نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»
نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

عکس‌های نایاب قدیمی از بازیگران و چهره‌های مشهور


عکس‌های نایاب قدیمی از بازیگران و چهره‌های مشهور
                                                              کودکی های پرستو صالحی
عکس‌های نایاب قدیمی از بازیگران و چهره‌های مشهور
                                                                     زیبا بروفه در کودکی
عکس‌های نایاب قدیمی از بازیگران و چهره‌های مشهور                                          جوانی های حامد بهدادعکس‌های نایاب قدیمی از بازیگران و چهره‌های مشهور                                                    نوستالژیک های دهه 60 هاعکس‌های نایاب قدیمی از بازیگران و چهره‌های مشهور                                         کودکی آزاده نامداریعکس‌های نایاب قدیمی از بازیگران و چهره‌های مشهور 12 سال پیش سه بازیگر محبوب مرد/ حمید گودرزی ، شهاب حسینی ، کامبیز دیربازعکس‌های نایاب قدیمی از بازیگران و چهره‌های مشهور                                                          کودکی سحر قریشیعکس‌های نایاب قدیمی از بازیگران و چهره‌های مشهور                                          بچه گی های لیندا کیانیعکس‌های نایاب قدیمی از بازیگران و چهره‌های مشهور          دوران دبیرستان رضا شفیعی جمعکس‌های نایاب قدیمی از بازیگران و چهره‌های مشهور علی صادقی و فیلم به یاد ماندنی اش در نوجوانیعکس‌های نایاب قدیمی از بازیگران و چهره‌های مشهور لاله اسکندری ، آتنه فقیر نصیری ، کتایون ریاحی در اوایل دهه 80

تا جان در تنِ کاغذ من باشد، از تو می نویسم


نوشتن چه زیباست، اگر حقیقت در آن جای گیرد ؛

با این آگاهی که بعضی از این حقایق تلخند ؛ 

بیاییم اُستادانه با کلمات شیوا، جملات شیرین بسازیم و حقیقت را در "بغض قلم" جای دهیم، 

شاید اینگونه تلخی اش را پنهان سازیم ؛ 

اکنون جملات شیرین، افکارم را در بر گرفته اند، همراه آهنگی شیرینتر از خود، دلنواز شده، و با این طنین، کاملتر و شیواتر نمایان میشوند ؛ 

با جای گرفتن قلم در دستم، گویی بین این دو ارتباط برقرار میشود و افکارم با نوایی آرام قلم را روی کاغذ به رقص وامیدارد ! 

و این "رقص قلم" است که سفیدی کاغذ را با کلمات دلنشین پر میسازد، تا شاید در خلوت خواننده اش، دیده ها با شوق و لذت بخش جلوه کند !

آری، جایِ خوبیست برای گفتن و نوشتن، اما، مگر میشود هر چه دل می خواهد بگوید را، در اینجا خلاصه کرد؛ شاید اگر همه درختان قلم شوند و همه دریا ها دفتر، هرگز نتوانند گوشه ای از آنچه دل می خواهد را بیان کنند،

زیرا دل جایگاهِ عشق است و عشق یعنی همه چیز، و همه چیز یعنی " تو"و هر بار که " تو " را برای شعر برنمی گزینم، شعر مرا برای تو برگزیده است.

در هشیاری به سراغت نمی آیم؛ هر بار از سوزش انگشتانم درمی یابم که باز نام " تـــو " را می نوشته ام.

کلام حق

 

کلام حق


آیا شک دارید که پاداش بیداری های شبانه تان برای عبادت داده نشوند؟ سوره زمر 9
آیا کسى که در دل شب به طاعت خدا و سجده و قیام بسر برد و از آخرت ، هراسناک ، و به رحمت حق امیدوار باشد ، با کسى که در کفر و گناه است یکسان است ؟
 

 

تا کی باید در گمراهی به سر ببریم؟ سوره حدید 16
آیا وقت آن نرسیده است که دلهای مؤمنان در برابر ذکر خدا و آنچه از حق نازل شده است خاشع گردد؟
    

 

آیا از رحمت پروردگار ناامید شده اید و فکر میکنید تنها مانده اید؟ سوره یوسف 87
از رحمت خدا نا امید مباشید که جز کافر هیچ کس از رحمت خدا نا امید نیست.

