بسم الله الرحمن الرحیم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
"چرا از نظر دین مبین اسلام " طلا " برای مردان "حرام" شمرده شده؟
طلا برای مردان مضر و خطرناک است!!!!
طلا از جمله فلزهای زینتی به شمار میرود که طرفدران زیادی دارد و بخصوص خانمها علاقه زیادی به آن نشان میدهند و بالطبع از اشکال مختلف آن به عنوان زیورآلات استفاده میکنند.
در این میان حتما شنیدهاید که استفاده از طلا برای مردان منع شده و در اسلام این کار عملی حرام معرفی شده است !
ولی تا به حال شده از خودتان بپرسید چرا زنان مجاز به استفاده از طلا هستند ولی مردها نباید از این فلز قیمتی و زینتی بهرهمند شوند؟
به طور کلی هر موضوعی که اسلام آن را سفارش کرده باشد برای بدن انسان مفید و هر چه را که برای انسان حرام کرده باشد، قطعا برای او مضر است. و ما به عنوان مسلمان به این معتقد هستیم که مسلما خیری در پشت این ممنوعیتها وجود دارد.
طبق بررسیهای متعددی که صورت گرفته، تعداد گلبولهای سفید خون در مردان بیشتر از زنهاست، حال آن که تماس بدن مرد با طلا باعث بالا رفتن میزان گلبولهای سفید میشود.
به طور طبیعی با افزایش شمار گلبولهای سفید، جا برای گلبولهای قرمز خون کم شده و تعداد آنها به طور محسوسی کاهش پیدا میکند.

در واقع استفاده از طلا در مردان باعث بر هم خوردن تعادل میان گلبولهای سفید و قرمز خون میشود.
همین امر باعث بروز کمخونی در مردان و از سوی دیگر باعث بروز سرطان خون میشود که همگی بر اثر اختلال در گلبولهای بدن مردان ایجاد میشود.
اما در اینجا شاید این سوال ذهن شما را مشغول کند که پس چرا زنان میتوانند از طلا استفاده کنند؟ اگر طلا روی تعادل گلبولهای بدن مردان تاثیر میگذارد، پس زنان هم نباید از این امر مستثنا باشند!
در نگاه ابتدایی شاید حق با شما باشد، ولی مطالعاتی که روی ساختار بدن زنان انجام شده نشان میدهند تفاوتهایی جزئی در ساختار بدن زن و مرد وجود دارد.
طلا حاوی اشعههایی است که از پوست بدن رد شده و روی گلبولهای بدن تاثیر میگذارد. این مساله در مورد مردان کاملا صدق میکند ولی در زنان خیر.
در زنان بین لایه پوست و گوشت، یک لایه چربی وجود دارد اما در مردان این لایه وجود ندارد. همین لایه محافظ چربی است که همانند سدی محکم مانع از رسیدن اشعههای مضر طلا به بدن زنان میشود.
به این ترتیب تاثیر منفی روی گلبولهای قرمز خونی در مردان یکی از مضرات استفاده از طلا در آقایان است.
دلیل دیگری که از اهمیت زیادی هم برخوردار است، تاثیر منفی اشعههای فلز طلا روی هورمونهای جنسی مردان است.
استفاده از طلا توسط مردان باعث بروز اختلالات هورمونی شده و حرکت اسپرمها را با مشکل مواجه میکند، به طوری که سرعت حرکت آنها به قدری کاهش پیدا میکند که قدرت کافی برای باروری تخمک نداشته و موجب ناباروری مرد میشود.
در واقع بررسیهای صورت گرفته حاکی از آن است که بیشترین تاثیر طلا در بافتهای مختلف بدن، روی اندامهای تناسلی است.
طلا بیشترین اثر منفی خود را در مردان در بخشی از دستگاه تناسلی میگذارد که محل تجمع اسپرمهاست. اسپرمها مدت زمانی را در این مکان میگذرانند تا قدرت باروری و تحرک یابند. بنابراین اشعههای مضر طلا با تاثیر بر این بخش بشدت از سرعت حرکت و باروری اسپرمها میکاهد.
