نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»
نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

مادر

* مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو ، صبوری
مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو ، دلواپسی
مادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو، بیداری !
مادر یعنی بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد !
مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن زنی که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود !
مادر یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن
.
. .


اگر ۴ تکه نان خیلی خوشمزه وجود داشته باشد و شما ۵ نفر باشید ، کسی که اصلا از مزه آن نان خوشش نمی آید مطمئنا مادر است .


دغدغهء روزمره ام ، بودن توست !
نفس کشیدنت ..
ایستادنت ..
خندیدنت ..
“مــــــــــادرم”
تو باشی و خدا
دنیا برایم بس است …


مـــادر
تمام زندگیم درد مــیکند





نبودنِ تــو
فقط نبودنِ تو نیست
نبودنِ خیلی چیزهاست…
کلاه روی سَرمان نمی‌ایستد!
شعر نمی‌چسبد…
پول در جیب‌مان دوام نمی‌آورد!
نمک از نان رفته!!!
خنکی از آب………….
” ما بی‌تو فقیر شده‌ایم ” مادر….




دلــــم نوازش های مــــادرانه میخواهد




بچه که بودم دلم به گرفتن گوشه چادر مادرم و رفتن به بیرون خوش بود
اکنون بزرگ شده ام مادرم را می خواهم , نه برای گرفتن گوشه چادرش
می خواهمش که با گوشه چادرش اشکهایم را پاک کنم.
نه اینکه دلم خوش شود که می دانم نمی شود !
شاید آرام بگیرد با بوی خوش چادر مادرم...





مهربانی مادر است
ایثار مادر است
عشق مادر است
زندگی مادر است
رنجر مادر است
غم خوار مادر است
درد مادر است
تنها مادر است
بهترین جمله گیتی مادر است...





سرم را نه ظلم می تواند خم کند ، نه مرگ ، نه ترس ، سرم فقط برای بوسیدن دست های تو خم می شود مادرم . . .





مصاحبه پیامبر ص با جبرئیل

باران شدید روی گلبرگ گل رز سرخ میبارد .gif

مصاحبه پیامبر با جبرئیل

رسول خدا فرمود: جبرئیل نزد من آمد و گفت :یا رسول الله ،

خداوند مرا با هدیه اى به سوى تو فرستاد که پیش از تو به

هیچکس چنین هدیه گرانبهائى اعطا نفرموده است .


پیامبر پرسید: هدیه چیست ؟


گفت : صبر، بهتر از آن قناعت ، بهتر از آن رضا، بهتر از آن زهد،

بهتر از آن اخلاص
، بهتر از آن یقین است و اصل همه اینها


توکل .

.gif اینجا باید یک نفس عمیــــــق کشید!! آبشار زیبا تفریحی جهانگردی نسیم خنک رو حس میکن

خدا


 خدا

چه زیبا خالقی دارم
 دلم گرم است می دانم
 
که فردا باز خورشیدی
 میان آسمان ، چون نور می آید

شبی می خواندم .... با مهر
 سحر می
راندم ..... با ناز


 
چه بخشنده خدای عاشقی دارم
 که می خواند مرا ، با آنکه میداند

گنه کارم

 

اگر رخ بر بتابانم
 دوباره  می نشید بر سر راهم
 دلم را می رباید ، با طنین گرم و زیبایش
 که در قاموس پاک کبریایی ، قهر نازیباست

چه زیبا عاشقی را دوست می دارم
 دلم گرم است می دانم ، که می داند
 بدون
ِ لطف او ، تنهای تنهایم
 اگر گم کرده ام من راه و رسم بندگی ،

اما

دلم گرم است ، می دانم  
 خدای من ، خدایی خوب می داند
 و می داند که سائل را نباید دست خالی راند

دلم گرم خداوندی ست
 که با دستان من ، گندم برای یاکریم خانه می ریزد
 و با دستان مادر کاسه آبی را، برای قمری تشنه

