نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»
نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

روزهای قمر در عقرب سال ۱۳۹۴ودعاهای رفع نحوست ایام

 روزهای قمر در عقرب سال ۱۳۹۴




عقد دائم و موقت، انجام مسافرت،اقدام برای بچه دار شدن (انعقاد نطفه)، افتتاح کار و کسب، تعیین و تغییر نام و گذاشتن سنگ بنا و کلا انجام هر یک از کارهای اساسی در روزهای نحس و قمر در عقرب (حدود 4.5 روز در ماه) هم از نظر دینی و هم از نظر منجمین، توصیه نمی‌شود!

رسول اکرم صلوات الله و سلامه علیه فرمودند :

هر کس برخدا توکل کند و هیچ گاه ملاحظه سعادت و نحوست روزها را ننماید خداوند او را یاری خواهد نمود و عهده دار او خواهد شد به ویژه اینکه صدقه نیز بپردازد زیرا صدقه نحوست را از بین میبرد.


روزهای قمر در عقرب هر سال 

روزهای قمر در عقرب در هر سال متفاوت است و باید هر سال محاسبه شوند

روزهای نحس در هر سال


از امام صادق علیه السلام منقول است :
در سال دوازده روز نحس است ، از شروع به کارها پرهیز شود.

ماه محرم روز بیست و دوم
ماه صفر روز دهم
ماه ربیع الاول روز چهارم
ماه ربیع الثانى روز بیست و هشتم
ماه جمادى الاول روز بیست و هشتم
ماه جمادى الثانى روز دوازدهم
ماه رجب المرجب روز بیست و ششم
ماه شعبان المعظم روز دوازدهم
ماه مبارک رمضان روز بیست و چهارم
ماه شوال روز دوم
ماه ذوالقعده روز بیست و هشتم
ماه ذوالحجه روز هشتم


بطور کلی روزهای یکشنبه، دوشنبه و چهارشنبه و پنجشنبه روزهای سعد تر است و روزهای شنبه و سه شنبه هم نحس تر است!


روزهای نحس در ماه قمری

22 محرم-11 صفر- 4 ربیع الاول-28 ربیع الثانی-28 جمادی الاول-12 جمادی الثانی
26 رجب-12 شعبان-24 رمضان- 2 شوال-28 ذیقعده-8 ذیحجه
روز اول و آخر و 7 و 21 ماه عربی-
12 روز قبل و بعد از کسوف- 7 روز قبل و بعد از خسوف



روزهای زیر هم در ماه قمری نحس است



3-5- 13- 16-21- 24 - 25


دستوراتی از حضرت امام عسکری علیه السلام در باب دفع نحوست ساعات محذوره(نحس)

اگر در اوقات محذوره (نحس و قمر در عقرب) خواستی کاری را پیگیری کنی؛ پس قبل از دنبال آن کار رفتن، سوره هاى حمد و فلق و ناس و توحید، و نیز آیت الکرسی و سوره قدر و آیه (إن فی خلق السماوات و الأرض .. المیعاد) 190 تا 194 سوره آل عمران، (و بقیه آن تا آخر سوره را تلاوت کن)، و پس از اینها بگو:

اللّهمّ بِکَ یَصُولُ الصَّائِلُ، وَ بِقُدْرَتِکَ یَطُولُ الطَّائِلُ، وَ لاَ حَوْلَ لِکُلِّ ذِی حَوْلٍ إِلاَّ بِکَ، وَ لاَ قُوَّةٍ یَمْتَارُهَا ( یمتازها) ذُو قُوَّةٍ إِلاَّ مِنْکَ ( و لا قوّة بمثارها ذو القوّة الاّ منک)، أسئلک بصفوتک من خلقک و خیرتک من بَریّتک، محمّد (صلى الله علیه وآله) نبیّک، و عترته و سلالته؛ علیه و علیهم السّلام، صلّ علیه ( صلّ على محمّد) و علیهم، و اکفنی شرّ هذا الیوم و ضَرَرَه ( ضرّه)، و ارزقنی خیره و یُمْنه و برکاته، و اقض لی فی متصرفاتی ( منصرفی) بحسن العاقبة ( العافیة) و بلوغ المحبة و الظّفر بالأُمنیّة، و کفایة الطّاغیة  الغویّة ( القویّة- المغویة) و کلّ ذی قدرة لی على أذیّة، حتى أکون فی جُنّة و عصمة و نعمة؛ من کلّ بلاء و نقمة، و أبدلنی فیه من المخاوف أمنا، و من العوائق فیه یُسرا ( برّاً)، حتّى لا یصُدَّنی صادّ عن المراد؛ و لا یحلَّ بی طارق من أذى العباد، إنّک على کلّ شیء قدیر، و الأمور إلیک تصیر، یا من لیس کمثله شیء، و هو السّمیع البصیر.

