نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»
نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

اهل حجرکوههارامی تراشیدند

قرآن از مردمانی خبر می دهد که در تراشیدن کوه ها تخصص داشتند و ممکن است...

در ماسه های صحرا و به طور خاص در جنوب غربی عمان دانشمندان خاک ها را از یکی از عجیب ترین تمدن ها کنار زدند. تمدنی که بر کوه ها حک شده است، تا صاحبانش را از آفاتی همچون حیوانات درنده، زلزله و سیل در امان نگه دارد. خانه هایی امن و لوکس برای مردمانی که پنج هزار سال پیش زندگی می کردند.

در عکس زیر دقت کنیم و از خود بپرسیم: قرآن چگونه از کشفیات باستان شناسی اخیر و خانه های تراشیده شده در کوه ها صحبت کرده است؟

آیا در دکورهای ممتاز و دقت بالا در ساخت این خانه ها دقت کردید؟ این خانه ها هزاران سال قبل بدلیل تغییرات جوی و انباشته شدن لایه های شن بر روی آن ها ناپدید شدند تا در قرن بیستم بار دیگر کشف شوند... محققان می گویند: که تمدن این شهر از شکوفایی، ثروت و رفاه بالایی برخوردار بوده است.

محققان همچنین از علت دقیق از بین رفتن چنین تمدنی که مردمانش قدرت عجیبی در تراشیدن کوه ها داشتند، آگاه نیستند.

خداوند می فرماید: (وَلَقَدْ کَذَّبَ أَصْحَابُ الْحِجْرِ الْمُرْسَلِینَ (80) وَآَتَیْنَاهُمْ آَیَاتِنَا فَکَانُوا عَنْهَا مُعْرِضِینَ (81) وَکَانُوا یَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُیُوتًا آَمِنِینَ (82) فَأَخَذَتْهُمُ الصَّیْحَةُ مُصْبِحِینَ (83) فَمَا أَغْنَى عَنْهُمْ مَا کَانُوا یَکْسِبُونَ) [الحجر: 80-84].

ترجمه: «و اهل حجر ]نیز[ پیامبران ]ما[ را تکذیب کردند(80) و آیات خود را به آنان دادیم و ]لی [ از آن ها اعراض کردند (81) و ]برای خود[ از کوه ها خانه هایی می تراشیدند (82) پس صبحدم فریاد ]مرگبار[ آنان را فرو گرفت (83) و آنچه به دست می آوردند به کارشان نخورد (84)

نکته: شاید این شهر لزوما همان شهری که قرآن به آن اشاره کرده است نباشد ولی مثالی بارز برای آنست و حقیقت قرانی و تاریخی یکسان است

منزل مورچه ومعجزه ای درقرآن

قرآن خانه های مورچه ها را با نام ( مساکن ) آورده است که جمع مسکن می باشد . حال از خود می پرسیم که چرا  قرآن مساکن را ذکر کرده است و چرا از واژه مسکن استفاده نکرده است حال انکه خانه ی مورچه ها یک خانه به نظر میرسد

تولددجال دراسرائیل

برخی منابع اسرائیلی طی روزهای گذشته دست به انتشار خبری باعنوان تولد "دجال آخرالزمان " از بدنیا آمدن کودکی عجیب الخلقه در سرزمینهای اشغالی فلسیطنیان خبر میدهند که تنها یک چشم دارد و چشم سمت چپش روی پیشانی اش قرار گرفته و فاقد گودی زیرچشم و بینی است ،دراین اخبار تلاش شده این کودک دجال فتنه گر آخرالزمان معرفی شود .

درحالیکه چندی پیش به نقل از یکی از دانشمندان دینی کشور خبر باقی ماندن "فقط 5 نشانه ظهور" منتشر شد خبر تولد نوزادی عجیب الخلقه اسرائیل را فراگرفته است .
به گزارش البرز برخی منابع
 صهیونیستی با انتشار تصاویری از این کودک عجیب الخلقه از وی بعنوان اصلی ترین علامت آخر الزمان یاد میکنند.
 