دلم گرم خداوند کریمِ خالق نوریست
 که گر لایق بداند
 روشنی بخشد ، به کرم کوچکی با نور
 
دلم گرم خداوند صبور و خالقِ صبریست
 که شب ها می نشیند در کنارم
 تا
 که بیند می رسد آن شب

که گویم عاشقش هستم؟

 

خداوندا ، دعا برآنکه آزار مرا اندیشه می دارد ، نشانم ده

خداوندا ، مسلمانی عطایش کن

 نخشکاند هزاران شاخه زیبای مریم را

 نبندد پای زیبای پرستو را

 نسوزاند پر پروانه های عاشق گل را

 نچیند بال مینا را

===

دعایش می کنم آن  عهد بشکسته

 دعایش می کنم عاشق شود بر یاکریم و هدهد و مینا

 
دعایش می کنم

 آن سان دعایی

چون مرا با لعنت و نفرین قراری نیست


تو آیا هیچ می دانی خدایم کیست ؟


 چنان با من به گرمی او سخن گوید
 که گویی جز من او را بنده ای ، در این زمین و آسمانها نیست

 

خدایم کیست ؟


 چنان با من به گرمی او سخن گوید
 که گویی جز من او را بنده ای ، در این زمین و آسمانها نیست

 

چنان با من به گرمی او سخن گوید
 
که گویی جز من او را بنده ای ، در این زمین و آسمانها نیست

 

هزاران شرم باد بر من
 چنان با او به سردی راز می گویم
 
که گویی من جز او  و بی گمان

یکصد  خدا دارم

 

چنان با مهر می بخشد
       که گاهی آرزوی صد گناه و توبه من دارم


******

 

الا ای آنکه خواب از چشمها بردی
 تو را آرامش شب ها گوارایت
 نهال خنده مهمان لبانت


 
تو  ای  با مذهب عشاق بیگانه
 برایت عاشقی را  آرزو دارم

 
 الا ای آنکه گریاندی مرا تا صبح
 برای تو ،  هزار و یک شب آرام و پر لبخند ر ا

من آرزو دارم

تو را ای آرزویت ،  قفل بر لب ها

برای تو ، کلید فهم معنای تفاهم

آرزو دارم

 

تو ای با عشق بیگانه
  اگر روزی بخوانی رمز بال شاپرک ها را
 
تو می فهمی ، که مرگ مهربانی ،

آخر دنیاست

 

گر حزن نوای بلبلی را در قفس احساس میکردی
 دگر   آواز شاد بلبلان را در قفس،  باور نمی کردی

اگر ناز نگاه   آهوان دشت می دیدی
 تفنگت را شکسته ، مهربانی پیشه می کردی


 چه لذت صید مرغان رها در پهنه آبی؟
 
اگر معنای آزادی ، به یاد آری

 

نم چشمان آن آزرده دل را گر تو می دیدی
 نمازت را ادای تازه میکردی

 
نمی دانم دگر باید چه می گفتم
 به در گفتم،  تمام آنچه در دل بود
    بدان امید
   شاید بشنود دیوار