اگر در یکی از روزهاى محذور انسان مضطرّ به پیکَیری برخی از امور گردید؛ پس از هر نماز فریضه این چنین خداى را بخواند تا از آفت آن هنگام محفوظ بماند

بسم الله الرحمن الرحیم

لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ الاّ بِاللهِ اُفرِّجُ بِها کُلِّ کُربَةِ لا حَولَ و لا قُوَّةِ الاّ بِالله اُحِلُّ بِها کُلِّ عُقدَةِ، لا حَولَ و لا قُوَّةَ الاّ بِالله اَجلو بها کلّ ظلمة، لا حول و لا قُوَّةَ اِلاّ بِالله؛ اَفتَحُ بِها کُلِّ باب، لا حَولَ و لا قُوَّةِ الاّ بِالله اَستَعینُ بِها عَلى کُلِّ شِدَّةِ و مُصیبَةِ، لا حَولَ و لا قُوَّةِ الاّ بِالله اَستَعینُ بِها عَلى کُلِّ اَمرِ یَنزُلُ بی، لا حَولَ و لا قُوَّةِ الاّ بِالله اَعتَصِمُ بِها مِن کُلِّ مَحذُور اَحاذِرهُ، لا حَولَ و لا قُوَّةِ الاّ بِالله اَستَوجِبُ بِها العَفوِ و العافِیَةِ و الرِّضا مِن الله، لا حَولَ و لا قُوَّةِ الاّ بِالله تَفرَّقَ اَعداءَ الله و غَلَبَتْ حُجَّةُ الله و بَقِیَ وَجهُ الله لا حَولَ و لا قُوَّةِ الاّ بِالله اللّهمَّ رَبَّ الاَرواحِ الفانِیَة و رَبِّ الاَجسادِ البالِیَة، و رَبِّ الشُّعُورِ المُتِمَعِّطَة و رَبِّ الجُلُودِ المُمَزَّقَة و رَبَّ العِظامِ النَّخِرَة، و رَبَّ السّاعَةِ القائِمَة، اَسئَلُکَ یا رَبِّ اَن تُصَلِّیَ عَلى محمّد و آل محمد و أهلِ بَیتِهِ الطّاهِرین و (حاجت بخواهد) بِخَفیِّ لُطفِکَ یا ذاالجَلالَ و الاِکرام، آمین آمین یا ربّ العالمین.



برگرفته شده از http://ahlolbait.blog.ir

"ذهن خوانی ممنوع"

"ذهن خوانی ممنوع"

 

ذهن خوانی یعنی "بدون داشتنِ مدرکِ قابل اثبات و سند محکم، ادعا کنیم غرض و مقصود افراد دیگر را پیشاپیش و حتی قبل از بر زبان آوردنِ مطلب میدانیم و از آنچه در ذهن دیگران میگذرد خبر داریم.

به جرأت میتوان گفت که بخش عمده سوء تفاهم ها و اختلافاتی که بین اشخاص مختلف بروز میکند، بخاطر همین خطای ذهن خوانی است.

"ذهن خوانی را باید متوقف کنیم"، چراکه باعث میشود در روابط خود با دنیا و آدمهای اطراف، حقیقت را آنگونه که هست نبینیم و فقط چیزهایی را ببینیم که ذهن ما آنها را میسازد.

