نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»
نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

همه چیز از فیسبوک شروع شد.

همه چیز از فیسبوک شروع شد.
روزهایى که در فیسبوک عکس ماشین هاى چراغ خاموش را گذاشتند و گفتند:
فلان عدد را کامنت کنید چراغ هاش روشن میشه.
و ملت گول خوردند و با کامنت گذاشتن توى اون صفحات به افزایش اعضاشون کمک کردن و صاحبان اعضا پول درآوردند و به ریش ملت خندیدند!!

آن روزها گذشت....

مردم رفتند اینستاگرام و وقتى اینستاگرام شلوغ شد، اینستاگرام شد بازار خرید و فروش و پر از صفحه هایى که فقط تبلیغ کردند و با گول زدن مردم فالوور گرفتند و پول درآوردند و به ریش ملت خندیدند!!

 

 

آن روزها گذشت....

مردم ویچت را نصب کردند و فیلتر شدند ومردم واتس آپ رو نصب کردند.
در واتس آپ پیام هاى "کپى کردنش عشق میخواد" و "اگر خون آریایى در رگ هاى توست" و اتفاقات دروغ و ساختگى و عکس دختر و زن مردم پخش شد و آبروها رفت و بازتاب هاى جهانى از استفاده ایرانیان از شبکه هاى اجتماعى پخش شد!!

و خارجى ها به ریش ملت خندیدند!!

آن روزها گذشت....

مردم لاین را نصب کردند.
در لاین امکان ساخت صفحه هاى رسمى براى کاربران فراهم شد و همان هایى که در فیسبوک به ریش ملت خندیدند و همان هایى که در اینستاگرام به ریش ملت خندیدند و همان هایى که در واتس اپ همه چیز را پخش کردند، جاى جدیدشان را پیدا کردند!!

در لاین اما بدتر...

با وعده هاى جنسی و خاله ها و با جایزه هاى موبایل دروغ در صفحات گوناگون عضو گرفتند و با استفاده از تعداد اعضاى زیاد پول در آوردند و به ریش ملت ایران باز هم خندیدند!!

کامنت هایى که زیر پست جایزه آیفون و فلان و بهمان میخوانید کامنت هایى است که خود صاحبان پیج با اکانت هاى گوناگون میگذارند که " من گوشی برنده شدم و به دستم رسید" تا شما گول بخورید!!
کسانى که در لاین صفحه رسمى دارند به هیچ عنوان نمیتوانند بفهمند چه کسى و چند بار پست ها را share کرده است.
نمیتوانند آى پى شما را تشخیص بدهند و بفهمند چند نفر عضو معرفى کرده اید.
چرا این همه گول میخورید و اجازه میدهید از سادگیتان سوءاستفاده کنند؟؟

آنها با share کردن، موبایل جایزه نمیدهند!!
تصاویر با share کردن به فیلم تبدیل نمیشوند!!

کودکى گم نشده که شما بخواهید با share کردن عکسش به پیدا شدنش کمک کنید!!
دختر و خاله اى نیست که با share کردن شماره به شما بدهد!!
فقط با این کارها جیب کسانى را پر میکنید که فقط به شما و سادگى و دلسوزى هایتان میخندند و میخندند و میخندند...

معلوم نیست شبکه اجتماعى بعدی که میخواهند از شما سوء استفاده کنند کجاست!!
اما میتوانیم با آگاه کردن دوستان و اطرافیان از این موضوع کارى کنیم که لاین و همه شبکه هاى اجتماعی از این کارهاى غیر انسانى پاک شود.

آیا در این آگاه سازی با ما همراه میشوید

این کمپین تا ریشه کن کردن صفحات بی ارزش، پوچ و مخرب تاریخ انقضاء نخواهد داشت!!

در قرن ۲۱ هستیم
اما عده ای جاهل !

و این عده چه کسانی هستند؟!!

کسانی که پیامهایی از این دست میفرستند...

برای نمونه :

1- این پیام رو به ۸ نفر بفرست تا خبر خوبی بشنوی و بدبخت نشی!

- 2سه تا یا علی بگو و این رو پخش کن تا ۲۸ دقیقه دیگه یکی بهت زنگ میزنه!

3- اینو به ۳ گروه بفرست عوض میشه!!!

4- طراح مهندس فلانی اینم شمارش اگه نشد زنگ بزن فحش بده بهش!

5- امشب فقط ،امشب سه تا صلوات بفرست همه گناهت پاک میشه!
(
فقط امشب،حالا کدوم شب خدا میدونه!!؟؟)
6- زمستان امسال فقط ۳ ماه داره و هوا هم سرده!!
هر ۸۳۹ سال یکبار این ماجرا اتفاق میفته!!
زود به همه بگو!