تعداد گلبولهای سفید خون در مردان بیشتر از زنهاست ، حال آن که تماس بدن مرد با طلا باعث بالا رفتن میزان گلبولهای سفید میشود.
علاوه بر ناباروری که پیامد مهمی در استفاده از طلاست، مشکلات روحی و خانوادگی ناشی از آن را هم باید اضافه کرد که گاهی باعث هزینههای زیاد برای درمان ناباروری و حتی به هم خوردن زندگیها میشود.
در این میان حتی افرادی که از طلا به عنوان زینت استفاده نمیکنند و تنها شغل آنها ایجاب میکند که با طلا در ارتباط باشند هم از این خطرات در امان نیستند و اختلالات هورمونی گریبان آنها را نیز ممکن است بگیرد!
اعوذ بالله من شر نفسی و من شر الشیطان اللعین الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
تا دهها سال قبل انسان هیچ اطلاعاتی در مورد مغز نداشت و فقط می دانست که مغز مرکز پردازش اطلاعات و حافظ انسان است و در دوران باستان فقط چندین بار عملهای جراحی موفقیت آمیز ساده بروی مغز انجام گرفته بود.
اما با گسترش علم دانشمندان متوجه شدند مغز انسان بصورت یکپارچه نیست و از اجزای مختلفی تشکیل شده است و هر بخش از مغز وظیفه خاصی را دارد در سال ۲۰۰۳ گروهی از دانشمندان با عکس برداری الکترومغناطیسی از مغز انسان متوجه شدند مرکز دروغگویی و راستگویی در بخش جلویی مغز قرار دارد و وقتی کسی دروغ می گوید قسمت های لپ پیشانی یا ناصیه مغزش فعالیت بیشتری را انجام می دهد و آن قسمت مسئول مستقیم دروغگویی در انسان است.

در حالی که دانشمندان در سال ۲۰۰۳ به این موضوع پی بردند قرآن کریم در سوره علق آیات ۱۳-۱۶ به این موضوع اشاره کرده است:
أَرَأَیْتَ إِن کَذَّبَ وَتَوَلَّى ﴿۱۳﴾أَلَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرَى ﴿۱۴﴾کَلَّا لَئِن لَّمْ یَنتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِیَةِ ﴿۱۵﴾ نَاصِیَةٍ کَاذِبَةٍ خَاطِئَةٍ ﴿۱۶﴾
]و باز] آیا چه پندارى [که] اگر او به تکذیب پردازد و روى برگرداند [چه کیفرى در پیش دارد] (۱۳) مگر ندانسته که خدا مىبیند (۱۴)زنهار اگر باز نایستد موى پیشانى [او] را سخت بگیریم (۱۵)[همان] موى پیشانى دروغزن گناه پیشه را (16)
در سوره هود آیه ۵۶ نیز خدواند دوباره به این مساله اشاره می کند:
مَّا مِن دَآبَّهٍ إِلاَّ هُوَ آخِذٌ بِنَاصِیَتِهَا
“جنبندهای نیست مگر این که خدا موی پیشانی او را میگیرد.”
براستی !در آن زمان که هیچ دستگاه برای اسکن مغز وجود نداشت حضرت محمد به تنهایی از کجا می توانست بداند که مرکز دروغگویی در قسمت جلوی مغز یا سر است؟؟؟
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
به روایت افسانه ها یک روز شیطان همه جا جار زد که قصد دارد از کار خود دست بکشد و وسایلش را با تخفیف به فروش بگذارد. او
ابزارهای خود را به شکل چشمگیری به نمایش گذاشت ، این وسایل شامل خودپرستی
، شهوت ، نفرت ، آز ، خشم ، حسادت ، قدرت طلبی و دیگر شرارت ها بود ولی در
میان ابزار او ، یکی بسیار کهنه و مستعمل به نظر می رسید و بهای گرانی
داشت. شیطان حاضر نبود آن را بفروشد. کسی از او پرسید : این وسیله چیست ؟ شیطان پاسخ داد : این ناامیدی و افسردگی است و با لبخند مرموزی ادامه داد : این وسیله گران است چون موثر ترین وسیله من است. هرگاه
سایر ابزارم بی اثر می شوند فقط با این وسیله می توانم در قلب انسان ها
رخنه کنم و کارم را به انجام برسانم. من این وسیله را در مورد تمامی انسان
ها به کار برده ام به همین دلیل اینقدر کهنه است.