نمی دانم دگر بار

پاداش یتیم نوازی


ازى پاداش عظیمى دارد.
بچه هایى که پدر و مادر خود را از دست داده اند، در حقیقت تکیه گاه و پناهگاه خود را از دست داده اند. اگر بچه اى را در کوچه اى ناراحت کنند، مى گوید: مى روم و شکایت شما را به پدرم مى نمایم ، اما بچه ى یتیم هیچ کس را ندارد و احساس مى کند تنهاست . کودکان و اطفال خردسال از نظر روحى وابستگى شدیدى به پدر و مادر دارند، و روزى که متولد مى شوند هم محبت و صمیمیت پدر را مى خواهند و هم نوازش عاشقانه ى مادر را، و اگر براى بچه اى این دو نباشد یک نوع احساس حقارت و کوچکى و بى کسى در وجودش ایجاد مى شود. خدا نکند یک چنین بچه اى میان فامیل و عده اى واقع شود که آنان انسانهاى مغرور و متکبّرى باشند، چون بچه هاى آنچنانى را تحویل نمى گیرند، و این دردى روى دردهاى بچه هاى یتیم خواهد بود.
خاتم رسولان ، پیامبر رحمت سفارش کرد که اگر خواستید فرزندانتان را ببوسید، جلو چشم بچه هاى یتیم نبوسید، و امام صادق علیه السّلام فرمود:
«لا باءس اءن تُخلِطَ طعامَک بطعام الیتیم ، فإ نّ الصّغیر یوشک اءن یاءکل کما یاءکلُ الکبیر؛»(341)
از همسفره شدن با بچه هاى یتیم پرهیز نکنید، چون بچه هاى کوچک انتظار دارند همانند بزرگان و در جمع آنان غذا میل کنند و با آنان همسفره شوند، یعنى به بچه هاى یتیم شخصیت بدهید تا آنها احساس کمبود و کوچکى و تنهایى و حقارت نکنند. بچه هاى کوچک آرزو دارند که در کنار بزرگ ترها غذا بخورند، و شما این خلاء را پر کنید و با بچه هاى یتیم هم کاسه و همسفره شوید.
رسول خدا صلّى اللّه علیه و آلهِ و سلّم در جواب این سؤ ال که نیکى کننده ى به ایتام چه پاداشى دارد؟ مى فرماید:
«انّ الیتیم إ ذا بکى إ هتزّ له العرش فیقول الربّ تبارک و تعالى :
من هذا الّذى اءبکى عبدى الّذى سلبته اءبویه فى صغره ؟
فبعزّتى و جلالى لا یسکته . حد إ لّا اءوجبت له الجنّه ؛(342)»
بى تردید زمانى که یتیم بگرید عرش به لرزه مى آید، پس مبادا بچه هاى یتیم را بگریانید. پروردگار عالم خطاب مى کند که : چه کسى بچه ى یتیم را به گریه در آورد، کسى که من پدر و مادرش را در کوچکى از او گرفتم ؟ به عزّت و جلالم قسم هر کسى این بچه یتیم را ساکت و آرام کند بهشت را بر او واجب مى کنم .
پیامبر عزیز اسلام در یکى از بیاناتش چنین فرمود:
«مَن کفّل یتیما و کفّل نفقته کنت اءنا و هو فى الجنّة کهاتین ، و قرن بین إ صبَعَیه المسبّحةِ و الوسطى ؛(343)»
اگر کسى یتیمى را سرپرستى کند و خرج او را بدهد من و او در بهشت این گونه هستیم . آن گاه پیامبر انگشت سبابه و وسط را بلند کرد و نشان داد. یعنى این چنین در کنار هم و نزدیک هم هستیم .
اثر نجات بخش خانوادگى نیکى به ایتام
داستانى از حضرت عیسى بن مریم ، پیامبر عظیم الشاءن الهى نقل شده که جالب است . آن داستان را پیامبر بزرگوار اسلام آورده است که از این قرار است :
«مرّ عیسى بن مریم علیه السّلام بقبرٍ یعذّب صاحبه .
ثمّ مرّ به مِن عام فإ ذا هو لیس یعذّب .
فقال یا ربّ، مررتُ بهذا القبر عام اوّل فکان صاحبه یعذّب ثمّ مررت به العام فإ ذا هو لیس یعذّب ؟