7- زود کپی کن!!
زود....
اصلا نخون زود برا همه بفرست!

8- یک عدد گلکسی ۶ کاملا رایگان!!
فقط باید مثل احمق ها این کارها رو به ترتیب انجام داد!

- 9اول نیت کن بعد اینو بخون!

- 10یا نخون یا اگر میخونی به همه بفرست!

11-اگه این پستو چندبار شیر کنی شماره فلان کس واست میاد!
12- برای دریافت کد شارژ اینو به چند نفر بفرست !
13-  برای دریافت آی پی فلان گوشی این پستو به ده نفر بفرست!
14- چون قسم داده این رو فرستادم!

نادانی تا کی؟
کمی باید فکر کرد !
اینها تمام دروغهایی است که دارند با شعور افراد بازی میکنند!
یعنی :
میشه نسل این پیامهای احمقانه را منقرض کرد؟؟؟

قصد جسارت به کسی نیست ولی از بس این چند وقت بطور مستمر و مدام ازاین جور پیامها در شبکه هاى
اجتماعى در بین کاربران رد و بدل میشود که جاى بسى تأمل و تعقل دارد.
پس بیایم از انتشار این قبیل پیام ها که به شعور وفهم ما توهین میشود به جد پرهیز نمائیم

زندان هایی که برای خود می سازیم

زندان هایی  که  برای خود می سازیم

زمانی که به محرومیت از آزادی می اندیشیم، معمولا به این نکته توجه نداریم که این خود ما هستیم که از طرق مختلف خود را در زندگی محدود می کنیم.

هر عملی که از انجام آن دچار هراس شده و تمامی رؤیاها و آرزوهای دوردست و برآورده نشده، به ما این امکان را می دهد تا تفاوت بین آنچه هستیم و آنچه در آینده خواهیم شد را ارزیابی کنیم. در واقع این همان «ترس» و خواهر تنی آن «اضطراب»است که ما را از انجام عملی که موجب شادی و خوشبختی مان می شود، باز می دارد.

پایه و اساس وجودی ما، مبتنی بر سخنان و قول هایی است که خود به آنها جامه عمل نمی پوشانیم. خواسته هایی چون موفقیت تحصیلی، شغلی، ازدواج ، عشق و... آرزوهایی هستند که تقریبا در میان تمامی افراد بشر مشترک هستند و بر آوردن این آرزوها امری عجیب و مرموز نیست اما اغلب برای آنکه به انسان موفقی تبدیل شویم تلاش لازم را انجام نمی دهیم.

انسان ها معمولا مسئولیت شکست هاو ناکامی هایشان را به دوش دیگران می اندازند.

شکست یا عدم موفقیتمان را نبود شانس می دانیم، گویی زندگی همانند قرعه کشی و یا یک بازی بوده که فقط تعداد محدودی از افراد در این بازی برنده می شوند. به بهانه کمبود وقت و فشار ناشی از کار و امرار معاش، از زیربار فعالیت و تحرک در راه رسیدن به هدف، شانه خالی کرده و بدین وسیله عدم تلاشمان را توجیه می کنیم. ترس از شکست موجب بی تحرکی فلج کننده ای می شود که معمولا مانع از آن است که به سمت هدف حرکت کنیم. داشتن کمی آرزو و بلندپروازی، مانع از سرخوردگی و ناامیدی در انسان می شود.

مایل نیستیم دست به اقداماتی بزنیم که احتمال خطر و شکست در آن وجود دارد. در دنیایی زندگی می کنیم که احتمال وقوع همه چیز امکان پذیر است. تصاویر انسان های موفق و شرح حال اشخاص گمنامی که حتی بدون آنکه از استعداد سرشاری برخوردار باشند، مشهور و صاحب نام شده اند در جامعه و محیط اطرافمان به فراوانی دیده می شود. به جای آنکه از حکایت انسان های موفق درس گرفته و در زندگی امیدوار باشیم، اکثر افراد بنا به درک و سطح فکری خود آن را تفسیر کرده و برداشت چندان صحیحی از آن ندارند. از طرفی دیگر در ظاهر چنین به نظر می رسد که این افراد(افراد موفق) به سهولت و بدون هیچ تلاشی به شهرت و مقام دست یافته اند و این شهرت به ظاهر سهل الوصول موجب دلسردی و آزردگی ما می شود.

