نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»
نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

عشق تو شوخی دردناکی بود که خداوند با قلبم کرد...

و تو ... و من ... و پایان یک حادثه به نام عشق...
 
نبودنت نداشتنت باز هم تکرار خواهد شد ولی این بار بی امید... در حضور مبهم این اوراق بی انتها خواهم گریست...
 
کاش کمی مهربانتر بودی... امروز تمام خیابانها را برای یافتن قاصدکی گشتم... لا به لای تمام بوته ها و شمشادها... ولی نبود... نشد که ارزو کنم نری...
 
و حال در هجوم کاغذها لا به لای دیوارهایی که هر لحظه نزدیکتر میشوند... تا مرا ببلعند... باید قصه ی تلخ جدایی را در انتهای دفتر خاطره های تلخ و شیرین مینوشتم و ان را مهر و موم میکردم
 
چه تاوان سختی... اینکه نامت را در پرانتزی بنویسم و ان را برای همیشه ببندم
 
در سرزمینی که موریانه هایش  انقدر عرضه ندارند من را با خاطراتم بجوند.
 
انگار تقویم امسال هم با تقویم پارسال فرقی نمیکند و زندگی تا اطلاع همیشه تعطیل است و حالا درد میکند جای خالی تمام بی تفاوتیهایت.
 
مادربزرگم خیال میکرد برایش هر چه بیشتر قرص بنویسند بیشتر زنده میماند درست مثل من که خیال میکردم هر چه بیشتر برایت بنویسم بیشتر...! اینطور برایت بگویم از حال و روزم که این روزها کلیدهایم تند و تند از جیبم می افتند...
 
کیف پولم را گم میکنم... گوشی ام را جا میگذارم... و عجیب یادت را میبرم با خودم... در جیبم... در کیفم... در دلم...
 
انگار در سرزمین من اغوشها فقط برای بدرقه گشوده میشوند... تا حالا کلمه روح درد به گوشت خورده است کمی فکر کن... روح درد
 
عشق تو شوخی دردناکی بود که خداوند با قلبم کرد و خدا نمیدانست که این شوخی چقدر میتواند برای من دردناک باشد
 
البته تو بی تقصیری خدا هم بی تقصیر است و من تاوان اشتباه خود را پس میدهم
 
و تمام این تنهایی تاوان جدی گرفتن ان شوخی بود...
 
باور کن بعضی خاطره ها مثل مین های عمل نکرده ای توی روحت کاشته میشوند و با یک حرف ادم را می ترکانند... فقط با یک حرف و بعضی خاطره ها مثل بتی میمانند و انقدر برایت بزرگ میشوند که از دست ابراهیم هم کاری بر نمی اید...
 
و درد اینجاست که این درد را نمیشود به کسی حالی کرد و این حسرت را دیواری میفهمد که به او نگاه میکنی  اما دلت جایی دیگر است...
 
روزگاری شده است که وقتی ساکت میمانی میگذارند به حساب جواب نداشتنت عمرا بفهمند داری جان میکنی تا حرمتها را نگه داری...
 
*کلاغ جان قصه ی من به سر رسید با من بیا تا تو را هم به خانه ات برسانم...

پسر گرسنه اش می‌شود ....

www.smsplz.com45

پسر گرسنه اش می‌شود ، شتابان به طرف یخچال می‌رود
در یخچال را باز می‌کند

عرق شرم …بر پیشانی پدر می‌نشیند
پسرک این را می‌داند
دست می‌برد بطری آب را بر می‌دارد
… کمی‌آب در لیوان می‌ریزد

صدایش را بلند می‌کند ، ” چقدر تشنه بودم ”

پدر این را می‌داند پسر کوچولو اش چقدر بزرگ شده است …

 

کمی عاشقانه...