براساس خبرنگار ما منتشر کنندگان خبر مذکور با معرفی نوزاد مذکور بعنوان یک  نوزادیهودی وی را با دجال که در کتب دینی ادیان بزرگ اسلام ،مسیحیت و یهود ازوی بعنوان فتنه گر آخرالزمان یاد شده ،مقایسه میکنند.
این منابع  با طرح این سوال که آیا این نوزاد که اکنون با مرگ دست و پنجه نرم میکند همان دجال فتنه گر است؟ ادامه میدهند: دجال پس از رشد و تکامل جسمی مدعی خدایی شده و فتنه گری در جهان را آغاز خواهد کرد .

انتشار خبرمذکور بصورت گسترده ازسرزمینهای اشغالی آغاز و تاکنون بسیاری از کشورهای جهان را دربرگرفته است .

این درحالیست که خبرنگار البرز درپیگیریهای خود به سرنخ هایی برای استفاده ابزاری از این نوزاد ناقص الخلقه دست یافته است .

 

 

این پیگیریها حاکیست نوزاد مذکور چندی پیش در چین و ازیک پدر و مادر اهل این کشور بطور ناقص متولد شد.

تولد این کودک منجر به بروز ترس درمیان این خانواده چینی میگرددتااینکه با پیشنهاد قابل توجهی ازسوی یک صهیونیست مواجه میشوند.

این یهودی با پیشنهاد کلانی اقدام به خرید نوزاد مذکور و انتقال وی به اسرائیل مینماید.

کودکی که هم اکنون در برزخ مرگ و زندگی دست وپنجه نرم میکند به ابزاری برای تحقق آرمانهای صهیونیست مبدل شده است.

باتوجه به اعلام تولد دجال درمیان قوم یهود در احادیث شیعی و انتشارگسترده خبر مذکور این امکان برای  رژیم صهیونیستی فراهم میشود تا ضمن تثبیت عقاید دینی یهود صهیونیست بر یهودی بودن اراضی فلسطینیان تاکید نمایند.

 

دجال در عقاید شیعه :

 

براساس برخی روایات شیعی پیش از ظهور آخرین منجی عالم علائمی طبیعی و غیر طبیعی درجهان رخ خواهد داد که به دو بخش اصلی و فرعی تقسیم بندی شده است .
براساس این روایت علائم فرعی داری تعدد است وهمگی آنها پیش از ظهور باید اتفاق بیفتد ولی تنها بروز یکی از علائم اصلی یا حتمی برای اعلام نزدیکی ظهور منجی کفایت میکند.
علائم حتمی برای ظهور :
1.
    خروج سفیانی وخسف بیدا : در روایتی از امام علی بن الحسین(ع) مرویست که قیام حضرت قائم حتمی و امر سفیانی نیز حتمی است و تازمانی که سفیانی نیاید حضرت قیام نخواهد کرد.
2.    خروج یمانی: امام صادق(ع) دراین باره میفرمایند: سه کس در یک سال و در یک روز قیام می­کنند؛ خراسانی و سفیانی و یمانی و در بین این سه پرچم بهترین پرچمها از یمانی است: زیرا پرچمی است که به حق دعوت می­کند.
3.    صیحه آسمانی: ندایی که ازآسمان شنیده میشود و عالمیان همگی این صدا را خواهند شنید ازجمله علائم حتمی شمرده میشود .امام باقر در روایتی از این نشانه ظهور چنین بیان میفرمایند: صدایی از آسمان شنیده می­شود که حق با او (امیر المومنین) و پیروان اوست. در این هنگام قائم ما خروج خواهد کرد.
4.    قتل نفس زکیه:قتل نفس زکیه نیز از علائم قطعی ظهور شمرده میشود و براساس روایتی از نبی گرامی اسلام(ص) در شرح علائم ظهور اینگونه نقل میشود که : مهدی ظهور نمی­کند تا اینکه نفس زکیه کشته شود.
5.    ظهور دجال : براساس همین روایات دجال بعنوان فردی با یک چشم که از گودی معمول زیرچشم برخوردار نبوده و چشم سمت چپش روی پیشانی اش قرارگرفته و دارای شمایل ترسناکی است و...نام برده شده است .
براساس روایات مختلف چهره دجال ناقص ، کور و یک چشمی که و ‏از اصل خلقت یک چشم ندارد به طورى که ‏گودى حدقه‏اش نیست و ادعای خدائی میکند ،چشم چپش در وسط پیشانی او قرار دارد،متولد شده در میان قوم یهود ازجمله ترسیم شده است.

