نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»
نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

توصیه برای خواندن دعای عظیم فرج


اعوذ بالله من شر نفسی و من شر الشیطان اللعین الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام در عالم مکاشفه به مرحوم آیت الله میرزا محمد باقر فقیه ایمانی فرمودند :«در منبرها به مردم بگویید و به آنان دستور دهید ، توبه کنند و درباره ی تعجیل ظهور حضرت دعا کنید .دعا برای آمدن آن حضرت مانند نماز میت نیست که واجب کفایی باشد و با انجام دادن عده ای از دیگران ساقط شود ؛بلکه مانند نمازهای پنج گانه است برهر مرد و زن بالغ واجب است برای ظهور امام زمان عجل الله دعا کنند.


**************************************************************************

پارسایی که به زیارت امام زمان عجل الله تعالی فرجه از آن حضرت پرسیده بود:
آقاجان! قربانتان بشوم, چرا با اینکه ما این همه دعای فرج را می خوانیم شما نمی آیید؟
فرمودند: شما که دعای فرج را نمی خوانید! شما دعای سلامتی من را می خوانید (یعنی اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن ….)
شما باید دعای فرج (الهی عظم البلا) را زیاد بخوانید .
                                   

امام زمان و سید بن طاووس صفحه238.نجم الثاقب صفحه 480

                                  ————————–————————–————————-

حالا میدونین مسئله چیه ؟ به هر کی میگی دعای فرج ، میگه اللهم کن لولیک….
اسممون رو هم گذاشتیم شیعه ! در حالی که خیلیامون نمیدونیم دعای فرج حضرت کدومه . البته طبق معمول ! مشکل از پایَست !

تو تمام مدارس همین آموزش داده میشه و بچه ها حفظش میکنن.

بعد از اذان دعای سلامتی مولا پخش میشه . بعد از مراسم مذهبی ، دعای سلامتی میخونیم . 

دوستان ، یه یا مهدی بگین و هر روز یه بار این دعارو بخونین. باور کنین ۳ دقیقه بیشتر وقت نمیبره .

                                    ————————–————————–————————-


بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشنده مهربان

اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاَّءُ وَانْکَشَفَ الْغِطاَّءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاَّءُ

خدایا بلاء عظیم گشته و درون آشکار شد و پرده از کارها برداشته شد و امید قطع شد

وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماَّءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکى

و زمین تنگ شد و از ریزش رحمت آسمان جلوگیرى شد و تویى یاور و شکوه بسوى تو است

وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ

و اعتماد و تکیه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد 

اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ

آن زمامدارانى که پیرویشان را بر ما واجب کردى و بدین سبب مقام

وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً

و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ایشان به ما گشایشى ده فورا 

کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانى

نزدیک مانند چشم بر هم زدن یا نزدیکتر اى محمد اى على اى على اى محمد مرا کفایت کنید

فَاِنَّکُما کافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ

که شمایید کفایت کننده ام و مرا یارى کنید که شمایید یاور من اى سرور ما اى صاحب الزمان 

الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى اَدْرِکْنى السّاعَةَ

فریاد، فریاد، فریاد، دریاب مرا دریاب مرا دریاب مرا همین ساعت

السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ 

همین ساعت هم اکنون زودِ زود زود اى خدا اى مهربانترین مهربانان

بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ

به حق محمد و خاندان پاکش 

آمین یا رب العالمین


اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ

در باب بروج دوازده گانه


اسد (مرداد)، عقرب (آبان)، حوت (اسفند)، میزان (مهر)،حمل(فروردین)، ثور(اردیبهشت)، جوزا(خرداد)، سرطان(تیر)، سنبله(شهریور)، قوس(اذر)، جدی(دی)، دلو (بهمن)

که مانند مربند دور آسمان کشیده شده است و در هر شبانه روز از شرق طلوع و در غرب غروب می کنند،مردم هر روز شاهد طلوع و غروب این بروج می باشند. هر برج عبارتست از تعدادی ستاره که به اشکال گوناگون دور یکدیگر جمع شده و مدت طلوع هر برج را بوجود می آورند. چرخش زمین بدور خود ۲۴ ساعت را می سازد و شمس بطور متوسط در هر ماه یک برج را طی می کند.

