نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»
نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

چرابایدخدارابپرستیم؟

در این بخش از صفحه « پدرم نگفته بود » به این سوال پاسخ خواهیم داد که 
« پدرم نگفته بود , چرا باید خدا را بپرستیم ؟ اصلا چرا نباید آزاد باشیم ؟ و چرا باید بپرستیم؟»
پدرم فقط گفته بود : باید خدا را بپرستیم و از دستوراتش اطاعت کنیم در غیر اینصورت ...
اینگونه بود که از موضع ضعف و ترس از خدای ندیده و ترسناک او را می پرستیدم.
اما امروز میدانم خدایی که آنقدر دوستم داشته که از روح خودش مرا ساخته , چه لزومی دارد , از او بترسم. چرا باید اورا بپرستم و اطاعت محض داشته باشم . 
باید اول مفهوم پرستش را بدانیم باید بدانیم که در  ساختار روانی انسان ها پرستش چه جایگاهی دارد .
در این قسمت به این سوال پاسخ خواهیم داد که , پرستش چیست ؟ وقتی دانستیم که عبادت و پرستش چیست ,در قسمت بعدی به این سوال پاسخ خواهیم داد که چرا باید خدا را بپرستیم؟
فرض کنید که مانند اسکندر مقدونی پادشاه کل زمین هستید و هیچ کس نمی تواند بالاتر از دستور و خواسته شما کاری را انجام بدهد و شما مجبور به انجام هیچ دستوری نیستید . کاملا آزاد و بدون قید و بندهایی که در ظاهر می شناسیم .وزیران و درباریان شما گوش به فرمان شما هستند تا خواسته های شما را یک به یک اجرا کنند . بعد از گذشت مدتی که درباریان و وزرای شما در کنار شما بودند کم کم به خصوصیات اخلاقی شما پی می برند می دانند که چه چیزی شما را خوشحال می کند و از چه چیزی بیزار هستید بالاخره هر انسانی دارای خصوصیات اخلاقی هست .اگر درباریان با هوش و زیرکی داشته باشیدحتی میتوانند تصمیم شمارا پیش بینی کنند . این نشان می دهد که حتی اگر شما پادشاه تمام جهان نیز باشید خود را به اصولی مقید و پابند می کنید و هر تصمیمی را که می خواهید بگیرید حتما با آن اصول تطبیق می دهید . همین اسکندر مقدونی که مثال زدیم پادشاهی بوده که به علم و دانش و دانشمندان بهای زیادی می داده و برای استاد خود یعنی ارسطو  و حرف های او اهمیت ویژه ای قائل بوده است . این یک ویژگی اخلاقی اوست که به ارسطو این اجازه را می داده که برای او نامه بنویسد و او را موعظه کند. آن دانشمند بزرگ می دانسته که نصیحت های او مورد توجه اسکندر قرار خواهد گرفت .
حال ببینیم درون اسکندر  چه اتفاقی می افتد وقتی برای او نامه ای از استادش می آورند .اسکندر به پادشاه درون خودش مراجعه می کند و او با توجه به اینکه به علم و استادش بها می دهد به اسکندر بیرونی دستور می دهد که نامه را با احترام بگیر و با دقت بخوان . ارسطو آن پادشاه درونی اسکندر را می شناخته که جراَت کرده برایش نامه ای پند آمیز بنویسد .
به طور خلاصه باید بگوییم که هر انسانی خود را به یک سری اصولی پایبند می کند که در کوچکترین تصمیمات هم به آنها مراجعه می کند می توانیم آن ها را متاثر از شخصیت آن فرد ذکر کنیم .تبعیت از این اصول اخلاقی هر فرد همان معنای پرستش است .حتی وقتی انسانی می خواهد هیچ خدایی را بنده نباشد و کاملا آزاد باشد همین هم یک اصل اعتقادی او محسوب می شود که انجام هر عملی را از دیدگاه آن بر انداز می کند و اگر مطابق با آن بود پادشاه درونش به او اجازه این کار را می دهد. بین این اصول و فردی که تابع آن هاست یک ارتباط دو طرفه برقرار است. قانون اساسی , بر او حاکمیت می کند و شخصیت او را می سازد و او نیز از آن پادشاه تبعیت می کند.