در حالی که به طور طبیعی، تغییر و پیشرفت روندی تدریجی است که به یکباره صورت نمی گیرد. اما در جوامعی که همه چیز به سرعت پیش می رود، تغییر تدریجی اثر و نتیجه مطلوبی به همراه ندارد پس صبر و اراده لازم برای رسیدن به هدف چه می شود؟

توصیه های گوناگونی در این زمینه وجود دارند، کتابخانه ها و مجلات مملو از موضوعات و روش های مختلف پیرامون ثروت، تناسب اندام، زیبایی و جذاب تر شدن، اعتماد به نفس و راه های رسیدن به آرامش است. چنین به نظر می رسد که شدیدا درگیر روش های گوناگون در جهت پیشرفت و رشد شخصی خود شده ایم.

با این وجود، افرادی که در این زمینه نیازمند کمک هستند هیچ گونه تغییر در رفتار و افکار خود ایجاد نکرده و همچنان همان روند همیشگی و رفتاری را که دیروز و حتی سال گذشته داشته اند، در پیش می گیرند. حرفه روانپزشکی، این وضعیت و چیزهایی را که لازمه پیشرفت و تغییرات واقعی در رفتار آنان است مورد بررسی قرار می دهد.

قبل از به انجام رساندن آنچه که باید انجام شود، باید بتوانیم آن را در ذهن خود تصور کنیم. این امر آسان به نظر می رسد، اما به روشنی دریافته ایم که اکثر افراد رابطه بین یک رفتار(عمل) و آن چیزی را که در وجودمان احساس می کنیم، درک نمی کنند. طب مدرن و صنعت تبلیغاتی مسئولیت و سهم بزرگی را در این زمینه ایفا می کنند. بر این باور هستیم که می توانیم به راحتی و با سرعت بر چیزهایی که در خود و زندگی خود دوست نداریم، فائق آییم. وجود بازارهای دارویی، داروهایی که موجب بهبود وضعیت روحی ما می شوند، امکان تغییر قیافه به کمک عمل های جراحی زیبایی و پیشرفت های شخصی با شناخت و بهره گیری از فرهنگ، همگی این باور را در انسان تقویت می سازد که خوشبختی همانند یک شیء فروختنی است.

ملکم فوربس در این زمینه جمله معروفی گفته است:«اگر فکر می کنید که پول نمی تواند خوشبختی را بخرد، بدین دلیل است که برای خرید به مکان درستی نرفته اید.»

این نوع باور و عقیده، که با پول می توان خوشبختی را خرید، فقط بر حس نارضایتی و محرومیت ما افزوده و همچنان ما را در زندان هایی که خود، آن را ساخته ایم محبوس می کند. چرا که گمان می کنیم که زندگی به یک قرعه کشی یا بازی لاتاری شباهت دارد و گاه با تصور اینکه «امید» نیز همانند یک شیء فروختنی است، شرکت در این نوع بازی ها را توجیه می کنیم.

هرگونه تغییر در رفتار و منش انسان، نتیجه یک روند تدریجی نامحسوس است. اگر به دقت فرار موفق زندانیان را بررسی کنید، متوجه خواهید شد که آنان ساعت ها، ماه ها و حتی سال ها برای رسیدن به آزادی روی پروژه فرار فکر کرده و وقت صرف کرده اند؛ البته هدف ما از این مثال، تشویق و ستایش از موفقیت زندانیان و عمل فرار نیست، بلکه می توانیم از اراده و تلاش آنان درس بگیریم.

در روانشناسی، یکی از دشوارترین ارکان ارزیابی یک فرد، زمانی که وی خواستار شروع روان درمانی است تمایل واقعی او برای تکامل و رشد و خواست و اراده ای است که وی در این راه می گذارد، که خود این عمل مستلزم شجاعت است. برخی از بیماران برای درخواست کمک نزد یک روان درمانگر می روند اما تمایلی برای تغییر اساسی خود ندارند. ما در جامعه ای گله مند زندگی می کنیم؛ جامعه ای که در آن اکثر افراد برای بیان احساسات و مشکلات خود مرتبا در حضور دیگران به گله و شکایت می پردازند.

اکثر افرادی که در زندگی قربانی خشونت های دوران کودکی، ناکامی ها و شکست های متعدد و خطاها و اشتباهاتی که توسط دیگران انجام شده، بوده اند در برنامه های رادیویی و تلویزیونی، در حضور همگان به گله و شکایت از مشکلاتشان می پردازند. این افراد برای جلب ترحم و دلسوزی دیگران و در صورت امکان جبران خسارت، روی اعمال و رفتار و شکایتی که آگاهانه از آنان سر می زند نام «بیماری» گذاشته اند.