در بیان دیگر مشخصات ظاهری دجال میخوانیم : مردی چاق و سرخ روی است ( در برخی منابع ذکر شده است که لحاظ بزرگی هیکل هیچ انسانی از ابتدای خلقت مانند او وجود نداشته است ) ،موهایش مجعد است،پایش لنگ است، دارای قدرتهای فوق بشری و جادوئی است به نحوی که تصور میشود مرده را زنده میکند و در قحطی مردم را طعام میدهد.
هفتاد هزار ترک ، یهود ، زنا زاده ، خواننده ، نوازنده ، بادیه نشین و زن از او پیروی می کنند به هرخرابه ای برسد می گوید گنج هایت را آشکار کن پس آنچه گنج دارد آشکارمی شود.
طول حکومتش چهل روز است و در این مدت همه را به کفر میکشد
برای نجات از شرش حفظ نمودن سوره کهف قبل از خروجش و در صورت رویت وی خواندن سوره حمد و خانه نشینی و توکل بر خدا توصیه شده است

اما تاکنون برسراین مطلب که آیا دجال یک انسان است یا تعبیری از یک رویداد یا ابزار است تردید وجود داشته است .ازهمین رو دلار آمریکا،تلویزیون ،ماهواره و..ازجمله تعابیری است که از دجال در زمان کنونی نام برده میشود.
اما انتشار خبرتولد این کودک که همزمان ،موضوع درشرف مرگ بودنش نیز درحال نشر است " انسان " بودن دجال را میتواند تقویت نماید.

هنگامی که مورچه سخن میگوید


آنگاه که به وادی مورچگان رسیدند, مورچه‌ای گفت: ای مورچگان به خانه‌هایتان داخل شوید مبادا سلیمان و سپاهش بدون توجه شما را پایمال کنند

در این مقاله به صدای مورچه‌ای گوش می دهیم که یکی از دانشمندان بعد از یک عملکرد طولانی ضبط کرده است و نتیجه تحقیق این بود که مورچه واقعاً سخن می گوید و صدای آن به صورت ارتعاشات صوتی به نظر می آید که برای ضبط این ارتعاشات نیاز به دستگاههای بسیار دقیق داریم.

دکتر Robert Hickling سالهای زیادی حشرات را تحت نظر گرفت و صدای که از آنها صادر می شود را ضبط کرد. و این امر هنگامی آشکار شد که صدای مورچه را ضبط کرد و نتیجه این بود که رد مورچه را در زمینهای کشاورزی از طریق صدایش می‌توان پیدا کرد و چیزی که باعث حیرت این دانشمند شد این بود که نوع صداهایی که یک مورچه نسبت مورچه ای دیگر وقتی نسبت به مکان و موقعیت مورچه‌ها فرق می‌کرد.

در این جهان 12 هزار گونه مورچه وجود دارد و تعداد مورچه ها نسبت به تعداد انسانها چند برابر می باشد. به همین دلیل دانشمندان در حیرتند در برابر این همه تنوع در صدا و گونه های موجود در مورچه ها چگونه به یک نتیجه هدفمند برسند.

او توانست که صدای چند نوع مورچه را ضبط کند و این پژوهشها در سال 2006 در مجله Journal Of Sound and Vibration  به چاپ رسید و این اولین بار بود که انسان صدای واقعی مورچه را می‌شنید.