فاءوحى اللّه عزّوجلّ إ لیه یا روح اللّه ، إ نّه اءدرک له ولد صالح فاءصلح طریقا و آوى یتیما فغفرتُ له بما عَمِل إ بنُه ؛(344)»
حضرت عیسى از کنار قبرى عبور مى کرد که متوجه شد، صاحب آن قبر عذاب مى شود. مرحله بعدى عبورش از همان جا افتاد و متوجه شد که صاحب آن قبر عذاب نمى شود.
حضرت عیسى علیه السّلام عرض کرد که : خدایا، درگذشته از کنار این قبر عبور کردم و صاحب قبر را در عذاب یافتم ، اما اکنون مى بینم در عذاب نیست ، دلیل این نجات چیست ؟
خداوند بزرگ وحى فرمود که اى روح اللّه ، صاحب این قبر فرزندى صالح از خود به جا گذاشت و آن فرزند دو کار ارزشمند و مهمى انجام داد:
1. جاده اى را اصلاح و مرمت کرد تا مردم به راحتى عبور کنند؛
2. یتیمى را سرپرستى کرد، و ما به خاطر آن دو کار پسرش ، او را آمرزیدیم .
مولاى مؤ منان حضرت امام على علیه السّلام بیان زیبا و جالبى دارد که فرمود:
«ما مِن مؤ منٍ و لا مؤ منة یضع یدَه على راءس یتیم ترحّما له إ لّا کتب اللّه له بکلّ شعرةٍ مرّت یده علیها حسنة ؛(345)»
هر زن و مرد مؤ منى وقتى از روى ترحم و لطف و مهربانى دست خود را بر سر یتیمى بکشند، به هر تار مویى که از زیر دست آنان بگذرد خداوند به آن حسنه عطا مى فرماید.
پیام آن این است که شما با این رفتارتان نسبت به بچه هاى یتیم آن خلاء روحى و روانى و عاطفى را در وجودشان پر کرده و آنان را خوشحال مى کنید، و به قدرى این عمل ارزش و فضیلت دارد که خداوند آن گونه جبران مى کند.
داستان سازنده ى مرد بصرى
نقل شده است که در شهر بصره ، مردى از دنیا رفت ، که هیچ کس حاضر نشد جنازه ى او را برداشته و نماز خوانده و دفنش کند.
همسرش مجبور شد به یک عدّه پول زیادى بدهد تا بیایند و جنازه ى او را غسل داده و کفن کنند.
آنان آمدند و جنازه ى او را غسل دادند و کفن کردند و به اتفاق همان زن ، جنازه را حرکت دادند که در یک نقطه اى دفن کنند. در مسیر، یک نفر مرد عابد و زاهد و متدین و سرشناس آمد جلوى جنازه را گرفت و گفت : جنازه را بخوابانید.
تابوت را به زمین گذاشتند، مرد زاهد فریاد زد، اءیّها النّاس ، بیایید براى این مرد نماز بخوانیم ، همه تان شرکت کنید. تعجب کردند که در این شهر کسى حاضر نشد براى تجهیز و نماز آن جنازه حاضر شود، اینک این مرد عابد و بزرگوار کیست و چرا مى خواهد بر آن جنازه نماز بخواند؟
مرد زاهد ایستاد و نماز جنازه را خواند، نماز که تمام شد از او پرسیدند که چطور شد شما حاضر شدید بر این جنازه نماز بخوانید؟ او جواب داد که خواب دیدم در عالم خواب به من امر کردند در فلان مسیر و خیابان چند نفر جنازه اى را مى برند و یک زن هم همراه آنهاست ، جنازه را متوقف نما و بر او نماز بخوان ، براى اینکه او را آمرزیدیم .
آقاى عابد رو کرد به همسر آن مرده و پرسید: جریان چیست ؟ چرا این مرد این اندازه در افکار عمومى منفور شده بود؟
آن زن جواب داد: همسرم هر شب شراب مى خورد. عابد سؤ ال کرد که او هیچ کار خوبى نداشت ؟
آن زن جواب داد: چرا سه کار خوب و ارزشمند داشت :
1. هر شب وقتى شراب مى خورد و مستى اش تمام مى شد مى رفت و در گوشه اى زار زار گریه مى کرد و مى گفت ، خدایا، من بدبخت شدم ، در کدام گوشه جهنم مرا جاى خواهى داد و مرتّب گریه مى کرد.
