نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»
نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

علی آن شیرخدا...

علی آن شیر خدا شاه عرب **** الفتی داشت با این دل شب
شب ز اسرار علی، آگاه است **** دل شب محرم سرّ الله است
شب علی دید به نزدیکی دید **** گر چه او نیز به تاریکی دید
شاه را دید به نوشینی خواب **** روی بر سینه دیوار خراب
قلعه‌بانی که به قصر افلاک **** سر دهد ناله زندانی خاک
اشکباری که چو شمع بیزار **** می‌فشاند زر و می‌گرید زار
دردمندی که چو لب بگشاید **** در و دیوار به زنهار آید
کلماتش چو در آویزه گوش **** مسجد کوفه هنوزش مدهوش
فجر تا سینه آفاق شکافت **** چشم بیدار علی خفته نیافت
روزه‌داری که به مُهر اسحار **** بشکند نان جوین افطار
ناشناسی که به تاریکی شب **** می‌برد نان یتیمان عرب
تا نشد پردگی آن سرّ جلی **** نشد افشا که علی بود علی
شاهبازی که به بال پر راز **** می‌کند در ابدیت پرواز
شهسواری که به برق شمشیر **** در دل شب بشکافد دل شیر
عشقبازی که هم آغوش خطر **** خفت در خوابگه پیغمبر
آن دم صبح قیامت تأثیر **** حلقه در شد از او دامنگیر
دست در دامن مولا زد در **** که علی بگذرد از ما مگذر
شال می‌بست و ندایی مبهم **** که کمربند شهادت را محکم
پیشوایی که ز شوق دیدار **** می‌کند قاتل خود را بیدار
ماه محراب عبودیت حق **** سر به محراب عبادت منشق
می‌زند پس‌، لب او کاسه شیر **** می‌کند چشم اشارت به اسیر
چه اسیری که همان قاتل اوست **** تو خدایی مگر ای دشمن دوست
در جهان این همه شر و همه شر **** ها علی بشر کیف بشر
کفن از گریه غسال خجل **** پیرهن از رخ وصال خجل

" محمد حسین شهریار"


نویسنده: نادرحبیب الهی، ارسال شده در دو

یاعلی مددی مولا

به جز از علی نباشد به جهان گره‌گشایی **** طلب مدد از او کن چو رسد غم و بلایی
چو به کار خویش مانی در رحمت علی زن **** به جز او به زخم دل‌ها ننهد کسی دوایی
ز ولای او بزن دم که رها شوی ز هر غم **** سر کوی او مکان کن بنگر که در کجایی
بشناختم خدا را چو شناختم علی را **** به خدا نبرده‌ای پی اگر از علی جدایی
علی ای حقیقت حق علی ای ولی مطلق **** تو جمال کبریایی تو حقیقت خدایی
نظری ز لطف و رحمت به من شکسته دل کن **** تو که یار دردمندی تو که یار بینوایی
همه عمر همچو "شهری" طلب مدد از او کن **** که به جز علی نباشد به جهان گره‌گشایی

صغیر ازعلی(ع)می گوید

ای وجه رب العالمین هو یا امیر المومنین
ای قبله ی اهل یقین هو یا امیر المومنین

راه طلب پویم تو را در هر کجا جویم تو را
در هر نفس گویم چنین هو یا امیر المومنین

خیل ملائک لشکرت ،تاج ولایت بر سرت
مُلک حَقت زیر نگین هو یا امیر المومنین

تو جان پاک مصطفی وصف تو از قول خدا
آیات فرقان مبین هو یا امیر المومنین

اول تویی،آخر تویی، یاور تویی، ناصر تویی
بر اولین و آخرین هو یا امیر المومنین

از بهر خدمت روز و شب، اِستاده با عجز و ادب
بر درگهت روح الامین هو یا امیرالمومنین