قمر دور فلک را تقریباً در بیست و هشت روز طی میک ند و هر برج را در ۵۶ ساعت یعنی در دو شبانه روز و هشت ساعت می پیماید.

مریخ هر برج را تقریباً در چهل و پنج روز طی میکند.

زهره هر برج را تقریباً در یکماه طی می کند.

عطارد هر برج را تقریباً در بیست و هشت روز طی می کند.

مشتری هر برج را تقریباً در سیزده ماه طی می کند.

زحل هر برج را تقریباً در دو سال و شش ماه طی می کند.

اهل نجوم بدلیل نزدیک بودن قمر به زمین اثر قمر را در  زمین بیشتر از کرات دیگر می دانسته اند.

در طالع بینی نجومی تلاش می شود اتفاقات، پیش آمدها و حوادث خاکی و زمینی با توجه به وضعیت ستارگان آسمان پیشگویی شود.

اهل این فن، طالع بین ها، بر این باورند که چگونگی وضعیت صورت های فلکی، سیاره ها، شمس و قمر نسبت به یکدیگر به هنگام تولد هر انسان پیشگویی درباره خصوصیات روانی و رفتاری و حوادث آینده او را امکان پذیر می سازد.

قرآن مجید در احوال حضرت ابراهیم فرموده است :

فنظر نظره فی النجوم، فقال انی مقیم (سوره ۳۷ – آیات ۸۸ و ۸۱). پس نظر کرد نظر کردنی در ستارگان پس گفت من مریضم.

بخش عظیمی از عقاید علمی امروز حاوی نکات برجسته ای از تأثیر جواذب فلکی و کیهانی و فوق کیهانی بر حیات و اعتدال همه جانبه موجودات می باشد.

در بسیاری ازمعابد و ا هرام که امروزه هنوز هم پابرجا هستند کتیبه هایی وجود دارد، که از وضعیت خاص ستارگان نسبت به یکدیگر با حوادث و پیش آمدهای کاملاً خاصی بر روی زمین ارتباط دارند.

در زمان های قدیم منجمین با نظارت و دقت به ستارگان می توانستند حوادث و فرآیندهای زمینی و خاکی از قبیل هوای طوفانی یا دورانهای خشکسالی را با وضعیت ستارگان مشخص کنند. هنر طالع بینی و ستاره خوانی از زمان های خیلی قدیم وجود داشته و نوشته ها و کتیبه های بسیاری در این رابطه باقی مانده است.

طالع بینی نجومی وضعیت شمس و قمر و سیاره ها و همچنین وضعیت نشانه های نجومی در دایره البروح در لحظه تولد هر انسان را مشخص می کند که در جای خود شرح خواهم داد.

موضوع مهم : دایره البروج را که از نقطه اعتدال بهاری شروع می شود علامت نجومی حمل می خوانند، اگرچه این قسمت – برخلاف ۲۵۰۰ سال پیش – اکنون به طور کامل در برج جوت قرار دارد. یعنی تقریباً ۳۳ درجه فرق کرده است. بنابراین نشانه نجومی حملی که مورد استفاده طالع شناسان است، امروزه در صورت فلکی حوت قرار دارد در حالی که حدود ۲۰۰۰ سال پیش علامت نجومی و صورت فلکی حمل تقریباً بر یکدیگر منطبق بودند.

با آگاه شدن بر این موضوع باید بگویم که تمام تقویم های نجومی که هر سال در ایران چاپ می شود غلط می باشد و تمام محاسبات علوم غریبه یا باید رصد شود و یا با امکانات فعلی که خیلی هم پیشرفت کرده است بصورت دیسکت های نجومی تهیه و مورد استفاده قرار گیرد.

باید یادآور گردم، یکی از علت های انجام نگرفتن برنامه های علوم غریبه همین موضوع می باشد.

دایره البروج: بدانکه خداوند تعالی هر برج و ستاره را نیکی و بدی و سعادت و نحوست و اثر جداگانه عطا فرموده و حکم آنها در این عالم جاری می شود لهذا نزد عاملان بروج دوازده گانه را سه قسمت نامیده اند ثابت و منقلب و ذوجسدین. وقتی شمس یا قمر در برج ثابت آید عمل محبت و گشایش رزق و غیره مفید افتد و در منقلب هلاکی دشمن و غیره و در ذوجسدین برای هر دو امر عمل کردن سزاوار است.

