
فکرم همه جا هست ولی پیش خدا نیست
سجاده ی زر دوز که محراب دعا نیست...
گفتند سر سجده کجا رفته حواست؟
اندیشه سیال من ای دوست کجا نیست
از شدت اخلاص من عالم شده حیران
تعریف نباشد! ابداً قصد ریا نیست
از کمیت کار که هر روز سه وعده
از کیفیتش نیز همین بس که قضا نیست
یک ذره فقط کند تر از سرعت نور است
هر رکعت من حائز عنوان جهانیست
این سجده سهو است و یا رکعت آخر؟
چندیست که این حافظه در خدمت ما نیست
ای دلبر من تا غم وام است و تورم
محراب به یاد خم ابروی شما نیست
بی دغدغه یک سجده راحت نتوان کرد
تا فکر من از قسط عقب مانده جدا نیست
هر سکه که دادند دو تا سکه گرفتند
گفتند که این بهره بانکیست ربا نیست
از بس که پی نیم وجب نان حلالیم
در سجده ما رونق اگر هست صفا نیست
گویند که گنجی ست به هر سجده، بیایید!!!
من رفتم و پیدا نشد ای دوست، نیا! نیست...
به به! چه نمازیست همین است که گویند
راه شعرا دور ز راه عرفا نیست
مسایل عقیدتی از مهم ترین امور بحساب می آیند، اصول اعتقادات عبارتند از: ایمان به الله، فرشتگان، کتابهای آسمانی، پیامبران، روز قیامت،تقدیر خوب و بدِ آن. « ایمان به الله»: اعتقاد به اینکه تنها ذات الله مستحق عبادت است و
شهادت به اینکه معبود بر حقی جز الله وجود ندارد و محمد صَلَّی اللَّهُ
عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فرستاده ی الله تعالی بسوی تمام انسانها و جنها است و
او خاتم النبیین است، ایمان به همه اموری که الله تعالی نازل نموده و رسول الله صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ بیان فرموده است:
بر زن و مرد واجب است از جمله: ایمان به آخرت، بهشت و جهنم، حساب و جزا،
وزن اعمال و تحویل اعمال نامه ی نیکان به دست راست و بدان به دست چپ. عدم آگاهی از این موارد عذر محسوب نمی شود؛ بلکه یادگیری این امور واجب است،
کسی که در محیطی اسلامی بزرگ شده است و قرآن و حدیث به او رسیده باشد
معذور بحساب نمی آید، چنین فردی جاهل نیست بلکه متجاهل و بی اعتنا به امور
دین محسوب می شود. الله تعالی فرموده است:«
أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَکْثَرَهُمْ یَسْمَعُونَ أَوْ یَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ
إِلا کَالأنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِیلا [فرقان:۴۴] ( آیا گمان می کنید که بیشترشان می شنوند یا می اندیشند؟ آنان جزمانند چهارپایان نیستند، بلکه گمراه ترند). الله تعالی فرموده است:«
وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیرًا مِنَ الْجِنِّ وَالإنْسِ لَهُمْ
قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِهَا
وَلَهُمْ آذَانٌ لا یَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِکَ کَالأنْعَامِ بَلْ هُمْ
أَضَلُّ أُولَئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ (۱۷۹) »[اعراف:۱۷۹] ( همانا بسیاری از جنیان و آدمیان را برای
دوزخ آفریده ایم( زیرا) دل هایی دارند که با آن نمی فهمند و چشم هایی
دارند که با آن نمی بینند، و گوش هایی دارند که با آن نمی شنوند. آنها چون
چهارپایانند بلکه گمراه ترند، هم اینانند غافلان). الله فرموده است:«
فَرِیقًا هَدَی وَفَرِیقًا حَقَّ عَلَیْهِمُ الضَّلالَهُ إِنَّهُمُ
اتَّخَذُوا الشَّیَاطِینَ أَوْلِیَاءَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَیَحْسَبُونَ
أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ (۳۰)» [اعراف:۳۰] ( گروهی را هدایت کرد و گروهی گمراهی برآنها محقق شد؛ آنها شیاطین را به جای خداوند ولی خود گرفتند و می پندارند راه یافته اند). آیاتی که ذکر شد و بسیاری آیات دیگر که الله تعالی ظالمان و ستمگرانی را