سوی محبان کن نظر، محفوظشان دار از خطر
ای حب تو حصن حصین هو یا امیر المومنین

دارد صغیر بی نوا بر آستانت التجاء
مگذارش از محنت غمین هو یا امیر المومنین

صغیر اصفهانی

یاعلی(ع)

ز لیلایی شنیدم یا علی گفت - به مجنونی رسیدم یا علی گفت
مگر این وادی دارالجنون است - که هر دیوانه دیدم یا علی گفت
نسیمی غنچه ای را باز میکرد - به گوش غنچه آندم یا علی گفت
خمیر خاک آدم چون سرشته -چو بر میخاست آدم یا علی گفت
مسیحا هم دم از اعجاز میزد - زبس بیچاره مریم یا علی گفت
مگر خیبر زجایش کنده میشد - یقین آنجا علی هم یا علی گفت
علی را ضربتی کاری نمیشد -گمانم ابن ملجم یا علی گفت

دلا باید که هردم یا علی گفت -نه هر دم بل دمادم یا علی گفت
که در روز ازل قالوبلا را - هر آنچه بود عالم یا علی گفت
محمد در شب معراج بشنید -ندایی آمد آنهم یا علی گفت
پیمبر در عروج از آسمانها - بقصد قرب اعظم یا علی گفت
به هنگام فرو رفتن به طوفان -نبی الله اکرم یا علی گفت
به هنگام فکندن داخل نار -خلیل الله اعظم یا علی گفت
عصا در دست موسی اژدها شد -کلیم آنجا مسلم یا علی گفت
کجا مرده به آدم زنده میشد -یقین عیسی بن مریم یا علی گفت
علی در خم به دوش آن پیمبر - قدم بنهاد و آندم یا علی گفت

علی(ع)فرمانروای محشر

آنکه او فرمانروای محشر است
حیدر است و حیدر است وحیدر است


                                      ماسواومحورمینا علسیت
شهسوار تاج کرمنا علیست
معنی والشمس نور روی اوست
معنی والیل مشکین موی اوست
دین حق با نام او کامل شده
هل اتی در شأن او نازل شده
چون خدا ایجاد غرب و شرق کرد
قبل از آن نور علی را خلق کرد
عشق با نام علی آغاز شد
با علی درهای رحمت باز شد
این حدیث دل بود تصنیف نیست
شیعه در محشر بلا تکلیف نیست
شیعه پایش در مسیر اولیاست
شیعه مولایش علی المرتضاست
هر کسی را اسم اعظم داده اند
بر لبش نام علی بنهاده اند
او به بیت الله رکن قائمه است
تاج احمد افتخار فاطمه است
عشق بر حجاج احرام ولاست
کعبه ی کعبه علی المرتضاست
نوح گر در بحر از طوفان برست
مرتضی بگرفت سکان را بدست
هست او هستی به عیسی داده است
او عصا بر دست موسی داده است
اوست هدهد را غزل خوان کرده است
او سلیمان را سلیمان کرده است
او به ابراهیم احسان کرده است
اوست اتش را گلستان کرده است
آن ملاحت که به یوسف داده اند
جان یوسف از علی بستانده اند
عشق او از دل تجلا می کند
یا علی گفتن گره وا می کند
تا علی سر رشته دار کار هاست
مکتب شیعه پر از عمار هاست
یا علی گفتن رموز انبیاست
یا علی گفتن شعار مصطفاست
یا علی گفتن مرام فاطمه است
مزد هر شیعه سلام فاطمه است
پیش او افتاده مرحب از نفس
بت شکستن کار حیدر هست وبس
پس سخن بی پرده گفتن بهتر است
چرخ تحت اقتدار حیدر است
تا علی فرمانده دهر است دهر
شیعه با ضد علی قهر است قهر
او نه تنها در زمین نام آور است
نام او در اسمانها حیدر است
سعی کن محشور گردی با علی
پس بگو (خوشزاد) یا هو یا علی
آنکه او فرمانروای محشر است
حیدر است و حیدر است وحیدر است