منازل بیست و هشت گانه :

بدانکه در دایره البروج ۲۹ منزل نیز وجود دارد که هر کدام دارای خاصیت می باشد که در قاعده حروف خواهم نوشت، وقت این است که اینجا نام ۲۸ منازل را بازگو کنم:

۱٫  شرطین       ۲٫   بطین         ۳٫   ثریا             ۴٫   دبیران                ۵٫   هقعه                ۶٫  هتعه          ۷٫   ذراع           ۸٫   نثره             ۹٫   طرفه                 ۱۰٫   جبهه                ۱۱٫  زبره          ۱۲٫   صرفه        ۱۳٫  عوا             ۱۴٫   سماک              ۱۵٫  غفر                   ۱۶٫  زبانا          ۱۷٫ اکلیل         ۱۸٫ قلب             ۱۹٫   شوله               ۲۰٫   نعایم                 ۲۱٫  بلده          ۲۲٫ سعد ذابج    ۲۳٫   سعد بلع     ۲۴٫   سعدالسعود      ۲۵٫ اخبیه                  ۲۶٫  مقدم         ۲۷٫   موخر        ۲۸٫  رشا

دایره بروج

برج اول حمل

برج دوم ثور

برج سوم جوزا

برج جهارم سرطان

برج پنجم اسد

برج ششم سنبله

برج هفتم میزان

برج هشتم عقرب

برج نهم قوس

برج دهم جدی

برج یازدهم دلو

برج دوازدهمحوت

ستاره مطلق

مریخ

زهره

عطارد

قمر

شمس

عطارد

زهره

مریخ

مشتری

زحل

زحل

مشتری

عنصر

آتش

خاک

باد

آب

آتش

خاک

باد

آب

آتش

خاک

باد

آب

شرف

شرف شمس

۱۹ درجه

قمر در

۳ درجه

شرف راس

در ۳ درجه

شرف مشتری

۱۵ درجه

-

شرف عطارد

۱۵ درجه

شرف زحل

۲۱ درجه

-

شرف دنب

۳ درجه

شرف مریخ

۲۸ درجه

-

شرف زهره

هبوط

هبوط زحل

۲۱ درجه

-

هبوط ذنب

۳ درجه

هبوط مریخ

۲۵ درجه

-

هبوط زهره

۲۷ درجه

هبوط شمس

۱۹ درجه

هبوط قمر

۳ درجه

هبوط راس

۳ درجه

هبوط مشتری

۱۵ درجه

-

هبوط عطارد

۱۵ درجه

جنس

مذکر

مؤنث

مذکر

مؤنث

مذکر

مؤنث

مذکر

مؤنث

مذکر

مؤنث

مذکر

مؤنث

حالت

منقلب

ثابت

ذوجسدین

منقلب

ثابت

ذوجسدین

منقلب

ثابت

ذوجسدین

منقلب

ثابت

ذوجسدین

جهت

شرق

جنوب

غرب

شمال

شرق

جنوب

غرب

شمال

شرق

جنوب

غرب

شمال

تعلق

روز

شب

روز

شب

روز

شب

روز

شب

روز

شب

روز

شب

ویال

زهره

مریخ

مشتری

زحل

زحل

مشتری

مریخ

زهره

عطارد

قمر

شمس

عطارد

موکل

سراطائیل

حرزائیل

اهواسرائیل

قیفائیل

حرکائیل

سماکائیل

فهم النائیل

ضرضائیل

صلغائیل

هماکائیل

سغازائیل

ققهائیل

حروف متعلفه

اع ل ی

ب

ق ک

ه ح

ت ث

ب ت

ت ط

ل ز ظ ز ذ

ف

خ ح

س ش ص ئ ع

ج د


چون دو کوکب در یک برج و یک درجه و یک دقیقه جمع گردند، آنرا مقارنه یا قران گویند.

اگر این حال در میان آفتاب و ماه واقع شود اجتماع گویند.

اگر فی مابین آفتاب و خمسه متغیر اتفاق افتاد احتراق نامند.

اگر بین ماه و خمسه متغیر واقع شود یا خمسه متغیره را با هم روی دهد قران و مقارنه گویند.

چون در میان دو کوکب دو برج باشد سدس فلک آنرا تسدیس خوانند.

اگر فاصله سه برج باشد یعنی ربع تربیع گویند.