 

lovely girl کودکانه

نگران نباش حال دلم خوب است !!!
… نه از شیطنت های کودکانه اش خبری هست
نه از شیون های مداومش ، به وقت خواستن تو …
آرام
جوری که نبینی و نشنوی
گوشه ای نشسته ،
و رویاهایش را به خاک می سپارد

**************************************

 

0.704930001315143809 jazzaab ir باز باران

باز باران نه نگویید با ترانه می سرایم این ترانه جور دیگر

باز باران بی ترانه دانه دانه بر بام خانه

یادم آید روز باران پا به پای بغض سنگین تلخ و غمگین دل شکسته اشک ریزان عاشقی سرخورده بودم

می دریدم قلب خود را

دور می گشتی تو از من

با دو چشم خیس و گریان

می شنیدم از دل خود این نوای کودکانه

پر بهانه زود برگردی به خانه

یادت آید هستی من آن دل تو جار می زد

این ترانه باز باران باز می گردم به خانه

************************************

 

say something about love از عـــشــق، چیزی بگو!

پیش از آن که در اشک، غَرقِـه شوم.
از 
عـــشــق، چیزی بگو…!

[احمد شاملو]

***********************************

 

such as semi finished product مثل قالی نیمه تمام!

مثل قالی نیمه تمام
به دارم کشیده‌ای
یا ببافم، یا بشکافم
اول و آخر که به پای تو می‌افتم…!

[علیرضا حاج بابایی]

*************************************

 

i am involved in a romantic gaping من درگیر یک خمیازه عاشقانه ام

من درگیر توام
درگیر یک هم آغوشی وهم انگیز
میان ظهر داغ تابستان
شبیه عشق بازی شالیزار و باد
شبیه عطر نمناک گیسوان بافته
من درگیر 
یک خمیازه عاشقانه ام…!

*********************************

 

if love is love اگر عشق، عشق باشد

اگر عشق، عشق باشد
زمان، حرف احمقانه‌ای است…!

[فروغ فرخزاد]

***********************************

 

stand alone تحمل تنهایی!

تحمل تنهایی
از گدایی دوست داشـتن، آسان‌تر است.
سهل است که انسان بمیرد،
تا آنکه بخواهد به تکدی حیات، برخیزد…!

[نادر ابراهیمی]

**********************************

 

heart is not guesthouse قلب مهـــمانخانه نیست

قلب
مهـــمانخانه نیست ،
که آدمــــها بیایند …
دو سه ساعت ، یا دو سه روزی توی آن بمانند و بعد بروند !
قلب
لانه ی گنجشک نیست که در بهـــار ساخته بشود ،
و در پائـــیز ، باد آن را با خودش ببرد !
قلب ؟!
راستش نمیدانم چیست !
امــــا این را میدانم
که جای آدمـــــهای خیلی خوب است !!

[نادر ابراهیمی]

سخن قرآن ونگاه مثبت

پژوهشی جدید نشان داده است که نگاه مثبت به زندگی اثری سودمند بر سلامتی دارد و سیستم دفاعی بدن را تقویت می کند و اینجاست که تاثیر دین بر سلامت روان و تندرستی انسان مؤمن را در می یابیم. هر چه اعتماد مؤمن به پروردگارش بیشتر باشد ازسلامتی بیشتر ودستگاه ایمنی قوی تری بهره مند است. خداوند متعال می فرماید: قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ) [الزمر: 53]

(بگو ای بندگان من (که با ارتکاب گناه) بر خود زیاده روی کردید! از رحمت خداوند نا امید نشوید، یقینا خداوند همهء گناهان را می آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.)

باید در این کلمات تامل کنیم : لاتقنطوا (نا امید نشوید)، لا تحزنوا (اندوهگین نباشید)، لا تیأسوا (مأیوس نشوید) و... که همگی دستورات مستقیم خداوند برای بندگانش هستند تا نگاهشان را به زندگی اصلاح کنند ومثبت نگر باشند.

کلام بزرگان


آیت الله العظمی قاضی(ره) :

الله الله الله که دل کسی را نرنجانید!!!
"خدایا اگر مرا به جرمم مؤاخذه کنی تو را به عفوت مؤاخذه می کنم. و اگر مرا به گناهم بازخواست کنی تو را به مغفرتت بازخواست می کنم. و اگر مرا داخل جهنّم کنی به اهل جهنّم اعلام می کنم که من خدا را دوست داشتم."
(فرازی از مناجات شعبانیه،مفاتیح الجنان، ص259)
***