آثار و برکات قرآن کریم به توصیف نیاید که قرآن، دریایی است که گوهرهای آن را شماره نتوان کرد.
آب دریا را اگر نتوان کشید.
هم به قدر تشنگی باید چشید
گوشه هایی از اثار تلاوت قرآن:
زنگار زدایی از قلب و دل، اثر عمیق تلاوت پیام الهی است؛ چنان که پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
« دل ها بسان آهن زنگار می بندد. عرض شد: یا رسول الله! صیقل دهنده دل چیست؟
فرمود: « قراءة القرآن و ذکر الموت» ( تلاوت قرآن و یاد مرگ).
پس لازم و ضروری است که گرد و غبار رذیلت های نفسانی و گناهان و غفلت ها را – که چهره ی دل و جان را سیاه و ظلمانی کرده است- با استعانت از کلام دلفروز قرآنی، از روی قلب و دل زدود. شیخ اجل سعدی شیرازی در این باره می گوید: « مراد از نزول قرآن، تحصیل سیرت خوب است نه ترتیل صورت مکتوب».
دیگر از برکات تلاوت قرآن شریف، افزونی ایمان آدمی است؛ آن گونه که مولی المتقین علی (علیه السلام) می فرماید:
« لقاح الایمان، تلاوه القرآن».
« تلاوت قرآن موجب باروری ایمان است.»
از دیگر آثار تلاوت قرآن، جلب برکات مادی از جمله فراوانی نور دیدگان و تقویت قدرت بیان است. مولی الکونین، امام علی (علیه السلام) در دعای ختم قران می فرمایند:
«اللهم نور بالقرآن بصری و اطلق بالقران لسانی».
« پروردگارا! به برکت قرآن، نور چشمانم را بیفزای و با آن زبانم را گویا فرما».
افزون بر این، سوره ها و آیات قرآن دارای ویژگی های خاصی می باشند که هر کدام اثرات شگرفی در رفع مشکلات دنیایی و درمان بیماری ها و دفع هم و غم و پریشانی دارند؛ چنان که در خبر است: « قرائت هفتاد بار سوره ی حمد بر بیمار موجب تسکین درد او خواهد بود».
همچنین تلاوت قرآن، موجب نورانی منزل و محل زندگی است و اثر شگفت انگیزی در توسعه رزق و روزی دارد. نبی مکرم اسلام،(محمد مصطفی صلی الله و علیه و آله و سلم) می فرمایند:
« خانه های خود را با تلاوت قرآن روشن و نورانی کنید... آن گاه که تلاوت قرآن در خانه ای فراوان شود، خیر و خوبی در آن منزل فزونی می گذارد و اهل آن از نعمت های الهی برخوردار خواهند شد و این خانه برای اهل آسمانی می درخشد هم چنان که ستارگان آسمان برای اهل دنیا درخشندگی دارند.


اصبغ بن نباته گوید: هنگامى که امیرمؤمنان علیهالسلام ضربتى بر فرق مبارکش فرود آمد که به شهادتش انجامید مردم بردر دارالاماره جمع شدند و خواستار کشتن ابن ملجم - لعنة الله - بودند.
امام حسن علیهالسلام بیرون آمد و فرمود: اى مردم! پدرم به من وصیت کرده که کار قاتلش را تا هنگام وفات پدرم رها سازم. اگر پدرم از دنیا رفت تکلیف قاتل روشن است و اگر زنده ماند خودش در حق او تصمیم مىگیرد. پس بازگردید خدایتان رحمت کند.
مردم همه بازگشتند و من بازنگشتم. امام دوباره بیرون آمد و به من فرمود: اى اصبغ! آیا سخن مرا درباه پیام امیرمؤمنان نشنیدى؟ گفتم: چرا. ولى چون حال او را مشاهده کردم دوست داشتم به او بنگرم و حدیثى از او بشنوم، پس براى من اجازه بخواه خدایت رحمت کند. امام داخل شد و چیزى نگذشت که بیرون آمد و به من فرمود: داخل شو. من داخل شدم دیدم امیرمؤمنان علیهالسلام دستمال زردى به سر بسته که زردى چهرهاش بر زردى دستمال غلبه داشت و از شدت درد و کثرت سم پاهاى خود را یکى پس از دیگرى بلند مىکرد و زمین مىنهاد. آن گاه به من فرمود: اى اصبغ آیا پیام مرا از حسن نشنیدى؟ گفتم: چرا، اى امیرمؤمنان، ولى شما را در حالى دیدم که دوست داشتم به شما بنگرم و حدیثى از شما بشنوم. فرمود: بنشین که دیگر نپندارم که از این روز به بعد از من حدیثى بشنوى.