که از روی غفلت و بی توجهی از دستورات خداوند رویگردان شده اند معذور قرار
نداده است. اما کسانی که در میان غیر مسلمانان زندگی می کنند و قرآن وحدیث به آنها
نرسیده است، معذور بحساب می آیند، و حکمشان حکم( اهل فتره) است. – مدت زمان طولانی که میان دعوت دو پیامبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ
وَسَلَّمَ فاصله ایجاد کند- درنتیجه نسل های بعدی از احکام دین بی خبر
بمانند؛ بنابراین کسانی که احکام شریعت به آنها نرسیده باشد و بر این حالت
بمیرند، روز قیامت خداوند آنان را مورد امتحان قرار می دهد. کسی که اجابت
نمود و امر الله را اطاعت کرد به بهشت وارد می شود و کسی که نافرمانی کرد
وارد جهنم می شود، اما مسایلی همچون بعضی از احکام نماز، زکات و یا حج که
بعضی از افراد از آن اطلاع حاصل نمی کنند، عذرشان پذیرفته است؛ طبیعی است
که چنین مسائلی بر خیلی از افراد مخفی می ماند، زیرا همه مردم نمی توانند
فقیه باشند. مؤمن وظیفه دارد مسائل دینی را فرا گیرد، از علما سؤال نماید، الله تعالی فرموده است:« فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ (۴۳) »[نحل:۴۳] ( پس از آگاهان بپرسید اگر نمی دانید). گروهی در زمان پیامبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ بدون علم فتوا داده بودند. پیامبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فرمود: « أَلَا سَأَلُوا إِذْ لَمْ یَعْلَمُوا فَإِنَّمَا شِفَاءُ الْعِیِّ السُّؤَالُ » احمد (۱/۳۳۰) ( وقتی که نمی دانستند چرا سؤال نکردند؛ همانا شفای جاهل پرسیدن است. پیامبر صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ در حدیثی فرمودند:« مَنْ یُرِدْ اللَّهُ بِهِ خَیْرًا یُفَقِّهْهُ فِی الدِّینِ » بخاری (۶۹) مسلم (۱۷۱۹) ( هر کسی که الله تعالی در حق او اراده خیر نماید به وی فهم دین، نصیب خواهد کرد). مردان و زنان مسلمان وظیفه دارند مسائل دینی را بیاموزند؛ در مواردی که
برایشان سؤال و یا اشکال پیش می آید از علما بپرسند، بی توجه نباشند، زیرا
انسانها آفریده شده اند تا الله تعالی را عبادت کنند و عبادت نیاز به علم
دارد، تا زمانی که انسان در غفلت و بی توجهی به سر برد عالم نمی شود؛
بنابراین طلب علم و پرسیدن از علما لازم و ضروری است تا انسان از جهالت
نجات یابد و آگاهی حاصل کند.انشالله

مراقبه حالت مطلوبی از هوشیاری است که از طریق مناسک و تمرین های معینی حاصل می شود. اگر از مراقبه دعاوی و تشریفات فلسفی و عرفانی را جدا کنیم، آنچه باقی می ماند نوعی فعالیت مغزی است که با ریلکس شدن جسم همراه می شود. در مراقبه شخص با تمام وجود تمرکز و توجه خود را بر روی یک زمینه و موضوع متعالی متوجه می سازد و به نوعی تمرکز هدایت شده مبادرت می ورزد. برای رسیدن به این درجه از خلسه و جذبه روحی کوشش آگاهانه و فعال صورت می گیرد. در گذشته های دور این امکان وجود داشت که مردم به دور از زندگی پیچیده و استرس زا در یک خلوت نسبی، ساعت ها به مراقبه و تفکر و تأمل بپردازند، و در مورد مشکلات و مسائل مختلف و متعدد بیندیشند. برای کسانی که در آن زمان می زیستند مراقبه کردن دست یافتنی تر و راحت تر از مراقبه در جهان صنعتی قرن بیستم بود. شکل های مختلفی از مراقبه را می توان در مکاتب و مذاهب مختلف چون بودائی، مسیحیت، اسلام، یهود، یوگا و... یافت ولی به اختصار در این نوشتار به دو نوع مراقبه که بسیار متداول و مؤثر است اشاره می شود.
