نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»
نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

أَلسَّلامُ عَلى مَنْ دَفَنَهُ أَهْـلُ الْقُرى


باز باران

با ترانه
می خورد بر بام خانه
یادم آمد کربلا را
دشت پر شور و بلا را
گردش یک ظهر غمگین
گرم و خونین
لرزش طفلان نالان
زیر تیغ و نیزه ها را

باز باران با صدای گریه های کودکانه

از فراز گونه های زرد و عطشان با گوهرهای فراوان

می چکد از چشم طفلان پریشان

پشت نخلستان نشسته،رود پر پیچ و خمی در حسرت لبهای ساقی

چشم در چشمان آ رام و سنگین،می چکد آهسته از چشمان سقا بر لب این رود پیچان

باز باران با ترانه

آید از چشمان مردی خسته جان،هیهات بر لب،از عطش در تاب و در تب

نرم نرمک می چکد این قطره ها روی لب شش ماهه طفلی رو به پایان

مرد محزون دست پر خون

می فشاند از گلوی نازک شش ماهه بر لب های خشک آسمان

با چشم گریان

باز باران

باز هم اینجا عطش 
آتش شراره جسمها 
افتاده بی سر پاره پاره
می چکد از گوشها باران خون و کودکان بی گوشواره
شعله در دامان و در پا می خلد خار مغیلان
وندرین تفتیده دشت و سینه ها برپاست طوفان
دستها آماده شلاق و سیلی
چهره ها از بارش شلاق‌ها گردیده نیلی
دراین صحرای سوزان 
می دود طفلی سه ساله              
پر زناله،پای خسته،دلشکسته
روبرو بر نیزه ها خورشید تابان
می چکد از نوک سرخ نیزه ها
بر خاک سوزان         
 
باز باران باز باران

 

قطره قطره می چکد از چوب محمل ،خاک‌های چادر زینب به آرامی شود گل
می رود این کاروان منزل به منزل،می شود از هر طرف این کاروان هم  سنگ باران
آری آری      

باز سنگ و باز باران
آری آری      
تا نگیرد شعله ها در دل زبانه،تا نگیرد دامن طفلان محزون را نشانه
تا نبیند کودکی لب تشنه اینجا اشک ساقی،بر فراز خیمه برگونه ها،بر مشک ساقی

کاش می بارید باران

باز باران با محرم- اشک های جاودانه آه باران !
کی بباری بر تن عطشان یاران ؟
تر کنند از آن گلو را
آه باران ، آه باران

آیا امام حسین(ع) خود را فدا کرد تا گناهان شیعیان و دوستداران ایشان بخشیده شود؟

muharram

در این تحلیل امام حسین(علیه السلام) خود را فدا کرد تا گناهان امّت بخشوده شود و امام کفّاره گناهان امّت باشد. نظیر اعتقاد باطلى که مسیحیان نسبت به حضرت مسیح(علیه السلام) دارند و مى گویند مسیح(علیه السلام) با تن دادن به صلیب باعث پاک شدن گناهان پیروان خود شد و آنان را رستگار کرد.

معتقدان این تحلیل با تمسک به تعابیرى چون «یا بابَ نِجاةِ الاُمَّةِ» چنین برداشت کردند که امام حسین(علیه السلام) نیز با استقبال از شهادت موجب بخشوده شدن گناهان فاسقان و فاجران امّت و در نتیجه سبب نجات آنان شده است. در عوض امّت با برپایى مجالس عزا از امام تشکّر و سپاسگزارى کرده و مستحقّ رستگارى مى شود.
این تحلیل نیز با هیچ یک از اصول و مبانى مسلّم دینى سازگار نیست و موجب شده است عدّه اى گمان کنند که امام حسین(علیه السلام) با شهادت خود و فرزندانش، گناهکاران را در برابر عذاب الهى بیمه کرده است. به تعبیر دیگر : امام(علیه السلام) و یارانش کشته شدند تا دیگران در انجام هر گناه و جنایتى آزاد باشند و در واقع تکلیف الهى از آنان ساقط گردد.
همین پندار سبب شده است که عدّه اى گمان کنند هر کس بر امام حسین(علیه السلام) گریه کند، هر قدر در فساد و تباهى غوطه ور باشد و حتّى نسبت به ضروریّات دین پایبند نباشد، مورد عفو و بخشش قرار گرفته و اهل نجات خواهد بود.
نفوذ این پندار غلط تا جایى بوده است که حتّى سلاطین جبّار و ستمگرى که حکومتشان بر پایه هاى ظلم و بى عدالتى استوار بود و دستشان به خون بى گناهان آلوده بوده، در ایّام عزادارى آن حضرت مجالس عزا به پا کنند و یا خود پا برهنه در دستجات عزادارى به سر و سینه بزنند، و آن را مایه نجات خود بدانند!


