعضای جنسی از هفته هفتم بارداری شروع به تشکیل شدن نموده و تا ماه ششم کامل می‌شود. و این مصداقی است برای قول رسول اکرم صلی الله علیه وسلم که فرمود:

 


«اذا مرّ بالنطفه اثنتان و أربعون لیله بعث الله الیها ملکاً فصوّرها و خلق سمعها و بصرها و جلدها و لحمها و عظامها. ثم قال یا رب أذکر أم أنثی؟ فیقضی ربّک ماشاء و یکتب الملک»(10).

 

 

هر گاه چهل و دو شب از انعقاد نطفه بگذرد خداوند فرشته‌ای را مأمور می‌کند تا آن را صورت نگاری کرده و گوش و چشم و پوست و گوشت و استخوان آن را بیافریند،سپس می‌گوید پروردگارا، ‌او مرد باشد یا زن؟ و خداوند آنچه را که بخواهد حکم می‌دهد و فرشته می‌نویسد.

 


بنابراین در بسیاری از آیات قرآن اعجاز طبی در زمینه جنین‌شناسی پزشکی به خوبی مشهود است. در اینجا به بررسی اینگونه آیات پرداخته و پس از آوردن نظرات متفاوت در این زمینه، به نقد و بررسی آنها پرداخته و نظر معتدل بیان خواهد شد. برخی از اینگونه آیات به خوبی نشانگر اعجاز طبی قرآن بوده و برخی دیگر، در چارچوب تعریف اعجاز قرار نمی‌گیرند فلذا می‌توان از آنها به عنوان«شگفتیهای آفرینش انسان درقرآن» یاد کرد .

 

درسی از عقاب . . .

http://www.stjohnsprep.org/uploaded/blogs/bald_eagle.jpg

عمر عقاب از همه پرندگان نوع خود درازتر است .

عقاب می تواند تا 70 سال زندگی کند

ولی برای این که به این سن برسد باید تصمیم دشواری بگیرد.

زمانی که عقاب به 40 سالگی می رسد :

چنگال های بلند و انعطاف پذیرش دیگر نمی توانند طعمه را گرفته و نگاه دارند .

نوک بلند و تیزش خمیده و کند می شود

شهبال های کهن سالش بر اثر کلفت شدن پرها به

سینه اش می چسبند و پرواز برای عقاب دشوار می گردد.

در این هنگام ، عقاب تنها دو گزینه در پیش روی دارد . یا باید بمیرد و یا آن که فرایند دردناکی را که 150 روز به درازا می کشد پذیرا گردد .

برای گذرانیدن این فرایند، عقاب باید به نوک کوهی که در آنجا آشیانه دارد پرواز کند .

در آنجا عقاب نوکش را آن قدر به سنگ می کوبد تا نوکش از جای کنده شود .

پس از کنده شدن نوکش ، عقاب باید صبر کند تا نوک تازه ای در جای نوک کهنه رشد کند ، سپس باید چنگال هایش را از جای برکند.

زمانی که به جای چنگال های کنده شده ، چنگال های تازه ای درآیند ، آن وقت عقاب شروع به کندن همه پرهای قدیمی اش می کند .

سرانجام ، پس از 5 ماه عقاب پروازی را که تولد دوباره نام دارد ، آغاز کرده ...

و 30 سال دیگر زندگی می کند.

چرا این دگرگونی ضروری است ؟

بیشتر وقت ها برای بقا ، ما باید فرایند دگرگونی را آغاز کنیم . 

اگر شجاعت تغییر نداری ،

نمی توانی انتظار زندگی طولانی داشته باشی

شاید داستان آن کوهنورد را شنیده باشید که زمانیکه دستش زیر تخته سنگی گیر کرد و پس از چند روز تلاش نتوانست خود را رها کند ، با چاقوی کندی که همراه داشت ، دستش را برید تا از مرگ رها شود .

وقتی جزئیات این ماجرا را از زبان کوهنورد می خواندم ، با خود می اندیشیدم اگر من جای آن کوهنورد بودم آیا می توانستم اینگونه شجاعانه تصمیم بگیرم و عمل کنم .