در مطب روانپزشکان، تعداد کثیری از این افراد به چشم می خورند که به دنبال گوشی شنوا و شخصی که دلسوزانه به درد دل های آنان گوش فرا دهد و دارویی که بتواند درد و رنج آنان را تسکین دهد، به این مکان ها آمده اند. این افراد با امتناع از رفتن سرکار یا با مراجعه به مطب روانپزشک، سعی بر آن دارند تا به دیگران بفهمانند که آنان واقعا بیمار هستند. حضور آنان در این مکان ها به آن دلیل نیست که برای زندگی بهتر و شاد زیستن به بررسی زندگی خود پرداخته و با پذیرفتن مسئولیت احساسات خود، اقدامات مهم و درستی را اتخاذ کرده و آنها را در زندگی به کار می گیرند.

مردم تصور می کنند که با بیان افکار و آرزوهایشان می توانند تغییری واقعی در خود ایجاد کنند، غافل از آنکه ابهام و تضاد بین گفتار و عمل، روند درمان را مختل می کند. شاید اعتراف و بیان افکار، در انسان احساس خوشایندی را به وجود آورد، اما اگر در رفتار تغییری داده نشود، این سخنان فاقد ارزش خواهند بود. ما انسان ها موجوداتی هستیم که از نعمت سخن گفتن و حرف زدن برخوردار بوده و دوست داریم حتی جزئی ترین افکارمان را بر زبان بیاوریم. البته اگر نتوانیم آنچه را که بر زبان می آوریم عملا انجام دهیم این به آن معنا نیست که ما افرادی دو رو و ریاکار هستیم چرا که معمولا به منظور و نیات خیری که داریم، معتقد هستیم. تنها مسئله این است که اهمیت بیشتری به کلمات یعنی گفته های خود و دیگران داده و به رفتار و اعمالی که نیت و قصد ما را به طور حقیقی توصیف می کنند، توجه زیادی نشان نمی دهیم.

دیوار زندان هایی که با دستان خود آن را ساخته ایم، در پشت خود، ترس از ریسک کردن، زیباترین رؤیاها و آرزوهایمان و اینکه روزی خواهیم توانست جهان و اطرافیانمان را آنگونه که می خواهیم تغییر دهیم را، پنهان و محبوس می کند. گاه رؤیاها و خیال پردازی ها موجب دلگرمی انسان می شوند و کنار گذاشتن آنها دشوار به نظر می رسد، اما دشوارتر از آن این است که انسان خوشبختی خود را روی نقطه نظرات و عقایدی که دور از واقعیت هستند بنا کند؛ واقعیتی که همواره با ماست.

تمثیلی زیباازدکترالهی قمشه ای

دکتر الهی قمشه ای:

تاحالا دندونپزشکی رفتین؟؟؟


اول دکتر چند تا سوزن میزنه تو لثه تون،بعد اون مته رو میگیره دستش...


بعضی وقتا از شدت درد دسته های صندلی رو محکم فشار میدیم و اشک تو چشمامون جمع میشه...


چرا نمیزنین تو گوشش؟ 


چرا داد و هوار نمی کنید؟ 


این همه درد رو تحمل کردید،این همه سوزن و آمپول و مته و انبر و ...


خوب اعتراض کنید بهش! 


چرا اعتراض نمی کنید؟


تازه کلی هم ازش تشکر میکنیم و میخوایم بیایم بیرون میگیم:آقای دکتر ببخشید وقت بعدی کی هستش؟!


نمی خوای خدا رو اندازه یه"دندونپزشک" قبول داشته باشی...؟؟


به دکتر اعتراض نمی کنیم چون می دونیم این درد فلسفه داره و منجر به بهبود میشه،میدونیم یه حکمتی داره،خوب خدا هم حکیمه...


اصلا قبلا هم به دکتر می گفتند حکیم...


یعنی کارهای او از روی حکمت است.


وقتی درد و رنجی رو تو زندگی ما فرستاد،ازش تشکر کنیم،بگیم نوبت بعدی کی هستش؟


رنج بعدی؟


به من بگو مدرک خدا رو قبول نداری؟؟؟


حتی قد یه"دندون پزشک"؟؟؟


یادت نره اون خیــلی وقته خداست...