برای جلوگیری از ذهن خوانی، باید به سراغ "راستی آزمایی" برویم. یعنی بدون پیش داوری اولیه، سعی کنیم براساس شواهدِ مستند و قابل اثباتی که ارائه میشود (و نه نکات منفی که ذهنمان به آنها گرایش دارد) "حقیقت" را دریابیم.

به محض اینکه ذهن بفهمد مشغول راستی آزمایی قضاوتهایش هستیم، عقب نشینی کرده و دست از منفی سازی افکار برمیدارد.

افرادی که ذهن خوانی ندارند، به طرز شگفت انگیزی جذاب و دوست داشتنی هستند و ما را هرطور که باشیم میپذیرند و قبول دارند.

توقف ذهن خوانی به معنای مثبت دیدن دنیا و اتفاقات آن و رهاسازی خیال بافی های بی پایه و اساس و منفی است. ما با نخواندن ذهن دیگران احازه میدهیم آنها تغییر کنند و عالی شوند ! به آنها میگوییم قضاوتمان در مورد آنها بر اساس چیزی است که الان هستند، نه چیزی که بوده اند.

همین الان ذهن خوانی را متوقف کنیم، بدانیم که ما فقط حق داریم مالک افکار خود باشیم و نه هیچکس دیگر، به ذهن خود نیز اجازه ندهیم رفتار و واکنشهای دیگران را تفسیر کند.

heartheart

یاامیرالمومنین حیـــــــــــــــدر(ع)

در بحر شرف گوهر یکدانه علیست

بر مسند دین امیر و فرزانه علیست

در کعبه ظهور کرد که تا بر همه کس

معلوم شود که صاحب خانه علیست

((اللهم عجل لولیک الفرج))

مصاحبه ای بدون سانسور با شیطان. . . . .

 

 

روزی شیطان تلفنی تماس گرفت و بی مقدمه گفت: "حاضرم رؤیای تو را تبدیل به واقعیت کنم"، به ناگاه شوکه شدم! باورم نمی شد! تنم خیس عرق شده بود! وحشت و ترس سرا پای وجودم را فرا گرفته بود! به هر زحمتی که بود خودم را جمع کردم و بالاخره قراری برای مصاحبه گذاشتم.

روز مصاحبه
جناب شیطان با دو ساعت تاخیر حاضر شد. وقتی هم که رسید گفت:
مأموریت خطیری پیش اومد که از دوستان ساخته نبود و می بایست خودم انجام می دادم.
پیش از انجام مصاحبه گفتم:
با چه تضمینی باور کنم که در جریان مصاحبه بر مبنای صداقت در گفتار سخن خواهی گفت؟
خندید و گفت: دلیلی ندارد دروغ بگویم. چون من به حربه ای مجهزم که اگر پرده از تمام اسرار من برداشته شود باز هم می توانم به خواسته های خود دست یابم.
گفتم: چه حربه ای؟
جواب داد: غفلت؛ انسانها را به خواب نوشین غفلت می برم و آن وقت نقشه هایم را عملی می کنم
سوگند یاد می کنم که تا انتقامم را باز نستانم شما آدمیان را لحظه ای آسوده نخواهم گذاشت، پیوسته بر سر راهتان در کمین می نشینم و راهزن راهتان می شوم. اکنون ببینید چگونه راه نجات را بر شما خواهم بست.

متن مصاحبه
خودتان را معرفی کنید.

شیطان: فردی هستم از طایفه جن. مسمی به اسم خاص "ابلیس" و مشهور به اسم عام "شیطان"؛ البته اسامی و اوصاف دیگری هم دارم که چندان معروف نیستند نظیر وسواس، خنّاس، عزازیل، عفریت، شیصبان، حارث، مارد، غوی، رجیم، ابو مره، ابولبین، مذموم، مرید و…(1)

پیشه و شغل شما چیست؟

شیطان: مشاغل فراوانی دارم؛ گاهی مسافر کشم؛ سر دو راهی حق و باطل می ایستم و مسافران را در جاده گمراهی در بست به سفر جهنم می برم. گاهی کشاورزم و بذر کینه و نفاق را در زمین دلها می افشانم. گاهی نقاشم؛ رنگ بطلان به چهره حقیقت می زنم و جامه کژی برقامت راستی می پوشانم. گاهی هم خلبانم؛ با بالهای وسوسه و القاء آنقدر بر فراز قلب آدمی چرخ می زنم تا باند مناسب برای فرود بیابم.(2)