گاهی اوقات تمام توانمندی های ما پشت دیوار شجاعتی که نداریم می مانند

اگر شجاعت بریدن دستت را نداری ، باید بپذیری که مرده ای

گاهی اوقات تنها چیزی که نیاز داریم فقط ذره ای شجاعت و تصمیم گیری است

می توان مثل عقاب زندگی کرد – با شجاعت –

و می توان مثل کبک بجای حل مشکلات ، صورت مسئله را پاک کرد

باید انتخاب کنی !!!!

http://8pic.ir/images/7n5ptp9d39d0g7s7q4dw.jpeg

تعیین ساعت کواکب




 

ارباب النّهار یا نشانگان روزها: هر روز هفته متعلق به یک کوکب است و ساعت أول آن روز به نام آن کوکب نامگذاری شده است: روز یکشنبه خورشید، روز دوشنبه قمر، روز سه شنبه مریخ، روز چهارشنبه عطارد، روز پنجشنبه مشتری، روز جمعه زهره، روز شنبه زحل؛ نامهای هفته را که غربیها بر روزهای هفته خود گذاشته اند نیز برگرفته از همین تعلق روزها به کواکب است که برخی از نامهای یونانی اقتباس شده است (روز یکشنبه Sunday به معنی روز خورشید، روز دوشنبه Monday به معنی روز ماه و ...)

 

این اوقات را خواجه نصیر الدین طوسی به نظم بیان فرموده است:

روز یکشنبه است نسبت خَور = وآن دوشنبه است روز قمر

روز سه شنبه آنِ بهرام است = آنکه مریخ مر ورا نام است

چارشنبه گرفت کوکب تیر = سعد را پنجشنبه آمد تیر

زهره را داد جمعه، و به زحل = داد شنبه خدای عزّوجلّ

ارباب اللّیل یا نشانگان شبها: به همین ترتیب هر یک از شبهای هفته نیز به نام کوکبی منسوب است و آن کوکب رب آن شب می شود و دلالتش در آن شب قویتر است. و ساعت اول هر شب نیز به نام آن کوکب نامگذاری شده است. ترتیب کواکب شبهای هفته چنین می باشد: شب یکشنبه عطارد، شب دوشنبه مشتری، شب سه شنبه زهره، شب چهارشنبه زحل، شب پنجشنبه شمس، شب جمعه قمر، شب شنبه مریخ،

این اوقات را خواجه نصیر الدین طوسی به نظم بیان فرموده است:

شب یکشنبه آنِ تیر آمد = زین قِبَل فرّخیش تیر آمد

شب دوشنبه آن برجیس است = اندر این قولها چه تلبیس است

شب سه شنبه آنِ زهره شناس = چارشنبه شب زحل به قیاس

پس شب پنجشنبه آنِ خَور است = شب آدینه خود شبِ قمر است

شب شنبه است ای گزین انام = نجم مریخ زان اوست مدام

 

هر ساعت از روز و یا شب مرتبط با یکی از کواکب سبعه است، که انجام امور مربوط به هر کوکب در ساعات مربوطه موفقتر یا کم آسیبتر است، اگر براى کاری تناسب کوکبی روز و شب آنرا رعایت کردیم، با رعایت تناسب کوکبی در ساعات آن نتیجه بهتری می گیریم. اولین ساعت هر روز و یا شب به نام کوکب همان روز و یا شب می باشد.

 

ارباب السّاعات یا نشانگان ساعات

ساعت اولین ز روز و ز شب = دان که باشد از آنِ آن کوکب

که آن شب و روز را بدو نسبت = کرده باشد حکیم از حکمت

و آن دگر کوکبی کأز اوست فرو = دویّمین ساعت است ساعت او

مرسوم را همین شناس اساس = بر همین کن به جمله قیاس

خواجه نصیر الدین طوسی

 

ساعات کواکب در ایام و لیالى هفته

ایام
ساعات
روز یکشنبه
 شب پنجشنبه
روز دوشنبه
شب جمعه
روز سه شنبه
شب شنبه
روز چهارشنبه
شب یکشنبه
روز پنج شنبه
 شب دوشنبه
روز جمعه
 شب سه شنبه
روز شنبه
 شب چهارشنبه