1- روز خود را با دعا و شکرگذاری شروع کن
شاد بودن و شاد زیستن آسان است اگر که بخواهیم برای شادی کافی است:

زمانی که دعا کردن را شروع میکنی , انگار دری را باز کرده و به سوی خدا
گام بر می داری . دعا و شکرگذاری تو را در زمان حال نگه می دارد و همین
حضور در لحظه , حال و هوایی مثبت در تو ایجاد کرده و میزان انرژی ارتعاشی
مثبت را چند برابر می کند که باعث آرامش کل بدن می شود .
2- همان طور با دیگران رفتار کن که دلت می خواهد با تو رفتار شود .
وقتی روز خود را با دلخوری آغاز کنی , تمام روزت را تباه کرده ای . وقتی
فکر کنی که دیگران هم عین خودت هستند و فقط از لحاظ ظاهر با تو فرق می
کنند , دیگر دلت نمی خواهد در مقابل آنها جبهه بگیری و احساسات منفی ات را
نثارشان کنی . توجه داشته باش که رفتار آگاهانه ات باعث می شود انرژی
مثبت اطرافیان را به سوی خودت جذب کرده و باتری وجودت را با انرژی مثبت
آنها شارژ کنی .
3- درهر وضعیتی فقط و فقط جنبه مثبت را ببین .
توجه کن که خوبی و بدی , صرفا برداشت ذهنی خودت است . در اصل , هر وضعیتی
از زندگی سراسر عظمت و فیض الهی را به تصویر می کشد و حقیقت واحدی را
آشکار می کند : در همه چیز خیر و در همه کس روح الهی نهفته است . وقتی با
این دید , به دنیا بنگری خیر و برکت الهی از کائنات به سوی تو سراریز می
شود .
4- از کنترل کردن همه چیز دست بردار .
زندگی جاری است و ذات آن تحول و دگرگونی است . هر چقدر در برابر زندگی
جبهه بگیری , بیشتر رنج می بری . هر موقع که بخواهی اوضاع و شرایط زندگی
را کنترل کنی , حالت اضطراب و فشار عصبی به تو دست می دهد که همین باعث
تولید انرژی منفی می شود . فقط تصور کن که زندگی , رودخانه ای پرجوش و
خروش است , آیا فایده ای هم دارد که با آن دست به گریبان شوی؟ بهتر نیست
که آن را رها کنی و با جریان زندگی پیش روی ؟ وقتی خودت را در اختیار
جریان زندگی بگذاری , کلی انرژی مثبت ایجاد می کنی و در نتیجه خیر و برکت و
فیض الهی را به سوی خود می کشانی .
5- زندگی پر از صلح و صفا را تجسم کن .
ذهن تو هم مثل ذهن بیشتر مردم به افکار منفی معتاد شده است . لازم است
آگاهانه این اعتیاد را ترک کنی تا انرژی مثبت جذب شود . هوشیار باش و
بگذار تصاویر هولناک ناشی از تفکر منفی از ذهنت بیرون برود . در عوض جریان
آرامی از زندگی را مجسم کن . این تغییر نگرشی ذهنی که موجب جذب انرژی
مثبت می شود , خودت را هم مات و مبهوت می کند .
6- نگران آینده نباش .