دشمنی دیرینه ات با آدمی زاد از کجا سرچشمه می گیرد؟

شیطان: ماجرا از آن روزی شروع شد که صحنه آرای خلقت، دست به کار آفرینش آدم شد.(3) ملائک نه از روی اعتراض که از روی کنجکاوی گفتند: این موجود خاکی که می آفرینی بر روی زمین فسادها خواهد انگیخت و خونهای بسیارخواهد ریخت.اگر قصد تو طاعت بردن است که ما در فرمانبری مطاعیم. واگر مقصود تو تسبیح و تقدیس است که ما پیوسته در این کاریم.(4)

با ما بگوحکمت این کار در چیست؟ او در جواب فرمود:

در این کار رازهاییست سر به مهر؛ من آنچه را که در خشت خام می بینم شما در آینه هم نخواهید دید.(5)

اینچنین بود که خالق به واسطه این مخلوق نوپای دو پا به خود بالید و بر ما فخر فروخت؛ آنگاه فرمانمان داد که: "در مقابل این مخلوق خاکی به خاک سجده فرو افتید!"

تمامی فرشتگان بی درنگ برآدم سجده بردند.

این فرمان اما بر من بسیار گران آمد؛ چه آنکه من سوابقی درخشان داشتم، تنها 6000هزار سال(6)(با حساب شما البته صد و نه میلیارد و پانصد میلیون سال دنیا(7))، خالصانه خدای را در آسمانها دوشادوش فرشتگان پرستیده بودم، آنقدر مستغرق در عبادت بودم که فرشتگان گمان می کردند که من نیز چون آنها فرشته ام، من نتوانستم بار این خفت را به دوش کشم. هر چه باشد آفرینش من از آتش بود وخلقت او از خاک، برتری من بر او چون آفتاب روز، روشن بود، من کجا می توانستم بر انسانی خاکزاد سجده برم.

آری، آن روز گستاخانه در برابر خالق ایستادم و متکبرانه از این فرمان سر باز زدم.

این شد که از درگاه ربوبی اش رانده شدم. از آن زمان به بعد کینه آدم را سخت به دل گرفتم و هر روز آتش این کینه در دلم شعله ورتر می شود.

این عبادتهای خالصانه که گفتی چگونه ترا از این تکبرورزی بازنداشت؟

شیطان: من به زعم خود از روی خلوص خدای را می پرستیدم حال اینکه از ابتدا شائبه شرک و نفاق در خداپرستی ام راه داشت و این امتحان، شرک و نفاقم را آفتابی کرد.

با چه شیوه و شگردی انسانها را به دام می افکنی؟

شیطان: با روش منحصر به فرد " گام به گام". (8) من به طور معمول کارم را در چند مرحله انجام می دهم؛ نخست از طریق وسوسه های تحریک آمیزخود، افکاری پلید را بر قلب انسان القا می کنم، آنگاه آن اندیشه زشت را نیک جلوه می دهم، سپس در مرحله عمل با تزیینات گوناگون، اشتیاق فرد را برای ارتکاب گناه برمی انگیزم.

این را هم اضافه می کنم که در مقام روش اساساً با حصر گرایی مخالفم؛ بر این باورم که همیشه نمی توان با روشی واحد به صید شکار رفت. وسوسه، تزیین و حتی تسویل، شاید برای اغلب انسانها سودمند افتد، اما حریم دفاعی برخی انسانها گاهی نفوذ ناپذیر است؛ اینجاست که ناگزیرم به حربه های دیگری چون وحی، نسیان و ایجاد فراموشی متوسل شوم.(9) البته هنرمندیهای دیگری هم دارم؛ مثلا در هیئت و قالب اجسام، تمثل و تجسم می یابم و از این رهگذر، ابنای آدم را به سراشیبی سقوط در پرتگاه تباهی و عصیان، سوق، که چه عرض کنم، هل می دهم.(10)