♥یادش بخیر♥

بی سر و صدا وسایلتونو جمع کنید، با صف برید توو حیاط، امروز معلم ندارید
یادش بخیر ...
星 のデコメ絵文字


وسایل و سرگرمی های بچه های دیروز ایران (43 عکس)
یادتونه
゜*.ピンク.*゜ のデコメ絵文字
可愛い。水玉。キラキラ。 のデコメ絵文字توو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان باید نفر وسطی میرفت زیر میز ゜*.ピンク.*゜ のデコメ絵文字


وسایل و سرگرمی های بچه های دیروز ایران (43 عکس)
یادتونه
゜*.ピンク.*゜ のデコメ絵文字
可愛い。水玉。キラキラ。 のデコメ絵文字نوک مداد قرمزای سوسمار که زبون میزدی خوشرنگ تر میشد可愛い。水玉。キラキラ。 のデコメ絵文字

یادتونه゜*.ピンク.*゜ のデコメ絵文字
ぃろぃろ♪ヽ(´▽`)/ のデコメ絵文字موقع امتحان باید کیف میذاشتیم بینمون که تقلب نکنیم゜*.ピンク.*゜ のデコメ絵文字

یادتونه゜*.ピンク.*゜ のデコメ絵文字
にゃ子 ハートとか星載せたよ(≧∇≦) のデコメ絵文字یه مدت از این مداد تراشای رومیزی مد شده بود هر کی از اونا داشت خیلی با کلاس بود星型パックえもじ のデコメ絵文字


وسایل و سرگرمی های بچه های دیروز ایران (43 عکس)
یادتونه゜*.ピンク.*゜ のデコメ絵文字
ぃろぃろ♪ヽ(´▽`)/ のデコメ絵文字پاک کن های جوهری ک یه طرفش قرمز بود و یه طرفش آبی بعد با طرف آبیش میخواستیم خودکار رو پاک کنیم همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره میکردیم یا سیاه و کثیف می شد


وسایل و سرگرمی های بچه های دیروز ایران (43 عکس)
یادتونه゜*.ピンク.*゜ のデコメ絵文字
にゃ子 ハートとか星載せたよ(≧∇≦) のデコメ絵文字گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون نقاشی میکشیدیم بعد تند برگ میزدیم می شد انیمیشن 可愛い。水玉。キラキラ。 のデコメ絵文字

یادتونه゜*.ピンク.*゜ のデコメ絵文字
星型パックえもじ のデコメ絵文字زنگ تفریح ک تموم می شد مامورای آبخوری دیگه نمیذاشتن آب بخوریم ゜*.ピンク.*゜ のデコメ絵文字


وسایل و سرگرمی های بچه های دیروز ایران (43 عکس)
یادتونه゜*.ピンク.*゜ のデコメ絵文字
にゃ子 ハートとか星載せたよ(≧∇≦) のデコメ絵文字تو راه مدرسه اگه یه قوطی پیدا میکردیم تا خود مدرسه شوتش میکردیم.可愛い。水玉。キラキラ。 のデコメ絵文字

وسایل و سرگرمی های بچه های دیروز ایران (43 عکس)
یادتونه゜*.ピンク.*゜ のデコメ絵文字
可愛い。水玉。キラキラ。 のデコメ絵文字وقتی معلم می گفت برو گچ بیار انگار مشعل المپیک دستمون میدادن

❤️❤️یادش ب خیر❤️❤️

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://www.roozgozar.com

 

خدایا تو رهایمان کن از وابستگی ها...

بند ناف را بریدند و گریستیم از ترس جدایی، اما رازش را نفهمیدیم.
به مادر دل بستیم و روز اول مدرسه گریستیم و رازش را نفهمیدیم.
به پدر دل بستیم و وقتی به آسمان رفت، گریستیم و باز نفهمیدیم.
به کیف صورتی گلدار، به دوچرخه آبی شبرنگ، به خیلی چیزها بارها دل بستیم و از دست دادیم و شکستیم و باز نفهمیدیم.

چقدر این درس تنهایی تکرار شد و ما رفوزه شدیم.

این بند ناف را روز اول بریده بودند ولی ما هر روز به پای کسی یا چیزی گره زدیم تا زنده بمانیم و نفهمیدیم ...
افسوس نفهمیدیم که قرارست روی پای خود بایستیم؛
نفس از کسی قرض نگیریم؛
قرار از کسی طلب نکنیم؛
عشق بورزیم اما در بند عشق کسی نباشیم؛
دوست بداریم اما منتظر دوست داشته شدن نباشیم؛
به خودمان نور بنوشانیم و شور هدیه کنیم؛
دربند نباشیم، رها باشیم و برقصیم و آواز عشق سر دهیم؛
عزت انسان بودنمان را به پای کرشمه کسی قربانی نکنیم.
بند ناف را کامل نبریده اند ... به مویی بند ست ...
خدایا تو رهایمان کن از وابستگی ها...