فرض کن حضرت مهدی (عج) بتو ظاهر گردد
ظاهرت هست چنانی که خجالت نکشی؟
باطنت هست پسندیده صاحب نظری؟
خانه ات لایق او هست که مهمان گردد؟
لقمه ات در خور او هست که نزدش ببری؟
پول بی شبهه و سالم ز همه داراییت، داری آنقدر که یک هدیه برایش بخری؟
حاضری گوشی همراه تو را چک بکند؟
با چنین شرط که در حافظه دستی نبری؟
واقفی بر عمل خویش تو بیش از دگران، میتوان گفت تو را شیعه اثنی عشری؟؟؟

حضرت جوادالائمّه، امام محمّد تقی (ع) حکایت فرماید:
روزی پیامبر اسلام (ص) توسّط سلمان فارسی رضواناللّهتعالیعلیه پیامی برای حضرت فاطمهزهرا (س) فرستاد.
سلمان گوید: همینکه جلوی درِ منزل آن مخدّره رسیدم، ایستادم و سلام کردم؛ سپس متوجّه شدم که حضرت فاطمه زهرا (س) مشغول قرائت قرآن است و آهسته آیات قرآن را بر لب زمزمه مینماید.
و دیدم که سنگ آسیاب بدون آنکه دست حضرت روی آن باشد، در حال چرخش و دور زدن است و کسی را نزد حضرتش نیافتم.
برگشتم نزد رسول خدا (ص) و عرضه داشتم: یا رسول اللّه! جریان مهمّ و عظیمی را مشاهده کردم!
حضرت فرمود: آنچه را دیدی بیان کن؟
گفتم: همینکه جلوی درب منزل دخترت، فاطمه (س) رسیدم و سلام کردم، متوجّه شدم که وی آهسته قرآن میخواند و سنگ آسیاب میچرخید و کسی را هم نزد او نیافتم.
پس حضرت رسول (ص) تبسّمی نمود و اظهار داشت: ای سلمان! خداوند قلب دخترم، فاطمه را سرشار از ایمان نموده است، او تمام وجودش ایمان و یقین میباشد و غرق در طاعت و عبادت پروردگار گشته بود. لذا خداوند متعال فرشتهای را به نام روفائیل رحمت فرستاده است تا وی را کمک نماید، و همان فرشته بوده است که سنگ آسیاب را برای دخترم فاطمه، میچرخانیده است.
و سپس افزود: بدان که خداوند مهربان تمام امور دنیا و آخرت فاطمه را کفایت خواهد نمود.[1]
[1] اءعیان الشّیعة: ج 1، ص 314، به نقل از صحیح بخاری.

چرا برخلاف ضریح و مرقد امان دیگر، ضریح مرقد مطهر سیدالشهدا(ع) شش گوشه ساخته شده است.
در این باره روایت های گوناگونی
وجود دارد. اما مجموع این روایت ها و آن چه نزدیک تر به منطق به نظر می
رسد، آن چیزی است که شیخ مفید(ره) در کتاب «الارشادات» آورده است. او در
بخشی از این کتاب نام ۱۷ نفر از شهدای بنی هاشم در روزعاشورا را ذکر کرده
و نوشته است:«آنان پایین پای آن حضرت در یک قبر (گودی بزرگ) دفن شدند و
هیچ اثری از قبر آنان نیست و فقط زائران با اشاره به زمین در طرف پای امام ـ
علیه السّلام ـ آنان را زیارت میکنند و علی بن الحسین ـ علیهم السّلام ـ
(علی اکبر) از جملة آنان است.برخی گفتهاند: محل دفن علی اکبر نسبت به قبر
امام حسین ـ علیه السّلام ـ نزدیکترین محل است.»
در بعضی از روایات دیگر از جمله کتاب «کامل الزیارات» جعفر بن محمد قمی هم
آمده است: «امام سجاد ـ علیه السّلام ـ (با قدرت امامت و ولایت) به کربلا
آمد و بنیاسد را سرگردان یافت، چون که میان سرها و بدنها جدایی افتاده
بود و آنها راهی برای شناخت نداشتند، امام زین العابدین ـ علیه السّلام ـ
از تصمیم خود برای دفن شهیدان خبر داد، آن گاه به جانب جسم پدر رفت، با وی
معانقه کرد و با صدای بلند گریست، سپس به سویی رفت و با کنار زدن مقداری
کمی خاک قبری آماده ظاهر شد، به تنهایی پدر را در قبر گذاشت و فرمود: با من
کسی هست که مرا کمک کند و بعد از هموار کردن قبر، روی آن نوشت: «هذا قبر
الحسین بن علی بن ابی طالب الّذی قتلوه عطشاناً غریباً»؛ این قبر حسین بن
علی بن ابی طالب است، آن حسینی که او را با لب تشنه و غریبانه کشتند.
پس از فراغت از دفن پدر به سراغ عمویش عباس ـ علیه السّلام ـ رفت و آن
بزرگوار را نیز به تنهایی به خاک سپرد. سپس به بنیاسد دستور داد تا دو
حفره آماده کنند، در یکی از آنها بنیهاشم و در دیگری سایر شهیدان را به
خاک سپردند، نزدیکترین شهیدان به امام حسین ـ علیه السّلام ـ فرزندش علی
اکبر ـ علیه السّلام ـ است؛ امام صادق ـ علیه السّلام ـ در اینباره به
عبدالله بن حمّاد بصری فرموده است: امام حسین ـ علیه السّلام ـ را غریبانه
کشتند، بر او میگرید کسی که او را زیارت کند غمگین میشود و کسی که
نمیتواند او را زیارت کند دلش میسوزد برای کسی که قبر پسرش را در پایین
پایش مشاهده کند.
بنابراین به نظر می رسد گوشه های اضافی ضریح مطهر امام حسین(ع) محل دفن
پسر بزرگ ایشان یعنی حضرت علی اکبر(ع) باشد و محل دفن نوزاد شش ماهه
اباعبدالله الحسین(ع) یعنی علی اصغر(ع) نیز روی سینه پیکر مطهر امام
حسین(ع) باشد.