برگرد

دیگر نمیخواهم بگویم کاش بیایی آقا
زین پس دعایم اینست: کاش برگردی
ما خودمان باعث نیامدنت هستیم...فقط خودمان.
با دست پس میزنیم و با پا پیش میکشیمت.
برگرد....
مارو ببخش.

 

محمد(ص)موثرترین فرد در طول تاریخ

 

 

 

این چیزی است که غیر مسلملنان بر آن گواهی می دهند . هنگامی که فردی روش علمی در تفکر را شیوه ی خود قرار دهد، به این نتیجه نیز خواهد

 

خواننده عزیز شاید شما هم چیزی از کتاب «موثرترین صد نفر تاریخ» شنیده باشید (The 100: A Ranking of the Most Influential Persons in History ) .

شاید خود نویسنده نیز قبل از انتشار این کتاب به این نکته واقف بود که چهره اسلام در غرب بسیار تخریب شده است و این شاید بر فروش کتابش تاثیر بدی بگذارد . اما با وجود این او از جاده انصاف دور نشده و نام محمد پیامبر اسلام  را بعنوان موثرترین فرد در تاریخ معرفی کرد.

نویسنده این کتاب Michael H. Hart  می گوید:

« خواننده عزیز شاید شما تعجب کنید که چرا من اسم محمد را در ابتدای فهرست این کتاب گذاشته ام. ولی در واقع دلیل های محکمی برای این کار وجود دارد. و آن این است که محمد تنها مردی است که در طول تاریخ توانست هم در زمینه دینی و هم در زمینه دنیوی موفق باشد. تاثیر محمد هنوز هم با وجود گذشت 14 قرن بالاست. و او تنها رهبری بود که تونست دولتی مقتدر تشکیل دهد که هم از لحاظ دینی و هم از لحاظ علمی قدرتمند بود. به همین خاطر او شایسته این است که لقب تاثیر گذارترین فرد در تاریخ بشریت را به خود اختصاص دهد»

It is this unparalleled combination of secular and religious influence which I feel entitles Muhammad to be considered the most influential single figure in human history.

مولف این کتاب اساسی علمی را برای کار خود نهاد و از تاثیر گرفتن از دین و ملیت و شهرت دور شد.

این همچنین نشان می دهد، کسانی که اسلام و پیامبرش را پشتیبان ترور می خوانند، نظریات شان را بر پایه ی گمان شکل می دهند.

با من به ادیبان و شعرا و مخترعین در طول تاریخ نگاهی بیندازید. هیچ یک از آنها را نمی شناسیم که ابداع و یا اختراعی را شکل داده باشد سپس آن را به خود نسبت نداده باشد!! پس چگونه است که مردی بدون داشتن سواد خواندن و نوشتن و در جامعه ای که دوستدار تفاخر ، مباهات و مدح بودند، این همه دستاورد را پدید آورد و سپس از همه آنها خود را مبرا کند و بگوید این ها از من نیست؟!

 (قُلْ یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُمْ جَمِیعًا الَّذِی لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ یُحْیِی وَیُمِیتُ فَآَمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ الَّذِی یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَکَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ) [الأعراف: 158].