۱) مراقبه راهگشا:
از طریق آن شخص ذهن خویش را برای ورود و دریافت تجارب و دریافت های جدید صاف می گرداند. در این مراقبه شخص هیچ کاری انجام نمی دهد، به چیزی نمی اندیشد و راحت و ریلکس تمامی ذهن و جسم خود را رها می سازد. تمامی افکار و احساسات را از ذهن خویش دور کرده و از انحراف و غوطه ور شدن در ذهنیات مغشوش جلوگیری می کند، و رها شده و ریلکس به تماشای روشنی ذهن و افکار و درک فوق العاده می نشیند.
۲) مراقبه متمرکز:
که در آن شخص با توجه و تمرکز فعال بر یک شیء، یک جمله، یک فکر و... نتیجه مطلوب را به دست می آورد. در این گونه مراقبه تمرکز روی شیء یا فکر صورت می گیرد، به طوری که تمامی توجه شخص بر روی ماهیت آن شیء یا فکر تمرکز می یابد، بدون توجه به رابطه موجود بین آن شیء و یا آن فکر با فکر دیگر، در واقع تمامی مسائل حول و حوش آن را نادیده انگاشته و سعی می کند فقط بر مورد تمرکز خود به مراقبه بپردازد. در شرق متدهای عمیق و جالبی برای مراقبه وجود دارد که شخص مراقبه کننده به وسیله یک مطلع کارآزموده راهنمائی می شود تا این که به درجه ای از تعالی و تکامل دست یابد. شما هم مراقبه متمرکز را شروع کنید و بدانید که تمام پیشرفت یک انسان از تمرکز بالا ناشی می شود. ممکن است با آدم هائی در زندگی مواجه شوید که قادر به انجام امور خارق العاده ای باشند البته به غیر از موارد نادری که این موهبت ها اعطاء الهی است. در سایر موارد تمرین و تمرکز شخصی به مرور زمان توانائی انجام این امور را به این اشخاص می دهد. در عین حال که روش های بسیاری برای انجام مراقبه وجود دارد ولی در تمام آن ها روش اصلی یکی است. در زیر به یک روش عملی تقریباً استاندارد می پردازیم که می توانید برای ریلکسیشن و رهاسازی جسم و روحتان از تنش ها و استرس و به طور کلی تمام افکار منفی که در طول روز در بدن شما جمع شده است، استفاده کنید.
۱) با چشمان بسته در وضعیتی راحت قرار بگیرید. سعی کنید که بدنتان کاملاً آرام و با حداکثر آرامش قرار داشته باشد. البته نحوه راحت بودن به چند نوع می تواند باشد ابتدا این که در سر و صدا انجام این تمرینات تقریباً بی فایده است که هیچ، بیشتر استرس را در افراد افزایش می دهد. پس اولین نکته آرامش محیط شماست. دومین موضوع نحوه قرار گرفتن بدنتان است شما می توانید بر روی یک صندلی که در آن احساس آرامش می کنید بنشینید این بستگی به خودتان دارد که چه شرایطی را انتخاب کنید. روش دیگر این که بر روی تختخواب دراز بکشید سعی کنید از دراز کشیدن روی فرش اکیداً خودداری کنید. بر روی تخت نباید پستی و بلندی باشد یعنی حداقل این که پای شما نباید نسبت به کمر و ران در مکان بالاتری قرار داشته باشد دلیلش هم این است که باعث خواب رفتگی عضلات پا می شود. در مورد وضعیت سرتان هم می توانید از بالش استفاده کنید چون هیچ منعی وجود ندارد البته اگر بالش ضخامت کمتری داشته باشد بهتر است و کسانی هم که می توانند بدون بالش بر روی یک محیط صاف دراز بکشند هم نتیجه بهتری خواهد داشت. زمان انجام دادن فقط به خودتان بستگی دارد. ولی باید زمانی باشد که دلهره انجام کاری را نداشته باشید چون تأثیرات معکوسی در درازمدت بر روی روانتان خواهد داشت.