بنا بر این هیچ انسانی بی قید و شرط و لا ابالی به صورت محض وجود ندارد . اعتقادات و پایبندی های هر انسان او را تربیت می کند و به سوی هدفی هدایت می کند .اعتقاداتش ارباب اوست و بنی آدم را از آن جهت انسان می نامند که با آن ارباب خود اُنس می گیرد.به طور خلاصه این معنای پرستش است که « انسان , درون خود پادشاهی دارد که همان شخصیت اوست و فرماندهی تمامی قوای جسمی و افکار او را به عهده دارد . تبعیت و فرمانبرداری از آن پادشاه را پرستش گویند» . حال با توجه به این تعریف , می توانیم بگوییم که هیچ انسانی وجود ندارد که خدایی را بنده نباشد . پس می توان نتیجه گرفت که پرستش در فطرت همه ما قرار دارد . پرستش یک عمل خاص نیست که گاهی اوقات اتفاق بیفتد. بلکه هر حرکت و فکر ما و هر لحظه از زندگی ما با  پرستش خدای درونمان تعبیر می شود. انسان های شهوت ران هم که برای شان چیزی غیر از شهوات و امیال حیوانی اهمیت ندارد آنها هم پرستنده خدای درون خود هستند . اما پادشاه درونی آنها به آنها دستوراتی می دهد که شهوات شان را ارضاء کند . قرآن به این خدای درونی که هر لحظه در مقابل آن سر اطاعت و تسلیم فرود می آوریم « اله » می گوید و حتی انسان هایی که در بند شهوات هستند را هم از پرستش مستثنا نمی داند. « ارّأ یتَ من اتّخذ الهه هواه افانت تکونُ علیه وکیلا» آیا آن کس را که هوای نفس خود را به خدایی گرفته دیدی آیا تو می توانی ضامن او باشی (س فرقان 43). شبیه همین آیه در سوره جاثیه 23 آمده است . این آیات سوای از مفاهیم دیگری که در بر دارند این موضوع را تصدیق می کنند , که بی قید و بندی و رسیدن به درجه حیوانی هم نوعی پرستش خدای درونی است. و آن خدای درون همواره مورد اطاعت قرار می گیرد.
با این تعریف از پرستش می توانیم بگوییم که پرستش برای هر انسان یک امر فطری است و هر عملی که از او سر بزند , در حقیقت , در راستای پرستش خدای درون خودش است .همان که خداوند میفرماید که « جن و انس را خلق نکردیم مگر برای پرستش» (سوره ذاریات 56 ) .
در قسمت بعدی به این سوال پاسخ خواهیم داد « اکنون که میدانیم همواره  خدایی را از درون می پرستیم چرا خودمان آن را انتخاب نکنیم چرا اصول و قواعد حاکم بر خود را خودمان تعیین نکنیم ؟ چرا قواعدی که خالق آسمان و زمین آنها را وضع کرده باید بر ما حکمرانی کنند »
امیدوارم که تا این قسمت از سلسله مباحث توانسته باشم به ذهن پرسشگر شما خواننده گرامی پاسخ های مناسب داده باشم .اگر هنوز نتوانسته ام جواب قانع کننده و دقیقی به این سوالات اساسی بدهم دو علت دارد اول اینکه بضاعت و دانایی بنده بیش از این نیست و دوم اینکه شما بزرگواران توانسته اید عقل و خرد را جایگزین تعصب ها کنید . فقر اینجانب در علم و استدلال , با عقل رها شده از قیود تعصب نتیجه اش این است که  سوالات بی پاسخ می مانند . اگر چنین است بنده را مطلع فرمایید . و اگر شما خواننده گرامی نیز نقص یا عیبی در این نوشتار ها می بینید و درک بالاتری از آنچه مطرح شده دارید , زکات علم خود را به این بنده که مستحق دریافتش هستم بپردازید. با تواضع آن را خواهم پذیرفت
                                                                                                        والسلام