اگر چهار برج یعنی ثلث فلک فاصله باشد آنرا تثلیث گویند.

هرگاه فاصله شش برج باشد یعنی نصف فلک مقابله و همچنین مقابله تیرین را استقبال گویند.

نظر تربیع و مقابل را نحس گفته اند. مقابله را تمام دشمنی و تربیع را نیم دشمنی .

تسدیس و تثلیث را سعد گفته اند. اما تثلیث را تمام دوستی و تسدیس را نیم دوستی.

نظر مقارنه با کواکب سعد را، سعد و نظر مقارنه با کواکب نحس را، نحس گفته اند.

تسدیس آنستکه کوکبی در برجی باشد و کوکب دیگر در برج سیم یا یازدهم آن باشد، به همان درجه

تربیع آنستکه کوکبی در برجی باشد و دیگری در چهارم یا ۷ یا یازدهم، به همان درجه.

تثلیث آنستکه کوکبی در برجی باشد و کوکبی دیگر در برج پنجم یا نهم به همان درجه.

مقارنه آنستکه آن کوکب دیگر در برج هفتم آن باشد.

نظرات کواکب نسبت بهم:

۱- اجتماع شمس یا قمر

نحس است

۲- تسدیس قمر با شمس

سعد است

۳- تربیع قمر با شمس

نحس است

۴- تثلیث قمر با شمس

سعد است

۵- مقابله شمس با قمر

نحس است

۶- تربیع قمر با شمس

نحس است

۷- تسدیس قمر با شمس

سعد است

 

 

 


از امام رضا ( علیه السّلام ) شنیدم که فرمود:



حسن خزّاز گفت: از امام رضا ( علیه السّلام ) شنیدم که فرمود:
بعضى از کسانى که ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شیعیان ما از دجّال بیشتر است.
حسن گفت: عرض کردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم ) به چه علّت؟
فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنین شود، حقّ و باطل به هم در آمیزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
( صفات الشیعه ص 8 )

چرا برخی نمی توانند گناه را ترک کنند؟



قَالَ أَ رَءَیْتَکَ هَاذَا الَّذِى کَرَّمْتَ عَلىَ‏َّ لَئنِ‏ْ أَخَّرْتَنِ إِلىَ‏ یَوْمِ الْقِیَامَةِ لَأَحْتَنِکَنَّ ذُرِّیَّتَهُ إِلَّا قَلِیلًا(62- اسراء)

شیطان گفت: اگر تا روز قیامت به من مهلت دهی تمام فرزندان این کسی که بر من مقدم داشتی را افسار می زنم؛ مگر عده کمی.

اصل کلمه «احتناک» از «حنک» است. وقتى گفته مى‏شود:«حنک الدابة بحبلها» معنایش این است که ریسمانى به گردن حیوان بست و او را کشید. خود «احتناک» هم به معناى افسار کردن است.
شیطان ابتدا وسوسه کرده و به گناه دعوت می کند. پس از آنکه فرد اولین قدم را برداشت و خود را به آن آلود، وسوسه های بعدی سریعتر و راحتتر در او اثر می کند. هر چه انجام گناه ساده تر و سریعتر شود نشان از آن دارد که شیطان بهتر و بیشتر بر او تسلط یافته و به تعبیری بهتر سوار شده و افسار نفس را به دست گرفته است. از این به بعد او می برد هر جا که خاطرخواه اوست و این افسار به دهان یا گردن هم می رود هر جا که او می کشد. چنین کسی به عیان مشاهده می کند که تلاشهای سطحی او برای ترک گناه سودی ندارد و با کوچکترین حرکتی که شیطان به افسار می دهد او با سرعت به سمت گناه رفته و آن را مرتکب می شود.

چاره رهایی از این اسارت، توبه ای حقیقی و تلاش جدی در سایه توکل به خدا و توسل به اولیای اوست.

چرا از ما سلب توفیق می شود؟

اگر از قدرت و اختیارمان خوب و درست و در راه رضای خدا استفاده نکردیم و بلکه از آن در راه نادرست و گناه و نافرمانی استفاده کردیم، نتیجه وضعی اش این است که مجازات می شویم و بی توفیقی و خذلان نصیبمان می گردد و اسباب و زمینه های موفّقیّت را از دست می دهیم و بلکه زمینهء سقوط و تنزّل بیشترمان می شود.