بدان این اصبغ، که من به عیادت رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم رفتم همانگونه که تو اکنون آمدهاى، به من فرمود: اى اباالحسن، برو مردم را جمع کن و بالاى منبر برو و یک پله پایینتر از جاى من بایست و به مردم بگو: «هش دارید،هر که پدر و مادرش را ناخشنود کند لعنتخدا بر او باد. هش دارید، هر که از صاحبان خود بگریزد لعنتخدا بر او باد. هش دارید هر که مزد اجیر خود را ندهد لعنتخدا بر او باد.»
اى اصبغ، من به فرمان حبیبم رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم عمل کردم، مردى از آخر مسجد برخاست و گفت: اى اباالحسن، سه جمله گفتى، آن را براى ما شرح بده. من پاسخى ندادم تا به نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم رفتم و سخن آن مرد را بازگو کردم.
اصبغ گفت: در اینجا امیرمؤمنان علیهالسلام دست مرا گرفت و فرمود: اى اصبغ، دستخود را بگشا. دستم را گشودم. حضرت یکى از انگشتان دستم را گرفت و فرمود: اى اصبغ، رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم نیز همین گونه یکى از انگشتان دست مرا گرفت، سپس فرمود: هان، اى اباالحسن، من و تو پدران این امتیم هر که ما را ناخشنود کند لعنتخدا بر او باد. هان که من و تو مولاى این امتیم هر که از اجرت ما بکاهد و مزد ما را ندهد لعنتخدا بر او باد. آن گاه خود آمین گفت و من هم آمین گفتم.
اصبغ گوید: سپس امام بیهوش شد،باز به هوش آمد و فرمود: اى اصبغ آیا هنوز نشستهاى؟ گفتم: آرى مولاى من. فرمود: آیا حدیث دیگرى بر تو بیفزایم؟
گفتم: آرى خدایت از مزیدات خیر بیفزاید. فرمود: اى اصبغ! رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در یکى از کوچههاى مدینه مرا اندوهناک دید و آثار اندوه در چهرهام نمایان بود. فرمود: اى اباالحسن! تو را اندوهناک مىبینم؟ آیا تو را حدیثى نگویم که پس از آن هرکز اندوهناک نشوى؟
گفتم: آرى، فرمود: چون روز قیامتشود خداوند منبرى بر پا دارد برتر از منابر پیامبران و شهیدان، سپس خداوند مرا امر کند که بر آن بالا روم، آن گاه تو را امر کند که تا یک پله پایینتر ازمن بالا روى، سپس دو فرشته را امر کند که یک پله پایینتر از تو بنشیند و چون بر منبر جاى گیریم احدى از گذشتگان و آیندگان نماند جز آنکه حاضر شود. آن گاه فرشتهاى که یک پله پایینتر از تو نشسته ندا کند: اى گروه مردم; بدانید: هر که مرا مىشناسد که مىشناسد و هر که مرا نمىشناسد خود را به او معرفى مىکنم، من «رضوان» دربان بهشتم، بدانید که خداوند به من و کرم و فضل و جلال خود مرا فرموده که کلیدهاى بهشت را به محمد بسپارم و محمد مرا فرموده که آنها را به على بن ابىطالب بسپارم، پس گواه باشید که آنها را بدو سپردهام.
سپس فرشته دیگر که یک پله پایینتر از فرشته اولى نشسته بر مىخیزد و به گونهاى که همه اهل محشر بشنوند ندا کند: اى گروه مردم، هر که مرا مىشناسد که مىشناسد و هر که مرا نمىشناسد خود را به او معرفى مىکنم، من «مالک» دربان دوزخم، بدانید که خداوند به من و فضل و کرم و جلال خود مرا امر فرموده که کلیدهاى دوزخ را به محمد بسپارم و محمد مرا امر فرموده که آنها را به على بن ابىطالب بسپارم، پس گواه باشید که آنها را بدو سپردم. پس من کلیدهاى بهشت و دوزخ را مىگیرم. آن گاه رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم به من فرمود: اى على، تو به دامان من مىآویزى و خاندانتبه دامان تو و شیعیانتبه دامان خاندان تو مىآویزند. من (از شادى) دست زدم و گفتم: اى رسول خدا، همه به بهشت مىرویم؟ فرمود: آرى به پروردگار کعبه سوگند.