 

آیا گاهی به خود مغرور میشوید و از تکبر ورزیدن رنج میبرید؟ سوره اسراء 37
در روی زمین به تکبر راه مرو که نمی توانی زمین را بشکافی و هرگز قامتت به بلندای کوهها نمی رسد.

 

آیا گناه میکنید و فکر میکنید کسی نمیبیند؟سوره جمعه 8
بگو مرگی که از آن فرار می کنید ؛ حتما شما را در خواهد یافت. سپس به سوی کسی که از پنهان و آشکار با خبر است برده می‏شوید و شما را از آنچه انجام می‏دادید خبر می‏دهد.



اس ام اس


به رحمت خدا امیدوارباشیم

یادمان باشد که...

یادمان باشد که: او که زیر سایه دیگری راه می‌رود، خودش سایه ای ندارد.
یادمان باشد که: در حرکت همیشه افق های تازه هست.
یادمان باشد که: فرار؛ راه به دخمه‌ای می‌برد برای پنهان شدن نه آزادی.
یادم باشد که: لبخندم را توى آیینه جا نگذارم.
یادمان باشد که: آرزوهای انجام نیافته دست زندگی را گرفته‌اند و او را راه می‌برند.
یادمان باشد که: دلخوشی‌ها هیچکدام ماندگار نیستند.
یادمان باشد که: تا وقتی اوضاع بدتر نشده! یعنی همه چیز رو به راه است.
یادمان باشد که: هوشیاری یعنی زیستن با لحظه‌ها.
یادمان باشد که: آرامش جایی فراتر از ما نیست.
یادمان باشد که: برای پاسخ دادن به احمق، باید احمق بود.
یادم باشد که: در خسته ترین ثانیه های عمر هم هنوز رمقی برای انجام برخی کارهای کوچک هست.
یادم باشد که: سهم هیچکس را هیچ کجا نگذاشته‌اند، هر کسی سهم خودش را می‌آفریند.
یادم باشد که: آن هنگام که از دست دادن عادت می‌شود، بدست آوردن هم دیگر آرزو نیست.
یادم باشد که: پیشترها چیزهایی برایم مهم بودند که حالا دیگر مهم نیستند.
یادم باشد که: آنچه امروز برایم مهم است، فردا نخواهد بود.
یادم باشد که: هرگز به تمامی ناامید نمی‌شوی اگر تمام امیدت را به چیزی نبسته باشی.
یادم باشد که: غیر قابل تحمل وجود ندارد.
یادم باشد که: خوبی آنچه که ندارم این است که نگران از دست دادن‌اش نخواهم بود.
یادم باشد که: وظیفه من این است؛ حمل باری که خودم هستم تا آخر راه.
یادم باشد که: همیشه چند قدم آخر است که سخت ترین قسمت راه است.
یادم باشد که: امید، خوشبختانه از دست دادنی نیست.
یادم باشد که: به جستجوى راه باشم، نه همراه.
یادم باشد که: زخم نیست آنچه درد می‌آورد، عفونت است.
یادمان باشد که : دست به کاری نزنم که نتوانم آنرا برای دیگران تعریف کنم.
یادم باشد که : باور هایم شاید دروغ باشند.
یادم باشد که : من از این به بعد هستم، نه تا به حال.
یادمان باشد که : منتظر ِ تنها یک جرقه است، انبار مهمات.
یادمان باشد که : در هر یقینی می توان شک کرد و این تکاپوی خرد است.
یادمان باشد که . . . یادمان باشد . . .

حضرت آدم مسئول اصلی گناه انسان ها!!

حضرت آدم مسئول اصلی گناه انسان ها!!

حضرت آدم

گفته می شود که آدم و حوا بعد از آنکه شیطان آنها را فریب داد و مرتکب گناه شده و از بهشت رانده شدند، روی زمین آمده و توبه کردند و سپس بخشیده شدند. اما ما انسان ها هنوز به خاطر گناه آنان در بوته آزمایش هستیم؟ مگر آنها هم انسان نبودند چرا میلیاردها انسان طی چندین قرن هنوز آزمایش می شوند و این همه سختی می کشند، اما آنها بخشیده شدن ؟ از طرفی حضرت آدم ( علیه السلام) و حضرت حوا در چه ماهی از سال توبه آنها به درگاه خداوند قبول شد؟

 

در این مقاله بر اساس آیات و روایات می خواهیم سوالات را پاسخ دهیم و از صحت و درستی این سوالات آگاه شویم.