این دانشمند پژوهشها و تحقیقات زیادی را در این زمینه منتشر کرد و مهمترین آنها در مورد نحوة ارتباط مورچه‌ها با یکدیگر است که در مجله The Journal of the Acoustical Society of America با عنوان Analysis of Acoustic communication by ants به چاپ رسید و نتیجه این پژوهشها این بود که مورچه از لحاظ شنوایی بر ما انسانها برتری دارد.

دانشمندان می‌گویند که مورچه از طریق شاخکهای حسی خود می‌تواند پیامهای صوتی را دریافت کند. مورچه صدای دریافتی را به صورتی خالص دریافت می‌کند زیرا که این شاخکها مانند دستگاههای پیشرفته صوتی, صدا را رتوش کرده و بدون هیچ صدای اضافی تحویل می‌گیرد و این امکان پیشرفته‌ای در زمینه ارتباطات می‌باشد که دانشمندان از آن غافل بودند و تازه در سالهای اخیر به حقیقت آن پی ببرند.

ولی قرآن کریم به این موضوع اشاره کرده و ما را در جریان این امر قرار داده که مورچه سخن می‌گوید:

خداوند می‌فرماید:

«آنگاه که به وادی مورچگان رسیدند, مورچه‌ای گفت: ای مورچگان به خانه‌هایتان داخل شوید مبادا سلیمان و سپاهش بدون توجه شما را پایمال کنند.»

(سوره نمل, آیه 18)

در این آیه, به وجود زبانی که مورچگان با هم سخن می‌گویند, صریحاً اشاره شده است و خداوند بزرگ این نیرو را به حضرت سلیمان داده تا بتواند این زبان را بفهمد و درک کند.

امروزه دانشمندان در سعی و تلاشند صداهایی که مورچه از خود صادر می کند را بفهمند ولی آنها بعد از سالها پژوهش طولانی مدت توانستند فقط چهارنوع از این صداها را تشخیص بدهند.

مورچه در هنگام احساس, صدایی که مخصوص به احساس خطر کردن را نشان می‌دهد از خود صادر می کند در همین حین مورچه‌ها این نوع صدا را به همه دوستانشان می‌فرستند و آنها این صدا را می‌شنوند و در مقابل آن عکس‌العمل نشان می‌دهند.

حالا به صدای مورچه ای که احساس خطر کرده و بقیه مورچه را برحذر می‌کند گوش دهید.

برای شنیدن, اینجا کلیک کنید. http://home.olemiss.edu/~hickling/alarm.mp3

 

دانشمندان تأکید دارند که مورچه‌ها به انسانها شباهت دارند. به این ترتیب که مورچه کارهایش را به طور منظم انجام می‌دهد. هنگام کار کردن با همدیگر صحبت می‌کنند. بعضی از مورچه کار جمع آوری غذا را انجام می دهند و بعضی دیگر مسیر رفت و آمد را تنظیم می‌کنند.

همه این کارها را با اصوات خاصی که نوع امر کردن, یاد دادن و ... می‌باشد صادر می‌کند و دیگر مورچه‌ها نسبت به این صداها عکس‌العمل نشان می‌دهند.

 

http://home.olemiss.edu/~hickling/allswell.mp3

 

هنگامی که مورجه‌ای از طرف دشمن مورد حمله قرار می‌گیرد, صدای وحشتناک از خود صادر می‌کند. این صدا کاملاً ناشناس بوده و به صدای جنگ میان انسانها شباهت دارد. این صدا را برای ترساندن دشمن از خود درمی‌آورد.

به صدای مورچه‌‌ای که به جنگ دشمن رفته, گوش دهید. اینجا کلیک کنید. http://home.olemiss.edu/~hickling/attack.mp3

 برگرفته از:   R. Hickling and R. L. Brown, "Analysis of Acoustic communication by ants"

Journ. Acoust. Soc. Amer., Vol. 108, No. 4, pp 1920-1929, 2000.