اول

شمس

قمر

مریخ

عطارد

مشتری

زهره

زحل

دوم

زهره

زحل

شمس

قمر

مریخ

عطارد

مشتری

سوم

عطارد

مشتری

زهره

زحل

شمس

قمر

مریخ

چهارم

قمر

مریخ

عطارد

مشتری

زهره

زحل

شمس

پنجم

زحل

شمس

قمر

مریخ

عطارد

مشتری

زهره

ششم

مشتری

زهره

زحل

شمس

قمر

مریخ

عطارد

هفتم

مریخ

عطارد

مشتری

زهره

زحل

شمس

قمر

هشتم

شمس

قمر

مریخ

عطارد

مشتری

زهره

زحل

نهم

زهره

زحل

شمس

قمر

مریخ

عطارد

مشتری

دهم

عطارد

مشتری

زهره

زحل

شمس

قمر

مریخ

یازدهم

قمر

مریخ

عطارد

مشتری

زهره

زحل

شمس

دوازدهم

زحل

شمس

قمر

مریخ

عطارد

مشتری

زهره

 

تذکر مهم: ساعات مصطلح در موضوع ساعات کواکب ساعات معوجه بوده که هر جند تعدادش در هر یک از شب و از روز 12 عدد می باشد، ولی مقدارش از نظر دقیقه بر حسب فصل و موقعیت جغرافیائی کم و زیاد می شود، و نباید با ساعات مستویه که اندازه اش همواره یکسان بوده و مورد استفاده امور روزمره است اشتباه بشود، همچنین دقت شود که اصطلاح فلکی مثلا ساعت دوم با اصطلاح عامیانه ساعت دو؛ متفاوت است، هر ساعت بعد از کامل شدن ساعت قبلی شروع می شود، فلذا ساعت دوم بعد از ساعت 2 نبوده و بعد از ساعت اول شروع می شود.

 

نحوه محاسبه ساعات کواکب: ساعات کواکب با ساعت قرار دادی و رسمی که استفاده می کنیم متفاوت است. از طلوع آفتاب تا غروب آفتاب را محاسبه کرده این مقدار زمان را تقسیم بر 12 کرده و مقدار هر ساعت به دست می آید و به اندازه آن که از طلوع آفتاب بگذرد ساعت اول است و وارد ساعت دوم می شویم ساعات کواکب در شب نیز همینطور حساب می شود مقدار زمان از غروب آفتاب تا طلوع آفتاب را حساب کرده و این مقدار را بر 12 تقسیم کرده و طول هر ساعت به دست می آید ساعت اول شب به اندازه یک ساعت کواکب از هنکام غروب است.

 

به عنوان مثال اگر در یک روز دوشنبه آفتاب ساعت 7:00 طلوع کند و ساعت 6:00 عصر غروب کند مقدار طول روز از طلوع آفتاب تا غروب می شود 11 ساعت این مقدار را بر 12 تقسیم می کنیم طول هر ساعت کواکب روز به دست می آید که می شود 55 دقیقه بس ساعت اول این روز که دوشنبه است و ساعت قمر است می شود از ساعت 7 تا 7:55 دقیقه. از ساعت 7:55 دقیقه تا ساعت 8:50 دقیقه ساعت دوم یعنی ساعت زحل است به همین ترتیب برای ساعات شب از هنگام غروب آفتاب حساب می شود.

 

بدین ترتیب در هر روز طلوع آفتاب ابتدای ساعت اول است و وقت چاشت(ضحى) ابتدای ساعت چهارم و اذان ظهر دقیقا ابتدای ساعت هفتم هر روز است و نماز عصر ابتدای ساعت دهم و نماز مغرب ابتدای ساعت اول شب است و نیمه شب شرعی ابتدای ساعت هفتم شب می باشد.

 

ساعات کواکب از ساعت اول روز یکشنبه بدین ترتیب هستند: شمس، زهره، عطارد، قمر، زحل، مشتری، مریخ و بعد از آن دوباره این ترتیب تکرار می شود و این ساعات به دنبال هم هستند تا یکشنبه هفته بعد که آخرین ساعت شب یکشنبه مریخ می شود و ساعت بعد آن که طلوع آفتاب یکشنبه صبح می شود ساعت شمس است.