بزرگترین آرزوی شیطان چیست؟

شیطان: گفتن ندارد اما اغوای تمامی آدمییان در همه ادوار و اعصار تنها آرزوییست که در سر می پرورانم.
عجبا! من فقط شما را سوی گناه خواندم؛ شما اما به سوی گناه دویدید، اگرطعم گناه در ذائقه شما شیرین افتاد دیگر چرا مرا مقصر و مسوول این تباهی و گمراهی می انگارید؟

کدام عمل انسانها بیش از همه تو را خشمگین می کند؟

شیطان: هر چند خوش ندارم از ابرازش اما برخی انسانها برحسب عادت، با سجده های طولانی، مدام مرا آزار می دهند و بینی مرا به خاک مذلت می مالند.

کدام عملشان تو را بیشتر خوشحال می کند؟

شیطان: برای من بسی مسرت بخش است اینکه آدمی پشت سر هم گناه کند و توبه را مدام به تاخیر بیاندازد.

عجیبترین عمل انسانها کدام است؟

شیطان: برسر سفره گناه می نشینند و از هر گناهی لقمه ای بر می گیرند، آنگاه معترضانه برمن خشم می آورند که سفره گناه را تو گستردی.

عجبا! من فقط شما را سوی گناه خواندم؛ شما اما به سوی گناه دویدید، اگر طعم گناه در ذائقه شما شیرین افتاد دیگر چرا مرا مقصر و مسوول این تباهی و گمراهی می انگارید؟!(11)

شاید انسانها پر بیراهه نمی روند که تو را مقصر می دانند؟

شیطان: چنین نیست. رسالت اغواگری را خداوند خود بر دوش من نهاده است؛ پست تبهکاری و اضلال از ناحیه خداوند به من اعطا شده است. او خود فرموده که هر که را از فرزندان آدم می توانم بلغزانم؛ با سواره نظام و پیاده نظام بر آنها بتازم؛ در ثروت و فرزند شریکشان گردم والبته من جز فریب و دروغ نویدشان نخواهم داد.(12)

چه اموری زمینه های نفوذ تو را بیش از پیش فراهم می کنند؟

شیطان: زمینه های نفوذ من البته بی شمارند اما نقطه ضعفها، حساسیت ها، حقارت ها، حسادت ها، رقابت ها، محرومیت ها، عقده ها، شهرت طلبی ها، شهوترانی ها، افزون خواهی ها و... مناسبترین زمینه هایی(بخوانید زمین هایی) هستند که درخت دشمنی و بستر نفوذ مرا بارور می کنند.

اگر اجازه بفرمایید سوال را قدری خصوصی تر کنیم. شما آیا ازدواج هم کرده اید؟

شیطان: آری، من در اوان جوانی با دختری به نام"لهبا" فرزند"روحا" از طائفه جن ازدواج کردم.(13)

این ازدواج ثمره ای هم داشت؟

شیطان: البته که داشت. حاصل این ازدواج فرزندان بی شماری بودند که در وجود آمدند.(14)

سرنوشت آنها چه شد؟

شیطان: در زمانهای کهن پیش از خلقت انسانها، میان طوایفی از جن و نسناس(طایفه ای به جای انسانهای فعلی) جنگ و خونریزی بالا گرفت و خداوند فرشتگان را فرمود که به زمین هبوط کنند، آنها هر دو طائفه از جمله فرزندان مرا به هلاکت رساندند و من از آنجا که خداپرست بودم از این معرکه جان سالم به در بردم.(15) آنگاه فرشتگان مرا به آسمان بردند و من در کنار ایشان، خدای را به جد می پرستیدم تا اینکه سخن از خلقت و خلافت آدم به میان آمد و در پی نافرمانی ام از آن جمع رانده شدم.

آیا در میان طائفه خود هواخواه و طرفدار هم داری؟

شیطان: نه تنها در میان قبیله خود که در میان انسانها نیز.