 

عامل اصلی گناهان

در پاسخ چند نکته باید طرح شود:

نکته اول: گرفتاری های انسان ها به ترک اولای آدم و حوا علیهماالسلام بر نمی گردد، بلکه هر کسی مسئول کار خودش هست و گناه انسان ها هیچ ارتباطی به ترک اولای آنها ندارد.

نکته دوم: بعد از پذیرش توبه، آنها به بهشت برنگشتند. ترک اولای آن ها یک نتیجه قهری و یک نتیجه طبیعی داشت آن هم رانده شدن از بهشت بود.

نزدیک شدن به آن درخت هر چه که بود گندم، سیب، علم و هر چیز دیگر ، گناه نبود بلکه بر حسب رابطه علّی که بین این نزدیک شدن و هبوط در زمین بود خداوند به آنها متذکر شد که اگر به این درخت نزدیک بشوید به زمین هبوط می کنید.

آنها نزدیک شدند و نتیجه اش را هم دیدند. چون یک نهی ارشادی بود به خاطر تخلف از آن نهی ارشادی توبه کردند و خداوند هم از آنها پذیرفت .اما چون رانده شدن نتیجه عمل خودشان بود ،دیگر بازگشت امکان نداشت.

بازگشت زمانی امکان دارد که نتیجه، نتیجه قراردادی باشد. مثلاً فرض کنید کسی تخلف کرده به خاطر آن باید شش ماه زندان برود، توبه می کند، زندان را از او برمی دارند. اما اگر کسی بی احتیاطی کرد و تصادف کرد نمی تواند بگوید توبه کردم و دیگر بی احتیاطی نمی کنم. خسارت هایی که وارد شده، نتیجه آن عمل است و با توبه اصلاح نمی شود.

کار آدم و حوا علیهماالسلام هم نتیجه عملشان بود و با توبه هم اصلاح نمی شد. اما توبه ترک امر ارشادی و ارتکاب نهی ارشادی را خدا جبران کرد و توبه آنها را قبول کرده بعد هم حضرت آدم ( علیه السلام) را به عنوان پیغمبر انتخاب کرد.

نکته سوم: تلقی امتحان، مجازات و عقوبت در هبوط آدم و حوا علیهماالسلام قابل قبول نیست. امتحان از بزرگترین نعمت های خداست و جای امتحان نیز دنیاست و خداوند از همه بندگانش امتحان می گیرد، از پیغمبرانش گرفته تا بندگان عادی. همه چیز برای بندگان خدا امتحان است. فقر، غنا، سلامت، بیماری، طول عمر، قدرت، ضعف و ... همه اینها امتحان است. یعنی امتحان هم جنبه مثبت و هم جنبه منفی دارد.

مسیحیت معتقد است با گناه آدم همه انسان ها به یک پلیدی مبتلا شدند و برای رهایی از این پلیدی خداوند پسر خودش را که حضرت مسیح بود قربانی کرد تا انسان پاک بشود. این مطلب از نظر ما قابل قبول نیست و در اسلام هر کسی مسئول کار خودش است و با گناه کسی دیگران به پلیدی مبتلا نمی شوند

امتحان خداوند از سنت های عام الهی است که هیچ کس از شمول امتحان الهی خارج نیست. اما این که ما امتحان را عقوبت و بد بدانیم ، صحیح نیست.

امتحان در واقع از بهترین نعمت های خداست که انسان را آبدیده و ورزیده می کند.

اگر بخواهیم مثال بزنیم امتحان های الهی شبیه بازی های فوتبالیست که نتیجه های خوب با هم مسابقه می دهند و مسابقات برای ورزیده شدن است.

انسان در کوره های امتحان دنیا آبدیده و ورزیده می شود و مسیر کمال را طی می کند که اگر این امتحان ها نبود هرگز انسان به کمال شایسته خودش نمی رسید.

اگر یک فلز ناخالص را مدت ها در کوره حرارت نداده و آبدیده نکنند هرگز خلوص خودش را به دست نمی آورد. انسان ها هم تا در کوره های آزمایش تحت فشار قرار نگیرند ، هرگز خلوص لازم و کمال لازم را به دست نمی آورند.