 

 

1- ساعت شمس: شمس دلالت دارد بر اشخاص صاحب سلطه و تأثیر و چون نور دهنده عالم است دلالت دارد بر جلوه کردن و نمود پیدا کردن. ساعت شمس مبارک و مساعد برای آن دسته از کارهایی است که نیاز به ثبات شخصیت و اقتدار حقیقی و اعتماد به نفس درونی دارد، گزارش احوال و در صورت لزوم ضعفها و مشکلات، رفتن به اجتماعات و مراسم مهم رسمی و ملاقات با اشخاص مهم و متنفذ و درخواست حمایت و مساعدت و پشتیبانی ، و نیز افزایش موقعیت، ارتقای رتبه یا افزایش حقوق و دستمزد، انجام قراردادهای مالی خرید و فروش واجاره و نیز تبلیغ موفقیتها و یا انفصال و تصمیمهایی که نیاز به شجاعت و خودباوری دارد، درخواست از شوهر یا پدر یا مدیر و کارفرمای شغلی و یا مسؤول حکومتی، ثبت اختراعات و انتشار آراء خاص و فراتر از معمول و شروع پرو‍ژه های جدید.

 

2- ساعت زهره: ساعتی سعد است و فرخنده و مبارک برای هرنوع آشنائی خصوصا روابط عاطفی و قرارگذاشتن و البته برای مزدوج شدن. زمان خوب برای هرنوع سرگرمی,شادمانی و تفریح و برگزاری جشن. مهمانیها, گرداوریهای اجتماعی مراسم عقد و عروسی, دید و بازدیدها, رفتن به تئاتر و نمایش و گالری های هنر. موفقیت هنرمندانه و اجتماعی. فعالیتهای لذت بخش, دوستانه و انس گیر از جمله تک نوازیها, پنهان کردن زیورالات. خرید هدیه, لباس و وسائل راحتی. درمانهای زیبائی و مساعدت خواستن از زنان.

همدردی های دوطرفه افزایش یافته و ممکن است فرصتی برای مصالحه و بازگرداندن روابط شکست خورده پدیدار شود. زهره الهام و القاء را افزایش می دهد و به هنرمندان, موسیقی دانان, بازیگران و دیگر مردمان خلاق کمک میکند. این ساعت برای انجام امور محاسباتی و کارهایی که دقت فوق العاده می خواهد خوب نیست.

 

3- ساعت عطارد: زمان مساعد برای هر نوع فعالیت فکری شامل مطالعه,تحقیق, تدریس یا امتحان دادن و همچنین برای هرچیزی که با پردازش و فرایند اطلاعات مرتبط است. عطارد زیرکی و زبردستی, ابتکار و حس کنجکاوی را افزایش می دهد. تاجران و همینطور دزدان را تشویق می کند. ساعت عطارد ساعت خوبی برای شروع سفر, نوشتن نامه یا گزارش, نامه های مهم کاری، تماسهای تلفنی, جلساتی برای پیشرفت یا مرتبط کردن ایده ها، ارتباط برقرارکردن و فرستادن مدارک می باشد.

مناسب با موفقیت کودکان, تاثیر خوب گذاشتن; فعالیتهای روزمره و فعالیتهائی که نیازمند ارتباطات آشکار هستند مانند تدریس, یادگیری, خرید، فروش, خرید روزمره, ماموریت, مسافرت, درخواستهای شغلی و مصاحبات و مساعدت خواستن از همسایگان و همکاران.

 

4- ساعت قمر: زمان مساعد برای آشپزی, غذا خوردن (یک وعده غذائی داشتن), اتوکشیدن, نظافت کردن, حفظ و نگهداری منزل. ساعت قمر ساعتی است برای سر و کارداشتن با زنان, بچه های کوچک و روابط خانوادگی بهبودی و تندرستی,خرید منزل یا جابجائی, سیاحت کردن و به تعطیلات رفتن  (زمان ترک منزل یازمان پرواز), مراقبه (عبادت و تفکر), رزروکردن. پیداکردن افراد یا اشیاء گمشده. کشت محصولات غذایی. استخدام کارمند. مساعدت خواستن از مادر, همسر(زن), کارمندان.

