نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»
نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

روزهای غریب

چه روزهای غریبی..این روزها نمیگذرند..

برای من سخت است..سخت....

هضم کردن روزهای بهاری بدون تو...

 

آدمیزادبفهم

آدمیزاد..
غـرورش را خـیـلـی دوسـت دارد..
اگـر داشـتـه بـاشـد..آن را از او نـگـیـریـد.....
حـتـی بـه امـانـت نـبـریـد...
ضـربـه ای هـم نـزنـیـدش..
چـه رسـد بـه شـکـسـتـن یـا لـه کـردن ..
آدمـی غـرورش را خـیـلـی زیـاد،شـایـد بـیـشـتـر از تـمـام
داشـتـه‏ هـایـش، دوسـت مـی دارد..
حـالا بـبـیـن اگـر خـودش، غـرورش را بـه خـاطـر تـو،
نـادیـده بـگـیـرد ..
دوسـتـت دارد ..
ایـن را بـفـهـم آدمـیـزاد .. .

تنهاخدابرایم کافیست

خدایم را دوست دارم..
همان خدایی که:
دغدغه ای برای از دست دادنش را ندارم..
همان خدایی که مرا در آغوش گرفته..
و از مسیر گل ولای عبور می دهد..
خدایم را عاشقانه دوست دارم و می پرستم..
نه ترسی دارم برای نابودی اش و نه غمگینم در نبود حضورش..
او همیشه به من لبخند می زند و مرا عاشقانه دوست دارد..
آری مردم بشنوید...
که من تنها خدا برایم کافی است...

من وتودرحریرمهتاب

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی

تو را با لهجه ی گل های نیلوفر صدا کردم

تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم

پس ازِ یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس

تو را از بین گل هایی که در تنهایی ام رویید

با حسرت جدا کردم     

        ۩۞۩             

و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم

گفتی دلم حیران و سرگردان چشمانی ست رویایی

و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم

تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم

همین بود آخرین حرفت و من بعد از عبور تلخ و غمگینت

حریم چشمهایم را به روی اشکی از جنس

غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم

نمی دانم چرا ؟

نمی دانم چرا ؟ شاید خطا کردم

و تو بی آن که فکر غربت چشمان من باشی

نمی دانم کجا ، تا کی ، برای چه ،

نمی دانم چرا ؟

شاید به رسم و عادت پروانگی مان

باز برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم

 

 

۩۞۩

گل سرخ

گُل سُرخی می رویَد

در مَنــــــــ

کـِ ریشــه دَر تـو دارَد