خداوند یکی از هدف های متوسط آفرینش را امتحان معرفی می فرماید " هو الذی خلق السموات و الارض فی سته أیام و کان عرشه علی الماء لیبلو کم " جای دیگر هم آمده "هو الذی خلق الموت و الحیاة لیبلوکم أیکم " این امتحان های الهی برای ساختن انسان است و در واقع هدف متوسطی است که انسان را به قرب الهی که هدف غائیست نزدیک می کند.

به عبارت دیگر نقش امتحان های الهی نقش عبادت است همان گونه که خداوند می فرماید " و ما خلقت الجن و الانس إلا لیعبدون " جن و انس را جز برای عبادت خلق نکردیم که این هم هدف متوسط است. خود عبادات مانند نماز ، روزه و نیز سایر عبادات همگی آزمایش هستند.

بنابر آنچه گفته شد از امتحان های الهی نباید تلقی منفی داشته باشیم بلکه باید سپاسگزار و شاکر ذات باریتعالی باشیم که این امتحان ها را قرار داده و این امتحان ها وسایل و کانال هایی هستند که ما را به قرب الهی نزدیک می کنند.

بعضی از مقاماتی که برای انبیاء در قرآن آمده بعد از امتحان هایی بود که پشت سر گذاشتند.

مثلا حضرت ابراهیم (علیه السلام) بعد از اینکه خداوند امتحان های سخت را از او گرفت فرمود: " إنی جاعلک للناس إماما " یعنی بعد از امتحان های سخت تازه به مقام امامت که بالاترین مقام برای انسان هست، دست یافت با اینکه مدتی پیغمبر بود.

تأکید می کنم کانال زدن و ارتباط برقرار کردن بین امتحان هایی که خداوند از ما می گیرد و ترک اولای آدم و حوا سلام الله علیهما معقول نیست.

ما انسان ها هر کدام تکلیف خود را داریم. این گونه نیست که جرم پدر را به حساب پسر یا فرزند ، یا جرم فرزند را به حساب پدر بگذارند. هر کسی به حساب خودش رسیدگی می شود.

انسان در کوره های امتحان دنیا آبدیده و ورزیده می شود و مسیر کمال را طی می کند که اگر این امتحان ها نبود هرگز انسان به کمال شایسته خودش نمی رسید

نکته پنجم: اصلاً خداوند انسان را برای زمین خلق کرد آنجا که به فرشتگان فرمود: " إنی جاعل فی الارض خلیفة " بنا بود جانشین خدا بر روی زمین بشود. منتها خداوند برای اینکه آمادگی پیدا کند مدتی او را در بهشت مکان داد و به او تذکر هم داد که چه کاری نکند. بنابر این انسان برای زمین خلق شده و زمین مدرسه ای است که تا انسان این مدرسه را طی نکند هرگز به کمال شایسته خودش نمی رسد.

اعتقاد ما نسبت به انسان و اعمال او چنین است. اما مسیحیت معتقد است با گناه آدم همه انسان ها به یک پلیدی مبتلا شدند و برای رهایی از این پلیدی خداوند پسر خودش را که حضرت مسیح بود قربانی کرد تا انسان پاک بشود.

این مطلب از نظر ما قابل قبول نیست و در اسلام هر کسی مسئول کار خودش است و با گناه کسی دیگران به پلیدی مبتلا نمی شوند.

در روایت آمده که توبه حضرت آدم و حوا سلام الله علیهما در ماه ذیحجه قبول شد و تعداد این روایت فراوان است.

البته نقل های دیگری هم گفته شده، که هیچ کدام مورد اعتنا نیست. اما قطعاً در ماه محرم نبوده و حتی در ماه های دیگر هم نبوده بلکه در ماه ذیحجه بوده و روایت آن از بقیه روایات قوی تر است.

 

نتیجه

ارتباط برقرار کردن بین امتحان هایی که خداوند از ما می گیرد و ترک اولای آدم و حوا سلام الله علیهما مورد قبول نیست زیرا هر کسی مسئول اعمال خویش است. امتحان های الهی نیز برای ورزیده شدن انسان و حرکت در مسیر کمال انسانی است که اگر این امتحان ها نبود هرگز انسان به کمال شایسته خودش نمی رسید. خداوند انسان را برای زمین و زندگی زمینی خلق کرده لذا زندگی آدم و حوا سلام الله علیهما در بهشت موقتی بود.

بازآوری: مریم جعفری    

بخش اعتقادات شیعه تبیان