متوجه منظور شما نشدم یعنی می فرمایید انسانها هم به سوی تو دست دوستی دراز می کنند؟

شیطان: تعجب کردید؟! آری! عده ای هستند که مرا ارباب و سرپرست خود می انگارند، کارگزاران وخدمتگزارانی وفادار که اهداف شوم و توطئه های پلید مرا به خوبی جامه عمل می پوشانند.(16)

برسر سفره گناه می نشینند و از هر گناهی لقمه ای بر می گیرند، آنگاه معترضانه برمن خشم می آورند که سفره گناه را تو گستردی.


قلمرو فعالیتهای شما تا چه اندازه می تواند باشد؟



شیطان:امور تکوینی از قلمرو نفوذ و سلطه من بیرون است؛ تنها در حوزه امور تشریعی مجال جولان دارم، یعنی اعمالی که بشر از روی اختیار و تکلیف ملزم به انجام آنهاست؛ چه می گویم؛ باید اعتراف کنم که در حوزه تشریع نیزدست من بسته است چرا که فعالیتم منحصر به اندیشه و روان(و نه جسم) آدمی است؛ آن هم در حدود دعوت واجابت؛ همین وبس.

حرف آخر؟

شیطان(در حالیکه چهره اش از شدت خشم برافروخته بود): سوگند یاد می کنم که تا انتقامم را باز نستانم شما آدمیان را لحظه ای آسوده نخواهم گذاشت، پیوسته بر سر راهتان در کمین می نشینم و راهزن راهتان می شوم. اکنون ببینید چگونه راه نجات را بر شما خواهم بست.(17)

..............................................
پی نوشت ها
1- صالحی حاجی آبادی، نعمت الله، شیطان در کمینگاه

2- در سوره اعراف آیه 201 می خوانیم: "ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذا هم مبصرون" ترجمه: هنگامی که اهل تقوی دچار وسوسه های شیطان می شوند به یاد خدا می افتند و ناگهان بینا می گردند. طائف یعنی طواف کننده؛ گویا شیطان همچون طواف کننده‏ای پیرامون فکر و روح انسان پیوسته گردش می‏کند تا راهی برای نفوذ بیابد؛ ویاد خدا اکسیری است که ابرهای تیره و تار وسوسه ها ی شیطان را کنار می زند.

3- بقره/30

4- پیشین

5- پیشین

6- نهج البلاغه، خطبه 192، حضرت در این خطبه که به خطبه "قاصعه" مشهور است می فرمایند: شیطان 6000 سال خدا را عبادت کرد که معلوم نیست از سالهای دنیوی است یا اخروی.

7- از نظر قرآن، هر روز آخرت به اندازه پنجاه هزار سال دنیاست(معارج/3) بنابراین چنانچه سالهای عبادت شیطان اخروی باشد از حاصل ضرب این دو، عدد یاد شده به دست می آید.

8- نور/21

9- انعام/121 ونیز بنگرید : کهف/63

10- در تفسیر آیه 48 از سوره انفال برخی از مفسران قائلند به اینکه شیطان درقادر است درقالب اجسام نیز تمثل یابد؛ ر.ک: مطهری، مرتضی، آشنایی با قرآن3، صص 109-108

11- ابراهیم/22

12- اسراء/24

13- تفسیر برهان جلد 2 ذیل آیات سوره حجر در داستان خلقت آدم .

14- پیشین

15- پیشین

16- نحل/100ونیزناس/5

17- اعراف/16

چه فرقی می کند


وضع ما در گردش دنیا چه فرقی می کند


زندگی یا مرگ، بعد از ما چه فرقی می کند

 

 

ماهیان روی خاک و ماهیان روی آب


وقت مردن، ساحل و دریا چه فرقی می کند

 

 

سهم ما از خاک وقتی مستطیلی بیش نیست


جای ما اینجاست یا آنجا چه فرقی می کند؟

 

 

یاد شیرین تو بر من زندگی را تلخ کرد


تلخ و شیرین جهان اما چه فرقی می کند

 

 

هیچ کس هم صحبت تنهایی یک مرد نیست


خانه من با خیابان ها چه فرقی می کند

 

 

مثل سنگی زیر آب از خویش می پرسم مدام


ماه پایین است یا بالا چه فرقی می کند؟

 

 

فرصت امروز هم با وعده فردا گذشت


بی وفا! امروز با فردا چه فرقی می کند