در طول تاریخ بشریت , نگرانی به هیچ کس خدمتی نکرده است . هر آنچه که قرار
است رخ دهد , عملی می شود . کاری هم ازدست تو بر نمی آید . در اصل هر
آنچه را که تو از بابت آن نگران هستی , در اکثر مواقع روی نمی دهد . پس
چرا انرژی ات را روی نگرانی هدر می دهی ؟ هر نوع نگرانی باعث می شود درونت
را پر از انرژی منفی کنی که به راحتی سلامتی تو را به خطر می اندازد .
کافی است عاقلانه برنامه ریزی کنی و بعدش هم به خدا توکل کنی .
7- از دلخوری دست بردار .
گذشته , گذشته و جزو خاطرات تو شده است . آیا امکان دارد در گذشته زندگی
کنی ؟ به هیچ وجه ! به هر حال اگر مدام خاطرات ناخوشایند گذشته را در ذهنت
جا بدهی همیشه یک جورایی دلخور هستی . پس عفو و بخشش را یاد بگیر و با
این حرکت , یک عالم انرژی مثبت جذب کن .
8- اوقاتی را در طبیعت سپری کن .
دلت می خواهد انرژی مثبت جذب کنی ! سری به طبیعت بزن . به پارک برو , به
درختان و گل ها نگاه کن که چگونه با وزش باد , با وقار و متانت حرکت می
کنند . ببین چگونه آرامش و صفا را از وجودشان منعکس کرده و انرژی مثبتشان
را به تو منتقل می کنند ؟
9- در مقابل دیگران جبهه نگیر .
هنگام معاشرت با دیگران سعی کن که حضورت آگاهانه باشد تا اینکه در ذهن
خودت ساکن باشی . بگذار مردم هم حرف خودشان را بزنند و عقایدشان را ابراز
کنند . دست از جبهه گیری بردار تا مردم جذب طبیعت آرام تو شوند , چون
انرژی مثبت است که از تو ساطع می شود .
10- خلا را در وجودت احساس کن .
چشمانت را ببند و سعی کن که از درون , جسمت را احساس کنی . از سبکی و خلا
که در وجودت ایجاد می شود تعجب می کنی . همین سبکی موجب جذب انرژی مثبت و
بیرون راندن انرژی منفی می شود . با به کارگیری روش های بالا انرژی مثبت
را جذب می کنی . یادت باشد که طبیعت و سرنوشت تو ایجاب می کند که لحظه به
لحظه هوشیار و در زمان حال باشی تا آرامش و انرژی مثبت جذب شده را هم به
دیگران انتقال دهی .
مولانا میگه :
.
آب کم جو تشنگی آور بدست – تا بجوشد آب از بالا و پست.
.
به جای اینکه در به در دنبال خوشبختی باشی، ارزش درونت رو اونقدر بالا ببر، که خوشبختی خودش به سمت تو دوان دوان بیاد، منظور از خوشبختی فقط پول نیست، بن لادن هم پولدار، اما بدبخت بود.
درجات خوشبختی: لذت، آرامش خاطر، سلامتی، آبرو، پول، همسر و فرزند خوب و . . . .
ضمنا این گفته خدا : خداوند از آسمان آبی نازل کرد که در هر رودی بقدر وسعتش جاری شد.
براحتی از معنی و پیامش نگذر، البته شاید آب در اینجا بیشتر معنی حکمت بده.
.
شاید هم منظورش اینه که هرکی خوش قـلـب تره، خوشبخت تره
.
.
شاید کسی در هرم خوشبختی بالای هرم باشه، ولی در هرم ثروت پایین یا وسطهای آن باشه. مولانا میگه تو لیاقت بدست بیار ، خوشبختی خودش از راه میرسه، اشتباهی که جوانان میکنند خوشبخت بودن را با پولدار بودن یکی میدانند. خوشبختی یک حس شیرینه که فقط بعضی از آدمها اون رو تجربه میکنند، حتی خیلی از پولدارها در آرزوی تجربه این حس افسانه ای هستند.
.
خوشبختی یک احساس شیرینه برای کسانی که دل شکسته ای پشت سرشون نیست.
یا کسانی که بخشیده شده اند.
.