 

همه هنرمندان جوانمرگ سینمای ایران در دهه‌ های اخیر

همه هنرمندان جوانمرگ سینمای ایران در دهه‌ های اخیر + تصاویر

همه هنرمندان جوانمرگ سینمای ایران در دهه‌ های اخیر + تصاویر

خبر ناگهانی است. همه شوکه می‌شوند و افسوس می‌خورند که چه وقت خداحافظی بود. چاره چیست؟ امکان بازگشت وجود ندارد. اندک زمانی به سکوت می‌گذرد و باز هم دیگری تصادف می‌کند یا بیماری از پا درش می‌آورد. باز هم آهی و افسوسی اما زندگی ادامه دارد. مرتضی پاشایی، پوپک گلدره، عسل بدیعی و داوود اسدی از مشهورترین هنرمندان جوانمرگ ایرانی هستند که در این فهرست جای می گیرند.

دو هنرمند جوان به فاصله یک روز و پس از مدت‌ها مبارزه با سرطان اهالی هنر را تنها گذاشتند و رهسپار دیار دیگر شدند. این بهانه‌ای شد تا یادی از برخی هنرمندان جوانمرگ سینمای ایران در دهه‌های اخیر داشته باشیم.

 

مرگ در ۱۹ سالگی:

کیمیا یادگاری‌نژاد بازیگر تئا‌تر بامداد پنجشنبه ۱۵ آبان امسال، در ۱۹ سالگی و یک روز پس از اجرای نمایش شهادت حضرت رقیه(س) بر اثر گازگرفتگی جان به جان آفرین تسلیم کرد. او در نمایش‌هایی چون «هیچی» و «میوه‌های نارس» به ایفای نقش پرداخته بود. یادگاری‌نژاد متولد ۱۳۷۴ و دانشجوی سال آخر رشته بازیگری واحد رسانه و از اعضای فعال کانون نمایش فرهنگسرای تهران بود.

همه هنرمندان جوانمرگ سینمای ایران در دهه‌ های اخیر + تصاویر

او در سومین جشنواره تئا‌تر شهر به خاطر بازی روان و تأثیرگذارش در نمایش «میوه‌های نارس» کار گروهی اعضای کانون نمایش فرهنگسرای تهران به سرپرستی شاهد پیوند کاندیدای دریافت جایزه بهترین بازیگر شد.


مرگ در ۲۵ سالگی:

محسن رسول‌اف عکاس در سانحه هواپیمایی ۷۳۷ قرقیزستان و در ۲۵ سالگی درگذشت. او عکاس پشت صحنه فیلم‌های آتش سبز به کارگردانی محمدرضا اصلانی و لالایی‌ها به کارگردانی منیژه حکمت بود و به این ترتیب به سینما که خیلی به آن علاقه داشت نزدیک شد. گرایش اصلی محسن عکاسی هنری بود و در کنار آن به عکاسی در شاخه‌های دیگر می‌پرداخت. ساخت سه فیلم کوتاه و تجربی را نیز باید به این کارنامه یک ساله او افزود.

همه هنرمندان جوانمرگ سینمای ایران در دهه‌ های اخیر + تصاویر

مرگ در ۲۶ سالگی:

مژگان پوریگانه دانشجوی فوق‌لیسانس دانشگاه آزاد و بازیگر نقش اصلی فیلم «عروس کاغذی» (حجت‌اله سیفی) متولد ۱۳۴۹، دی‌ماه ۱۳۷۵ در ۲۶ سالگی بر اثر تصادف با اتومبیل در مسیر دانشگاه، درگذشت. نخستین فیلم او «عروس کاغذی» بود و به جای او در این فیلم مینو غزنوی صحبت می‌‌کرد.

همه هنرمندان جوانمرگ سینمای ایران در دهه‌ های اخیر + تصاویر

مرگ در ۲۷ سالگی:

سید امین مهاجرانی آهنگساز جوان سینما و تلویزیون فروردین ۸۶، در ۲۷ سالگی به دلیل ایست قلبی درگذشت. از کارهای این آهنگساز سینما می‌توان به فیلم سینمایی «ابراهیم خلیل‌اله» ساخته محمدرضا ورزی اشاره کرد. وی همچنین برای آخرین کار پرویز شیخ طادی با نام «سومین روز پس از مرگ» موسیقی ساخته بود. از دیگر کارهای وی می‌توان به فیلم‌ها و مجموعه‌های «سقوط»، «صدر اعظم»، «کاخ تنهایی» و «پدرخوانده» اشاره کرد. مهاجرانی از شاگردان «مجید انتظامی» آهنگساز صاحب سبک سینمای ایران و لوریک‌ خوبیان بود.


مرگ در ۲۸ سالگی:

فرانک میری بازیگر جوان سینما و تئا‌تر، دستیار کارگردان سینما و فارغ‌التحصیل بازیگری از دانشکده هنر و معماری، تیرماه ۱۳۹۰، در ۲۸ سالگی، بر اثر سکته قلبی دار فانی را وداع گفت.

همه هنرمندان جوانمرگ سینمای ایران در دهه‌ های اخیر + تصاویر

او فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۸۱ در نمایش‌های دانشجویی آغاز کرد. بازی در نمایش‌های «عشقه» به کارگردانی محمد رحمانیان، «راز ماهی طلایی آکواریوم آقای ژان» به کارگردانی احمد ایرانی‌خواه، «ما کجا اینجا کجا» به کارگردانی میثم یوسفی، «پیک نیک در میدان جنگ» محمد هوشمندفر، «تئوری بیندر مایر» به کارگردانی محمد خداوردی و… از جمله فعالیت‌های این بازیگر تئا‌تر است.