ترجمه: بگو اى مردم من پیامبر خدا به سوى همه شما هستم همان [خدایى] که فرمانروایى آسمانها و زمین از آن اوست هیچ معبودى جز او نیست که زنده مى‏کند و مى‏میراند پس به خدا و فرستاده او که پیامبر درس ‏نخوانده ‏اى است که به خدا و کلمات او ایمان دارد بگروید و او را پیروى کنید امید که هدایت‏شوید 

 


چراپیامبر(ص)خلوت بازنان نامحرم رامنع کرد(دلیل علمی)

«کافی است به مدت 5 دقیقه با زنی نامحرم خلوت کنی تا میزان ترشح هورمون استرس در بدنت بیشتر شود» این چیزی است که یک تحقیق علمی جدید به آن دست یافته است. به نقل از روزنامه دیلی تلگراف!

دانشمندان در دانشگاه Valencia تاکید می کنند که خلوت با زنی زیبا منجر به بالا رفتن ترشح هورمون کورتیزول(cortisol) می شود که این هورمون مسؤل ایجاد استرس در بدن است. با اینکه افرادی که تحقیق بر روی آنها صورت گرفته سعی کردند که چشم خود را از نگاه کردن و یا حتی خود را از فکر کردن باز بدارند ، ولی با این همه این مانع آن نشد که جسم این هورمون را ترشح نکند.

محققان می گویند که هورمون کورتیزول برای بدن ضروری است ولی بشرط اینکه به مقدار کم ترشح شود. ولی چنانچه میزان ترشح این هورمون بیش از اندازه متعارف شود و این اتفاق چندین بار تکرار شود در این صورت خطرناک است و امکان دارد بدن را به بیماری های خطرناکی از جمله امراض قلب، بالا رفتن فشار خون و مرض قند و یا مراض دیگر مبتلا می سازد که حتی ممکن است به ناتوانی جنسی نیز بینجامد

 

 

تصویری که نمایان کننده ی کار هورمون کارتیزول. تحقیقی می گوید که بالا رفتن هورمون کورتیزول در حال خلوت با زن غریب و نامحرم بیشتر است. هر چقدر موقعیت خلوت تحریک آمیزتر باشد به طبع آن ترشح این هورمون نیز بالاتر می رود!. این هورمون هنگامی که مرد با خواهر ، دختر  ویا مادر خویش است تاثیری ندارد . و همانطور هنگامی که یک مرد کنار مرد دیگری می نشیند، ترشح این هورمون بالا نمی رود. و فقط هنگامی که یک مرد با زنی نا آشنا و یا نامحرم خلوت  کند این هورمون به میزان بالا ترشح می شود و آن هنگام تاثیرش پدیدار می شود!

محققان می گویند، مرد به محض اینکه زنی غیر آشنا در کنارش بنشیند تصور می کند که چگونه با او رابطه داشته باشد(به صورت ناخودآگاه). تحقیقی دیگر نیز تاکید می کند که این حالت (نگاه به زنان و فکر کردن به آنها) اگر تکرار شود در طول زمان فرد را به امراض مزمن و ناراحتی های روحی مانند افسردگی مبتلا می سازد.

پیامبر خلوت را تحریم کرده است

همه ی ما این حدیث مشهور را شنیدیم که می گوید: «هیچ مردی با زنی خلوت نمی کند مگر اینکه سومی آنها شیطان است.». این حدیث خلوت با زن غریب(نامحرم) منع می کند . پیامبر (ص) به این شیوه خواسته است تا مسلمانان را از بسیاری از امراض اجتماعی و جسمی مصون کند.

 

هنگامی که مرد نگاه خود را از زنان(نامحرم) باز بدارد و از خلوت با آنان اجتناب کند، این امر از انتشار فحشا جلوگیری می کند که به تبع آن جامعه وفرد از بسیاری از مشکلات اجتماعی(و همچنین فرد از امراض) محفوظ می مانند ... وبه هر کس که پیام دین ما را قبول ندارد می گوییم:«آیا اسلام دین شایسته ی احترام و اتباع نیست؟»