چه عواملی منجر به سلب توفیقات می شود؟


1. فراموشی خداوند

خداوند می فرماید: «نَسوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنفُسهُمْ »؛ (حشر / 19. ) «خدا را فراموش کردند، و خدا نیز آنها را به خود فراموشی گرفتار کرد.» از یاد بردن خدا، زمینه و عاملِ از دست دادنِ بسیاری از توفیقات الهی است که در پرتو یادِ خدا قابل دست یابی است.

2. تردید داشتن

تردید، نشانهء بی بصیرتی، بی ایمانی و عاملِ بی توفیقی است. خداوند می فرماید: «إِنَّمَا یَستَئْذِنُک الَّذِینَ لا یُۆْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَخِرِ وَ ارْتَابَت قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فى رَیْبِهِمْ یَترَدَّدُونَ»؛ (توبه / 45. ) «تنها کسانی از تو اجازه (ماندن در مدینه) می گیرند که ایمان به خدا و روز آخرت ندارند و قلبشان در شک و تردید است. لذا آنان در تردید خود سرگردانند.»

بصیرت افزایی، عاملی تردیدزا و ایمان افزا و توفیق آفرین است.

پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: «اِنَّ المَعَاصِیَ یَستَولی بِهَا الخِذلَانُ عَلَی صَاحِبِهَا حَتَّی تُوقِعَهُ بِمَا هُوَ اَعظَمُ مِنهَا؛ به وسیله گناهان، خذلان (و سلب توفیق) بر گنهکار مستولی می شود تا جایی که او را در گناهان بزرگ تر می اندازد»


3. معصیت و نافرمانی (فسق: خروج از زی بندگی الهی)

خداوند در قرآن می فرماید: «مَن یَعْصِ اللَّهَ وَ رَسولَهُ فَقَدْ ضلَّ ضلَلاً مُّبِیناً»؛ (احزاب / 36. ) «هر کس خدا و رسولش را نافرمانی کند، به ضلالتی آشکار گمراه شده است.» گناه و نافرمانی، موجب سلبِ توفیقِ هدایت و باعث گمراهی می گردد.

خداوند ضرب المثلی مطرح می نماید و سپس می فرماید: «یُضِلُّ بِهِ کثِیراً وَ یَهْدِى بِهِ کَثِیراً وَ مَا یُضِلُّ بِهِ إِلا الْفَسِقِینَ»؛ (بقره / 26. ) «خداوند به وسیله آن [ضرب المثل] گروهی را گمراه و گروهی را هدایت می کند، امّا جز فاسقان (نافرمانان) را گمراه نمی سازد.» در این آیه، سرچشمهء اضلال الهی، فسق و خروج از اطاعت و فرمان الهی شمرده شده است. اگر گناه نکنیم، توفیقاتمان سلب نمی شود.

4. کفر (انکار حقایق دینی و تغییر نعمتهای خداوند)

قرآن کریم می فرماید: «وَ اللَّهُ لا یَهْدِى الْقَوْمَ الْکَفِرِینَ»؛ (بقره / 264. ) «خداوند، کافران را هدایت نمی کند.» در این آیه، کفر، زمینه سازِ سلب توفیق و عاملِ گمراهی معرفی شده است.

5. ظلم (خروج از عدالت و حدّ وسط)

قرآن کریم می فرماید: «وَ اللَّهُ لا یهْدِى الْقَوْمَ الظلِمِینَ»؛ (بقره / 258. ) «خداوند قوم ستمگر را هدایت نمی کند.» یعنی، ظلم زمینه سازِ سلب توفیق و موجب محرومیّت از هدایتِ الهی می شود.

6. اعمال ناشایست

امام صادق (علیه السلام) دربارهء کلام خدای عزّ وجلّ: «قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَت عَلَیْنَا شِقْوَتُنَا وَ کنَّا قَوْماً ضالِّینَ»؛ (مۆمنون / 106. ) «گفتند: پروردگارا شقاوتِ ما بر ما چیره گشت.» فرمود: «بِاَعمَالَهُم شَقَوا» به وسیلهء عملهایشان بدبخت شدند.»

بنابراین با اعمال شایسته، توفیق سعادت نصیب ما می شود و از ما سلب نمی گردد.