وی در فیلم سینمایی «پرونده هاوانا» به کارگردانی علیرضا رئیسیان و «جایی برای زندگی» به کارگردانی محمد بزرگ‌نیا به ایفای نقش پرداخته بود.


مصطفی مزرعتی مستندساز کاشانی و مدیر مؤسسه فیلمسازی سیمانمای ماندگار کاشان مرداد امسال در ۲۸ سالگی از دنیا رفت. امیر و مصطفی مزرعتی دو بردار مستندساز به همراه خانواده‌های خود شهربانو شوکتی، زهره شکاری و پسر خردسال خود محمدپارسا برای تهیه مستند دو قسمتی تلویزیونی «دیار ماندگار» در طبس با هواپیمای آنتونوف ۱۴۰ از فرودگاه مهرآباد تهران عازم طبس بودند که دچار سانحه‌ سقوط هواپیما شدند.

همه هنرمندان جوانمرگ سینمای ایران در دهه‌ های اخیر + تصاویر

مهدی اباسلط کارگردان و دانش‌آموخته‌ سینما مرداد سال ۸۸ در ۲۸ سالگی بر اثر ایست قلبی درگذشت. او نمایشنامه «سادگی منو ببخش کیارستمی» را به چاپ رسانده بود و فیلم‌های «خنگ‌آباد»، «بچه‌های خیابان» و «مسعود کیمیایی عاشق» را در کارنامه داشت.

همه هنرمندان جوانمرگ سینمای ایران در دهه‌ های اخیر + تصاویر

مرگ در ۲۹ سالگی:

امید اله‌داد سینماگر جوان و از اعضای انجمن فیلم کوتاه ایران دوم آذرماه ۸۷ بر اثر ایست قلبی در ۲۹ سالگی جان به جان آفرین تسلیم کرد.

او از اعضای انجمن تهیه‌کنندگان فیلم کوتاه بود که فیلم‌های کوتاه بسیاری چون: طوفان سنجاقک (شهرام مکری)، خوره (سعید حبیبی) و چندین کار کوتاه دیگر را تهیه کرده بود.


محمد باباوند بازیگر و کارگردان تئا‌تر اسفندماه ۹۱ و در ۲۹ سالگی بر اثر تشنج در شهرستان ساری درگذشت.

باباوند که فارغ‌التحصیل هنرستان بازیگری سوره پسران بود در نمایش‌هایی از جمله «خشم و هیاهو» و «گلادیاتور» نیز ایفای نقش کرد و توانست جوایزی از جمله دیپلم افتخار بازیگری از جشنواره هنرستان‌های بازیگری را کسب کند. وی از سال ۸۲ به کارگردانی تئا‌تر روی آورد و با وجود سن کم توانست بیش از ده نمایش را کارگردانی کند که از جمله آن‌ها می‌توان به «حریم»، «کابوس‌ها و خون»، «نقل عزل»، «کفتر به توان دو»، «بچه‌های عاشورا» و «صبور» اشاره کرد.


اشکان بانکی پسر اصغر بانکی، تهیه‌کننده در ۲۹ سالگی بر اثر حمله قلبی درگذشت. او در فیلم «تو و من» در کنار محمدرضا گلزار و الناز شاکردوست ایفای نقش کرده بود.


مرگ در ۳۰ سالگی:

سروناز سیدی شاعر، داستان‌نویس و نقاش جوان ایرانی و از شاگردان آیدین آغداشلو شامگاه ۲۷ فروردین‌ ۸۸ در ۳۰ سالگی براثر ایست قبلی درگذشت. از سیدی مجموعه «آبسوراک» در سال ۱۳۸۵ از سوی انتشارات آنا منتشر شده است. او چندین نمایشگاه نقاشی انفرادی برپا کرد که آثارش مورد توجه بسیاری از اهالی هنر قرار گرفت.

سروناز سیدی در حال آماده‌سازی تازه‌ترین مجموعه شعر خود بود که فرصت این کار را نیافت. او در نقاشی یکی از شاگردان «آیدین آغدشلو»، در شعر، شاگرد «منوچهر آتشی» و در داستان، شاگرد «محمد محمد‌علی» بود.


مرتضی پاشایی ، متولد ۲۰ مرداد ۱۳۶۳ بود و موسیقی را از ۱۴ سالگی با نواختن گیتار آغاز کرد. او از کودکی با بیماری زخم معده دست و پنجه نرم می‌کرد و سرانجام پس از بستری شدن در بخش ICU بیمارستان، سرطان معده او را از پا درآورد. این خواننده‌ جوان پاپ که صبح روز جمعه، ۲۳ آبان‌ماه از دنیا رفت.