هر چیزی که قابل تغییر است و وابسته به احساسات درساعت قمر مناسب است بنابراین ممکن است زمان خوبی برای شروع چیزهای مهم نباشد. توجه خود را به چیزهائی جلب کنید که روز به روز انجام می شوند.

 

5- ساعت زحل: زمانی است برای آن دسته از فعالیتهائی که به زمان قابل توجه نیاز دارند, نظم وبردباری, تمرکز و اصولی وارد گفتگوشدن,و همچنین سروکارداشتن با زمین و املاک. در این ساعت پول قرض نکنید و نیز مسافرت را اغاز نکنید چرا که ممکن است در هردو تاخیر و نا امیدی باشد.

یک زمان مساعد برای راهنمائی خواستن از فردی بالغ و مجرب برای تسکین احساسات عمیق و نفسانی, برای نگریستن و درک چیزها در روزنه اعتدال و میانه روی و برای رهاشدن از عادات بد, چیره شدن برموانع, موفقیت در وظایف سخت و پیروزشدن بر مردم سختگیر, پروژه های طولانی مدت, پی ریزی کردن و مستقرکردن چیزهای بادوام و همیشگی, درمان بیماریهای مزمن و شدید, انجام تعمیرات. مساعدت طلب کردن از بزرگترها (نه آشنایان) یا افراد سختگیر.

 

6- ساعت مشتری: سعدترین ساعتهاست زمان مناسب برای اکثر امور و فعالیتها خصوصا فعالیتهائی که بر ثروت و کامیابی هدفگذاری شده اند. مشتری به وسعت دادن افق های فکری شخص کمک میکند تا به سطح جدیدی از تجربه و برتری دست یابد برای شتافتن به سوی پیشرفت. زمان خوبی برای گرداوری های عمومی, کمک و مشورت خواستن از افراد توانگر و خردمند, شروع یک سفر, مباحثات فلسفی و تشریفات مذهبی می باشد.

بهترین ساعت برای خردمندی و نیک بینی, امور مالی (قرض گرفتن, قرض دادن, سرمایه گذاری کردن, بدست آوردن, برنده شدن). فعالیتهائی که مستلزم جدیت و اشتیاق هستند; راهنمائی و مشورت خواستن, تصفیه حساب کردن مشاجرات. مساعدت خواستن از پدربزرگ و مادربزرگ, عمه, خاله, عمو, دائی, راهنمایان, مشاوران (اهل علم، وکلا, حسابدارها, منجمین(عالمان تنجیم).

 

7- ساعت مریخ: زمان افزایش یافتن انرژی, و ساعت جنگ است. زمان مساعد برای آن دسته از فعالیتها که نیازمند ثبات قدم, جرأت، شجاعت و دلاوری, ماجراجوئی و ریسک کردن و تلاشهای فیزیکی هستند. خوب است برای ورزش, تمرین, انواع کارهائی که با آتش و ابزار تیز سروکار دارند, اما احتیاط لازم است تا از سوختگی و جراحت جلوگیری شود. تمایلات جنسی افزایش می یابد اما وقوع حالتهای متضاد مانند مشاجره و نفرت نیز ممکن است. ساعت مریخ ساعتی خوب برای داد خواهی و موفق شدن با اقدام مؤثر و جدی و حمله به دشمنان یا به رقابت کشیده شدن است.

بسیاری از درگیریها و مشاجرات و نزاعها، اخراجها در این ساعت اتفاق می افتد و برای امور عاطفی و ارتباطات مناسب نیست، به معنی اینکه این هنگام براى محبت و مودت آسیب می رساند و پایه گذاری و شروع اقدامات عاطفی در این وقت مناسب نیست، ولی نه اینکه کلا رفتار عاطفی نداشته و رفتار سرد مشکل موجود در زمینه این وقت را تشدید می کند، بلکه براى حفظ ارتباطات و روابط موجود از قبل؛ لازم است که این زمینه منفی در این وقت را با رفتار عاطفی جبران کند.

 

 

برای بدست آوردن "ساعات کواکب" برای کل سال از منجم تقویم ساعت کواکب کمک بگیرید