اصبغ گوید: من جز این دو حدیث از مولایم نشنیدم که حضرتش چشم از جهان پوشید درود خدا بر او باد.
یک تست هوش تصویری جالب
چهار تصویر از پنج تصویر زیر در یک خصوصیت مشترکند.تصویری که با بقیه متفاوت است کدام است؟


معجزه خارق العاده در یک آیه
این تشبیه عجیب مورد انتقاد غرب قرار گرفته....
خداوند میفرماید: (مَثَلُ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِیَاءَ کَمَثَلِ الْعَنْکَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنْکَبُوتِ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ) [العنکبوت: 41].
ترجمه: (کار کسانی که جز خدا سرپرستانی برگزیده اند همچون کار عنکبوت است که خانه ای برگزیده است بی گمان سست ترین خانه ها خانه و کاشانه ی عنکبوت است اگر میدانستید)
دانشمندان و علما هنوز در حال کشف جنبه هایی از اعجاز این آیه کوتاه و پرمعنی هستند. ما نیز همراه با شما عزیزان در این نوشته به بعضی از جنبه های این آیه میپردازم که پاسخی است بر همه ی منکران قرآن.
دراینجا کشف خواهیم کرد که چرا سست ترین خانه ها ، خانه ی عنکبوت است و آیا این سستی فقط در ساختمان عنکبوت است ویا زندگی اجتماعی آن را شامل میشود
سستی خانه
خانه ی عنکبوت سست ترین خانه در مقایسه با تمام موجودات است . همانطور که مشاهده می شود همه ی جانداران خانه هایی محکم می سازند که شرایط آب و هوایی مختلف را تحمل می کنند . مگر عنکبوت که خانه ی خود را در محیط سرباز می سازد که همواره مورد تهدید عوامل طبیعی (باد ، باران و رطوبت) میباشد. وشاید میتوان گفت عجیب ترین خانه ها از آن عنکبوت است
بعنوان مثال عنکبوت آبی همه عمر خود را در سطح آب می گذراند او حباب های هوا را جمع میکند و در داخل خانه خود که بر روی سطح آب بنا شده است میاورد تا در آن خانه نفس بکشد موهای نازک بر روی جسمش او را در جمع آوری حباب کمک می کند. این خانه تحت تاثیر ساده ترین شرایط آب و هوایی به هم میریزد با من به تماشای خانه ی این موجود بپردازید.
عنکبوت آبی همه زندگی خود را زیر سطح آب می گذراند و خانه او او فقط برای چند ساعت و یا چند روز اندک دوام می آورد و دوباره آن را می سازد . عنکبوت آبی همیشه تنها زندگی میکند.
سستی در هندسه
اکثر جانوران و حشرات خانه های خود را به صورت سه بعدی می سازند . بالعکس عنکبوت که در اکثر حالات خانه های دوبعدی ویا مسطح می سازد به همین خاطر خانه عنکبوت پس از مدتی کوتاه در اثر برخورد مستقیم با شرایط گوناگون آب و هوایی استحکام خود را از دست می دهد و عنکبوت مجبور می شود خانه ی خود را بخورد تا اینکه بتواند نخ هایی تولید کند و با آنها خانه جدید خود را بسازد. تصور کنید عنکبوت خانه ی خود را می خورد.
دانشمندان به این فکر میکنند که با قرار دادن مقادیر زیاد از نخ های عنکبوت در کنار هم از آنها بعنوان سپر استفاده کنند ویا در موشک و هواپیما سازی از آن بهره بگیرند ولی این کار نیازمند مقادیر بسیار زیادی از نخ عنکبوت می باشد که برای این کار باید عنکبوت های بسیاری در کنار هم قرار بگیرند و هنگامی که این عنکبوت ها را در کنار هم قرا دادند ، عنکبوت ها شروع به خوردن یکدیگر نمودند! چون عنکبوت ها ایثار و تعاون را دوست ندارند.