همه هنرمندان جوانمرگ سینمای ایران در دهه‌ های اخیر + تصاویر

مجید بهرامی متولد ۱۳۵۶ بازیگر و تئاتر سینمای ایران بود.

بهرامی در فیلم‌هایی چون بدرود بغداد، گیلانه، دانه‌های ریز برف و تئاتر سیاه‌ها، خانه‌ای در گذشتهٔ ما، عشق آباد و عجایب المخلوقات ایفای نقش کرده است. او به بیماری سرطان مبتلا شد و برای درمان بیماری او و اعزام او به کشور آلمان خانه هنرمندان ایران و انجمن عکاسان تئاتر نخستین اکسپو عکس تئاترایران را برگزار کردند که درامد حاصل از فروش این اکسپو به درمان بیماری مجید بهرامی اختصاص داده شد.

سرانجام، مجید بهرامی که طی چند سال اخیر با بیماری سرطان دست و پنجه نرم می‌کرد، روز شنبه ۲۴ آبان‌ماه ۱۳۹۳ در سن ۳۷ سالگی درگذشت.

همه هنرمندان جوانمرگ سینمای ایران در دهه‌ های اخیر + تصاویر


مرگ در ۳۱ سالگی:

مهدی دانش‌رفتار دستیار کارگردان فروردین‌ ۱۳۸۹ پس از ۱۵ روز کما، در ۳۱ سالگی دار فانی را وداع گفت.


دانش‌رفتار ۲۲ اسفند پس از عمل جراحی باز روی مغزش به کما رفت و پس از چند روز کما درگذشت. او در مجموعه‌های تلویزیونی نظیر «خرده ستمگران» و «عبور از پاییز» به عنوان دستیار کارگردان فعالیت داشت.


ساناز کیهان بازیگر سریال پربیننده «خط قرمز» ۲۵ دی‌ در ۳۱ سالگی طی تصادفی در خیابان حسینیه ارشاد درگذشت. کیهان در سریال «خط قرمز» نقش مقابل شهرام حقیقت‌دوست را ایفا می‌کرد.

همه هنرمندان جوانمرگ سینمای ایران در دهه‌ های اخیر + تصاویر


مرگ در ۳۲ سالگی:

نیما نهاوندیان مجری برنامه‌های ورزشی صدا و سیما دی‌ ۱۳۹۱ در ۳۲ سالگی در منزل خود درگذشت. وی از سال ۱۳۷۸ همکاری خود را با صدا و سیمای مرکز گلستان آغاز کرد وسپس از سال ۱۳۸۳ در صدا و سیمای مرکز تهران در شبکه دو و جام جم همچنین در برنامه‌های رادیو ایران به عنوان گوینده و مجری حضور داشت.

همه هنرمندان جوانمرگ سینمای ایران در دهه‌ های اخیر + تصاویر

نیما نهاوندیان در اثر برخورد با یک میز خون‌ریزی مغزی کرد و به دلیل آن‌که به تنهایی در خانه حضور داشت و کمک‌رسانی با تأخیر صورت گرفت، بعد از کما رفتن و مرگ مغزی فوت کرد.


سعید امینی که بازی تأثیرگذارش در فیلم «نفس عمیق» در ذهن‌ها حک شده بود سال گذشته در ۳۲ سالگی بر اثر گازگرفتگی جان سپرد.


مهتا مشایخی عکاس در ۳۲ سالگی به دلیل عارضه قلبی چشم از جهان فروبست. آثار این هنرمند در چندین نمایشگاه گروهی و انفرادی به نمایش گذاشته شده بود، عمده آثار او در سبک فیگوراتیو و نمادین و در ابعاد بزرگ با رنگ آکریلیک بود.

او از سال ۸۳، ۳ نمایشگاه انفرادی در گالری‌های نار تهران و میرک مشهد برپا کرد و حضور در نمایشگاه گروهیCanvase New York artدر نیویورک، هفت نگاه در خانه هنرمندان تهران و نگارخانه‌های نار و ماه تهران در کارنامه هنری وی به چشم می‌خورد.