2. وقتى صبح مى شد اوّل صبح بلند مى شد و لباس هایش را عوض کرده و غسل مى نمود و لباس تمیز و پاک مى پوشید و وضو مى گرفت و نمازش را خوب مى خواند.
3. همیشه در خانه اش دو تا سه بچه ى یتیم را سرپرستى مى کرد و آن قدر به این بچه هاى یتیم مهربان بود که از بچه هاى خودش هم بیشتر به آنها محبت مى کرد.
4. یتیم نوازى و محبت به یتیم در سرنوشت انسان بسیار مؤ ثر است ، آن چیزى که مایه ى نجات آن مرد بصرى شد، یتیم نوازى و نماز و اشک و ناله و گریه اش بود که یعنى توبه کرد.
کیفر سخت آزار یتیم
خداوند در قرآن کریم به آنان که اموال یتیم را ضایع مى کنند و حق او را خورده و او را مى رنجانند خطاب کرده و چنین مى فرماید:
«إ نّ الذین یاءکلون اءموال الیتامى ظلما إ نّما یاءکلون فى بطونهم نارا و سیصلون سعیرا#(346)»
به یقین آن کسانى که دارایى یتیمان را به ستم مى خورند، جز این نیست که آتشى در شکم خود فرو مى برند، و به زودى در آتش برافروخته ى دوزخ در آیند.
آرى ، آنهایى که اموال یتیم ها را به ستم مى خورند، بدانند که فرداى قیامت آتش به شکم شان ریخته مى شود و به جهنم سوزان خواهند افتاد. تصوّر کنید گودالى پر از آتش است ، شخصى در میان آن آتش دست و پا و هیکلش ‍ مى سوزد و فریاد مى زند، ولى قرآن کریم مى فرماید کسى که مال یتیم را از روى ستم بخورد، دو گونه سوختن دارد: یکى اینکه تمام جسم او در آتش ‍ مى سوزد و دیگر اینکه از داخل شکم او شعله ى آتش زبانه مى کشد.
از حضرت امام باقر علیه السّلام روایت شده است که پیامبر بزرگوار اسلام فرمود:
«یبعث ناس مِن قبورهم یوم القیامة تاءجّج اءفواههم نارا،
فقیل یا رسول اللّه مَن هؤ لاء؟
فقراء هذه الآیة (347)»
یک عدّه از انسانها، روز قیامت از قبرهایشان برمى خیزند هنوز به صحنه قیامت و حسابرسى نرسیده اند که از دهانشان شعله ى آتش اوج مى گیرد.
شخصى سؤ ال کرد که یا رسول اللّه ، اینها چه کسانى هستند که وقتى از قبر بیرون مى آیند از دهانشان شعله هاى آتش بیرون مى آید؟ پیامبر عزیز در جواب آن شخص این آیه را خواند که :
«إ نّ الّذین یاءکلون اءموال الیتامى ظلما إ نّما یاءکلون فى بطونهم نارا و سیصلون سعیرا#(348)»
به یقین آن کسانى که دارایى یتیمان را به ستم مى خورند، جز این نیست که آتشى در شکم خود فرو مى برند؛ و به زودى در آتش برافروخته ى دوزخ در آیند.
یکى از امامان معصوم فرمود:
«مَن اءکل مِن مال الیتیم درهما واحدا ظلما مِن غیر حقّ یخلّدُ اللّه فى النّار؛(349)»
اگر کسى یک درهم از مال یتیم را از روى ظلم و ستم بخورد خداوند او را به آتش جهنم محکوم مى کند.
حضرت امام باقر علیه السّلام بیانى در همین رابطه دارد که امیدى در دل ها خواهد بود. آن حضرت فرمود:
«اءربع مَن کنّ فیه بنى اللّه له بیتا فى الجنّة :
مَن آوى الیتیم ، و رحم الضّعیف ، و اشفق على والدیه ،
و رفق بمملوکه ؛(350)»
اگر در وجود کسى یکى از این چهار صفت باشد خداوند بهشت را براى او تضمین مى کند:
1. کسى که یتیمى را پناه دهد؛
2. به انسانهاى ضعیف ترحم کند؛
3. با پدر و مادرش مهربانى کند؛
4. به زیر دست خود محبت و دلسوزى نشان دهد.