 Phil Devries به این نتیجه رسید که حشرات, ارتعاشات صوتی ضعیفی را از خود صادر می‌کنند که فقط مورچه می‌تواند آن را تشخیص بدهد. به این منوال که مورچه حشراتی که ماده ای شیرین از خود ترشح می‌کنند را دوست دارد. حشرات در هنگام این کار ارتعاشات صوتی خاصی را از پراکنده می‌کنند که مورچه آن را دریافت کرده و به سوی روزی خود روان می‌شود.

در پایان ارتعاشات صوتی تنها وسیله برای ارتباط حشرات با یکدیگر است و به این منظور است که خداوند فرموده:

«و هیچ موجودی نیست مگر اینکه به ستایش او تسبیح می گوید. ولی شما تسبیحشان را نمی فهمید، به راستی که او بردبار و آمرزنده است.»

(سوره اسراء, آیه 44)

 Robert Hickling می گوید که مورچه تحت تأثیر صداهای انسانی قرار نمی‌گیرد ولی اگر ارتعاشات صوتی مناسب را به سمت مورچه ارسال کنیم, نسبت به آن عکس‌العمل نشان می‌دهد و این به معنی وجود زبان خاص در میان مورچگان است که فقط خودشان آن را درک می‌کنند دقیقاً مثل انسان. در اینجاست که به گفته خداوند می‌رسیم که می‌فرماید:

«و هیچ جنبده ای در زمین و هیچ پرنده ای که با دو بال خویش پرواز می کند نیست مگر اینکه آنها گروههایی مانند شما هستند. ما در این کتاب از توضیح چیزی فروگذار نکرده ایم. آنگاه همه به سوی پروردگارشان محشور می گردند..»

(سوره انعام, آیه 38)

 

حالا به این نتیجه می‌رسیم که قرآن و علم با هم هماهنگی و تطابق دارد و می‌تواند دلیل خوبی برای کسانی که به این موضوع شک داشتند, باشد.

در هنگام طلب کمک:

http://home.olemiss.edu/~hickling/distress.mp3

 

ارتباط شیمیایی در میان مورچه‌ها

دنیای مورچه معروف است به زبانی که توسط آن با هم ارتباط برقرار می‌کنند و آن از طریق ارتباط شیمیایی که مورچه از خود بروز می‌دهد, در نهایت این ارتباط نشان‌دهنده برتری مورچه بر انسان در این زمینه می‌باشد.

در یکی از پژوهشهای محققان در دنیای مورچه‌ها یک موضوع توجه مرا به خود جلب کرد و آن اینکه مورچه می‌تواند از طریق رایحه با دیگر مورچه‌ها ارتباط برقرار کند.

و ما هنوز به یک نتیجه قطعی در این زمینه نرسیده ایم که آیا مورچه از طریق رایحه یا یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند یا از طریق ارتعاشات صوتی, که آن هم از یک یا دو تحقیق یا پژوهش کافی نیست.

و می‌دانیم که هر تحقیقی باید از یک جایی شروع پیدا کند و به جایی ختم شود. دانشمندی که صدای مورچه را ضبط کرده بود 20 سال برروی این پژوهش کار کرده و هنوز به یک نتیجه واضحی نرسیده است.

تمامی سعی من در این مقاله این است که هر آنچه که با قرآن هماهنگ و مطابق باشد حق است و هر آنچه که با قرآن تضاد دارد باطل است.

بسیاری از نظریه‌های علمی همچنان یک نظریه باقیمانده مانده است ولی با آنچه که در قرآن آمده است تطابق دارد و به همین علت باید به یاد آوریم که این آیه کریم حاوی همان معنا می‌باشد و همانا قرآن و سنت, پایه و بنیان اصلی علم است که به آن تکیه می‌کنیم به همین منظور باید در مورد این آیه که خداوند فرموده "مورچه‌گفت" و  آیا مورچه واقعا سخن گفت آن چنان که در تفسیرات آمده است؟ فقط خدا می‌داند.

در پایان, عزیزان من بعد از دقت و تأمل در این حقایق چیزی نداریم جز اینکه خدا را سپاس گوییم.