مرگ در ۳۳ سالگی:

مسعود برخورداری کارگردان تحصیلکرده و عضو انجمن سینمای جوانان بهمن‌ماه ۹۲ در ۳۳ سالگی و در اثر مسمومیت ناشی از گازگرفتگی درگذشت. «در جستجوی سیگنال»، «بودن»، «سینما یعنی مونتاژ»، «نیستان»، «فرا‌تر از هرمنوتیک»، «سینتگما» و «چنگ انداخته در سینه‌ من» نیز فیلم‌های کوتاه او هستند. او موفق به کسب عنوان بهترین فیلم کوتاه در جشنواره منطقه‌ای دنا (یاسوج) ۱۳۹۱، بهترین فیلم تجربی در جشنواره منطقه‌ای دنا (یاسوج) ۱۳۹۱، دیپلم افتخار بهترین فیلم کوتاه در جشنواره فیلم کوتاه مستقل ایران (تهران) ۱۳۹۱ شده بود.


مرگ در ۳۴ سالگی:

علی عامه‌کن، تصویرگر بین‌المللی کتاب‌های کودکان و نوجوانان، پس از تحمل یک دوره بیماری جانکاه، اسفند ۸۹ در ۳۴ سالگی به دیار باقی شتافت. وی مدرک کار‌شناسی نقاشی خود را از جهاد دانشگاهی در سال ۱۳۸۰ دریافت و از سال ۱۳۷۵ شروع به تصویرگری برای کودکان کرد. علی عامه‌کن جایزه پادووای ایتالیا و کفش طلایی ایتالیا را دریافت کرده بود.


مرگ در ۳۵ سالگی:

ناصرعبدالهی خواننده، در بندرعباس به دلایل نامشخصی بی‌هوش شد و به کما رفت. او پس از گذراندن ۲۷ روز در کما سرانجام ۲۹ آذر ۱۳۸۵ و در ۳۶ سالگی درگذشت. عبدالهی در ترانه‌های خود از کسی تقلید نمی‌کرد و صدایی منحصر به فرد داشت. بیشتر اشعار ترانه‌های او از سروده‌های محمدعلی بهمنی بود. در کار موسیقی به گفته خود وی تحت تأثیر سبک موسیقی ابراهیم منصفی بود. طوری که در سال‌های آغازین کار هنری ترانه‌های منصفی را بازخوانی می‌کرد.

همه هنرمندان جوانمرگ سینمای ایران در دهه‌ های اخیر + تصاویر

پوپک گلدره درست زمانی که با بازی در سریال «نرگس» توجه مخاطبان را به خود جلب کرده بود در یک سانحه رانندگی (در جاده نوشهر به نور-منطقه سیسنگان) به کما رفت و پس از هشت‌ ماه در تاریخ ۲۷ فروردین ۱۳۸۵درگذشت. گلدره هنگام مرگ ۳۵ سال داشت.

او فعالیت هنری را با بازی در نمایش «پل» آغاز کرد و در سال ۱۳۷۵ در نماهنگ (ویدئو کلیپ) «رؤیای زمین» ظاهر شد. گلدره که با مجموعه «ساعت خوش» وارد کار بازیگری شد، به سرعت توانست شایستگی‌ها خود را در این عرصه نشان دهد که اوج آن با دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم سینمایی «موج مرده» ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا رقم خورد.

همه هنرمندان جوانمرگ سینمای ایران در دهه‌ های اخیر + تصاویر

عسل بدیعی فروردین‌ماه سال ۹۲ در ۳۵ سالگی درگذشت. او به سرنوشت نقش مقابلش در «بودن یا نبودن» دچار شد و دو روز پس از ایست قلبی، مرگ مغزی شد اما مرگ برای او پایان نبود چرا که با رفتنش جان هفت انسان را نجات داد. «دست‌های آلوده»، «شمعی در باد» و «شیرین» از جمله فیلم‌هایی بودند که بدیعی پیش از مرگ به ایفای نقش در آن‌ها پرداخت.

همه هنرمندان جوانمرگ سینمای ایران در دهه‌ های اخیر + تصاویر

ابوالفضل فیاضی کارگردان و بازیگر جوان تئاترهای مذهبی بهار سال ۹۲، در ۳۵ سالگی درگذشت.


نیما وارسته، آهنگساز، تنظیم‌کننده و نوازنده مطرح موسیقی پاپ ایران دوشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۳ در ۳۵ سالگی از دنیا رفت.

همه هنرمندان جوانمرگ سینمای ایران در دهه‌ های اخیر + تصاویر


مرگ در ۳۶ سالگی:

حامد خسروی متولد سال ۱۳۵۷ و از مستندسازان شمال کشور مهرماه امسال طی حادثه رانندگی در شهر انزلی درگذشت. او هنگام مرگ ۳۶ ساله بود.