سستی خانواده
عنکبوت مادر ممکن است همسر و فرزندانش را بخورد ویا هر عنکبوت دیگر مثل برادر ، خواهر ، پدر و مادر...! این زندگی متشتت تا دورترین مرزها می باشد واین نوع از زندگی شباهت بسیار بالایی به زندگی منکران خدا دارد. آنها نیز در زندگی انسانی خویش دچار مشکلات خانوادگی بهرانی شده اند کما اینکه مشاهده می شود که پدر منکر فرزند و فرزند منکر مادر و .... است.
سستی زندگی اجتماعی
از زندگی گروهی مورچه ها ، زنبورها ، ملخ ها و ... بسیار شنیدیم ولیکن تنها موجودی که به تنهایی زندگی می کند عنکبوت است او در هیچگونه زندگی گروهی منظم شرکت ندارد. او تعاون همکاری و ایثار را دوست ندارد . بالعکس مورچه ها و زنبورها که تا پای جان از همدیگر دفاع می کنند!
سستی ازدواج
بعضی از عنکبوت ها مثل عنکبوت بیو ه ی سیاه پس از اتمام تلقیح زوج نر خود را می خورد ! به همین خاطر زوج نر بلافاصله پس از آمیزش فرار می کند. با من این زندگی و سرنوشت سیاه که عنکبوت نر به آن دچار می شود را متصور شوید.
سستی نخ
دانشمندان می گویند که نخ عنکبوت 5 برابر از فولاد محکم تر و قوی تر می باشد. ولی به رغم این به آسانی پاره و از هم جدا می شود ، چرا؟ برای اینکه عنکبوت نمی تواند نخ حجیمی تولید کند و نخ های آن همیشه نازک می باشند . نازکی آن ده برابر بیشتر از نازکی موی انسان می یاشد
نکته بسیار جالب:
اگر خداوند می گفت : سس ترین نخ ها ، یک اشتباه علمی رخ میداد ولی او گفته : (أَوْهَنَ الْبُیُوتِ) یعنی سس ترین خانه ها این توصیف از لحظ علمی بسیار دقیق می باشد
این تصویری است که با میکروسکوب الکترونی از غده های تولید نخ در عنکبوت گرفته شده است. نخ ها ابتدا حالتی مایع دارند ولی بعد تماس با هوا سفت میگردند.عنکبوت مهندس توانایی است ولی طرح های هندسی اش بسیار ضعیف اند
وجه تشابه بین منکر خدا و عنکبوت
- دانشمندان می گویند که در زندگی عنکبوت تناقض و جود دارد علیرغم اینکه نخ آن محکم است ولی خانه ی او بسیار ضعیف است .منکران نیز اینگونه اند اگر از آنها سوال کنی هستی را چه کسی آفرید ؟ می گوید از روی یک صدفه وشانس واگر به او بگویی این ماشین از روی شانس افریده شده تو را به مسخره میگیرد . چگونه قبول میکند که هستی اتفاقی بوجود آمده ولی یک اختراع ساده ی بشری اینگونه نیست
- عنکبوت از قدرت دید کمی برخوردار است و فقط چند سانتی متر دورتر از خود را می تواند ببیند درست همانند منکران خدا که فقط دنیا را میبینند و از دیدن آخرت عاجزند.
- عنکبوت ها موجوداتی خشمگین و سمی هستند و آنها سم خود را به هر کس که نزدیک شان شود وارد میکنند..... منکران نیز اینگونه اند آنها افکار خود را برای مسموم کردن جامعه وارد می سازندو عجیب نیست وقتی بالاترن میزان خودکشی را میان آنها می بینیم
چکیده
خلاصه اعجار آیه کریمه ی : (مَثَلُ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِیَاءَ کَمَثَلِ الْعَنْکَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنْکَبُوتِ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ) در زیر بیان شده است:
1- قرآن در هنگام سخن گفتن از ساختن خانه عنکبوت ، از واژه مونث استفاده نموده و گفته : (اتَّخَذَتْ) واز واژه «اتخذ» که مذکر است استفاده نکرده علم اکنون ثایت نموده که کار ساختن خانه بر عهده ی عنکبوت ماده است و اوست که خانه سازی می کند
2- ضعیف ترین کاشانه در طبیعت خانه ی عنکبوت است و این نکته در روزگار پیامبر مجهول بود و این علم حاضر است که آن را کشف نمود
3- آیه قرآن به خانه ی عنکیوت صفت سست داده است و نه نخ آن و این حقیقتی فوق العاده علمی است چرا که نخ آن 5 برابرقوی تر از فولاد است