۲) تمامی عضلات خویش را شل کنید، این کار را می توانید از پای راست شروع کنید و رو به بالا این جریان ریلکس کردن را ادامه دهید تا جائی که کاملاً تمام بدنتان در آرامش غوطه ور شود. برای اطمینان از ریلکس کامل عضلات بدن یک بار دیگر هم از سر شروع به شل کردن بدن کنید.
منظور از ریلکس کردن بدن این است که در هنگامی که روی تختخواب دراز کشیده اید و یا روی صندلی نشسته اید، تمام حواستان را بر روی اعضاء بدن به ترتیبی که شروع می کنید متمرکز کنید و در همین حالت ماهیچه های بدن را شل کنید به طوری که هیچ حسی روی آن عضو نداشته باشید. تا به آخر که یک یک اعضاء را شل و راحت می کنید.
۳) تنفس عمیق را با شمارش همراه کنید. به صورتی با شماره یک هوا را به داخل ریه بکشید و با شماره دو تخلیه کنید. این عمل را تا شماره پنجاه ادامه دهید و در این حال باید تمام توجه شما به نحوه تنفس متوجه باشد.
این عمل باید حداقل ۲۰ بار انجام شود. نکته مهم این است که نباید با سرعت این تنفس را انجام دهید و باید یک فاصله چند ثانیه ای بین هر تنفس باشد.
۴) پس از اتمام عمل شمارش، بدن خود را رها کنید، و خود را به صورتی راحت و رها شده تصور کنید.
۵) آنچه را که در حال وانهادگی و رهائی به ذهن شما می رسد، بدون کوشش در تجزیه و تحلیل آن، پس از پایان مراقبه یادداشت کنید. در مراقبه مهم این است که خود را به تمام معنی رها کنید نه این که بخوابید و یا فکرتان را بر روی موضوعی خاص متوجه کنید که برایتان اهمیت دارد، زیرا باعث می شود که شما به دنبال راه حل ها البته به صورت آگاهانه و به صورت تحلیلی بروید. شاید در ابتدا ۲ تا ۳ ماه لازم باشد که فقط طریقه درست مراقبه کردن را بیاموزید و بتوانید آرامش و تمرکز بهتر خود را بیابید.
به هر حال پس از مدتی چنان یگانگی و راحتی و صلح و صفائی را در خودتان احساس می کنید که روز به روز موجب موفقیت شما می شود و مشکلات یکی پس از دیگری از شما دور می شود و شما تکامل یافته و آسوده خاطر می توانید با گسترش تدریجی این مراقبه با بذرافشانی فکری بر روی مسائل دلخواه خویش به مراقبه بپردازید و برای مسائل و مشکلات و ایده های خود راه حل های عمیق و جالبی بیابید. این روش مراقبه در اصل یک نوع از عمل خود هیپنوتیزم است که به صورتی مبتدی تر بیان شده است.

فلسفه حرام بودن نگاه به نامحرم
یک سؤال اساسی
و یک جواب منطقی
سؤال :
از عالمی سوال شد:چه اشکالی دارد که انسان به جنس مخالف نگاه کند و لذت ببرد؟
پاسخ :
نگاه به حسن جمال جنس مخالف ضررهایی دارد که به طورخلاصه اشاره می شود:
1_ می بینی ، می خواهی، به وصالش نمی رسی، دچارافسردگی میشوی…!
2_ می بینی، شیفته می شوی، عیب ها را نمی بینی،
ازدواج میکنی، طلاق می دهی.!
3_ می بینی ، دائم به او فکر می کنی، از یاد خدا غافل می شوی، از عبادت لذت نمی بری.!
4_ می بینی ، با همسرت مقایسه می کنی،ناراحت می شوی، بداخلاقی می کنی.!
5_ می بینی، لذت می بری، به این لذت عادت می کنی، چشم چران می شوی،
در نظر دیگران خوار می گردی.!
6_ می بینی ، لذت می بری، حب خدا در دلت کم می شود،
ایمانت ضعیف می شود.!
7_ می بینی ، عاشق می شوی، از راه حلال نمی رسی،
دچار گناه میشوی.!
لذا اسلام در یک کلمه می گوید :
""نگاهت را از نامحرم نگاهدار""