«مجید حاجی‌باشی» تهیه‌کننده و مجری رادیو و تلویزیون صبح روز ۲۶ فروردین‌ در ۳۶ سالگی بر اثر سکته قلبی به دیار حق شتافت.


بیماری سرطان «ماه گل مهر» خواهرزاده رؤیا نونهالی را در ۳۶ سالگی با خود برد. این بازیگر جوان تئا‌تر متولد مهرماه ۱۳۵۷ و فارغ‌التحصیل کار‌شناسی تئا‌تر از دانشکده‌ هنر و معماری بود.


مرگ در ۳۷ سالگی:

شاهرخ غیاثی مجسمه‌ساز، نقاش و بازیگر آبان سال ۱۳۷۵ در ۳۷ سالگی و در جریان ساخت فیلم «فصل پنجم» (رفیع پیتز) حین تمرین فیلم بر اثر سانحه از گاری به زمین افتاد و درگذشت.

همه هنرمندان جوانمرگ سینمای ایران در دهه‌ های اخیر + تصاویر

پیمان ابدی هنرمند دیگری بود که با رفتنش بسیاری از سینماگران داغدار شدند. این بدل‌کار نامدار ایرانی زود‌تر از آنچه که تصور می‌شد در ۳۷ سالگی و در حین ایفای بدل‌کاری در فیلم «چشم‌های نامحسوس» بر اثر حادثه، جان خود را از دست داد.

همه هنرمندان جوانمرگ سینمای ایران در دهه‌ های اخیر + تصاویر

ابدی به چهار زبان انگلیسی، آلمانی، اسپانیایی و ایتالیایی چیرگی داشت و عضو تیمaction concept(یکی از ۴ تیم بر‌تر اکشن جهان) بود. او طراحی و اجرای صحنه‌های اکشن در پروژه‌های پر آوازه‌ای مانند پلیس‌های موتورسوار، ۱۰۰ درجه، دلقک و فرشتگان وحشی مهارت‌های فنی خود را به نمایش گذاشته بود.


مرگ در ۳۸ سالگی:

داوود اسدی بازیگر سینما و تلویزیون و یکی از چهره‌های طنز مشهور دهه هفتاد (ساعت خوش) فروردین‌ماه سال ۸۷ در ۳۸ سالگی درگذشت.

همه هنرمندان جوانمرگ سینمای ایران در دهه‌ های اخیر + تصاویر

مرگ در ۳۹ سالگی:

هومن قدرت‌نما هم یک سال و نیم درگیر بیماری بود و دی‌ماه ۹۲، از مقابل منزلش به سوی خانه ابدی شتافت. هومن قدرت‌نما فیلمساز، تصویربردار، عکاس، تدوینگر، گرافیست و نقاش متولد مرداد ۱۳۵۳بود و در ۳۹ سالگی درگذشت.

 

روحشان شاد ؛ یادشان گرامی باد


اگر A یک معادله ی موفق باشد...

اگر A یک معادله ی موفق باشد،آنگاه فرمول آن به این قرار است: Z Y X=A که در آن،X : کار و   Y: تفریح و Z : دهانت را بسته نگه دار، تعریف شده است.(آلبرت اینشتین)

نتیجه سوء ظن به رزق خدا


رُوِیَ عَن رَسوُل الله صلّی الله عَلیه وَآله و سَلَّم قال:
خِصلَتانِ لا تَجْتَمِعانِ فی مُؤمِنٍ اَلْبُخْلُ وَ سُوءُ الظَّنِّ بِالرِّزْقِ 1
 ترجمه:...

 

رزق خدا,رزق دست خداست,رزق خداوند,[categoriy]

پیامبر اکرم«صلّی الله علیه و آله و سلَّم» فرمودند:
دو صفت است که در مؤمن جمع نمی‌شود؛ بخل و گمان بد به روزی.

شرح حدیث: 
در گذشته روایتی را مطرح کردیم در باب اینکه انسان نباید نام مقدس خدا را با قسم خوردن برای امور دنیاییاش وسیله قرار بدهد. عرض کردم این اثر وضعی دارد. قسم راست هم اثر وضعی دارد. برکت را از انسان می‌گیرد.
 گاهی نه! از نظر درونی، انسان در ارتباط با امور دنیایی‌اش بعد هم نعوذ بالله در ارتباط با خدا این جور می‌شود. آن روایت از نظر ظاهری بود که  از طریق نام خدا مرتّب قسم می‌خورد که از این راه چیزی بدست آورد. از آن طرف عکسش، اگر بدست نیاورد را می‌خواهم بگویم. چون دوتاست؛ هم جنبه های مثبت و هم منفی. مثبتش آن بود که گفتم. حالا می‌روم سراغ منفی‌اش.
در این روایت که از پیغمبر اکرم هست، حضرت می فرماید که دو خصلت هست که هیچ وقت در مؤمن نمی‌آید و در او جمع نمی‌شود:

اوّل: مسأله بخل را می‌فرمایند. بخل؛ از رذائل نفسانی است و معنایش هم این است که انسان در جایی که شرعاً و عقلاً سزاوار است از نعمتهایی را که خدا به او داده مصرف کند، مصرف نکند. (شرعاً و عقلاً). یک بخل داریم، یک اسراف داریم. بخل معنایش این است به اینکه من شرعاً وظیفه دارم مصرف بکنم، خرج نمی‌کنم. دارم ولی استفاده نمی‌کنم. اسراف معنایش این است که بیجا خرج می‌کنم. نباید مصرف کنم ولی مصرف می‌کنم. کنار بخل که بگذاری اسراف معنایش این است به اینکه جایی که آدم شرعاً سزاوار نیست خرج بکند،‌ نعمت الهیّه را هدر بدهد. این راجع به بخل بود که نسبت به خودمان است.
مطلب دوّمی که در این روایت پیغمبراکرم می‌فرماید، می‌گوید: «وَ سوُءِالظَّنِّ بِالرِّزْقِ». این یعنی چه؟ این آن جاهایی است که تو هر چه خدا را خواستی وسیله بکنی، کارسازی پیدا نکرد. من تقریباً سعی می‌کنم روایاتی که می‌خوانم کمی مرتبط با هم باشد. بگو ببینم در دلت چه خبر است؟ اینجاست که سوءظن و بد گمانی نسبت به رزق پیدا می‌کنی. یعنی به اینکه اینجا سزاوار بود خدا به من بده، نداد. می‌فهمی معنایش یعنی چی؟ خوب دقت کنید کلمه اوّل راجع به خودت است. آن راجع به خودت را می‌آیی روی خداوند پیاده می‌کنی. یعنی خدا نعوذ بالله بخل ورزید. بخل را معنا کردم دیگر؛ یعنی سزاوار بود به من بده، نداد. این عین بخل است . یک وقت بخل را نسبت به خودت می‌گویی، یک وقت نعوذ بالله نسبت به خدا « سوء ظَّنِ بالرِّزق»، معنایش بخل نسبت دادن به خداست؛ که سزاوار بود به من بده بخل ورزید و به من نداد. نعوذ بالله. فهمیدی؟ اگر آنجا کارسازی پیدا نکرد از نظر ظاهری، می‌آیی از این طرف از نظر درونی چه کار می‌کنی؟ گاهی هم به شما بگویم که شما به زبان می‌آورید و متوجّه هم نمی‌شوید. همه شما این حرف من را گوش کنید. میخواهم اینها را بگویم یاد بگیرید؛ که یک چیزهایی از دهانتان بیرون می‌آید، مواظب باشید! می‌گویی خدا نخواست. بگو ببینم اینکه می‌گویی خدا نخواست، با این جمله غرضت این است که مصلحتم نبود و بجا نبود خدا به من بده، ‌نداد. این را می‌خواهی بگویی؟ که در عمق دلم راضی‌ام. یا نه! می‌خواهی بگویی خدا نعوذ بالله بخل ورزید؟! کدام اینها را می‌خواهی بگویی؟ حواست جمع باشد. «خدا نخواسته‌ایی» که از دهانتان بیرون می‌آید، یک وقت نکند کنارش ‌بخواهی بگویی خدا بخل ورزید!! یعنی بجا بود به من بدهد نداد... ‌آن وقت خیال می‌کنی که تو خداپرستی؟ 
مشکلت اینجاست. نمی‌فهمی این که از دهانت بیرون آمد، اگر با نارضایتی نسبت به خدا باشد،‌ یک گره دیگر می‌اندازی در کارت.اللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد 
احادیث و روایات، احکام دین - تبیان

حدثی زیباازحضرت علی(ع)

امام علی - علیه السلام- فرمودند :
پیروان ما کسانى‏ اند که در راه ولایت ما بذل و بخشش مى‏ کنند، در راه دوستى ما به یکدیگر محبت مى‏ نمایند، در راه زنده نگه داشتن امر و مکتب ما به دیدار هم می ‏روند. چون خشمگین شوند، ظلم نمى‏کنند و چون راضى شوند، زیاده روى نمی ‏کنند، براى همسایگانشان مایه برکت‏ اند و نسبت به هم‏نشینان خود در صلح و آرامش ‏اند.