نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»
نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

 روش زندگی


دو قطره آب که به هم نزدیک شوند، تشکیل یک قطره بزرگتر میدهند...
اما دوتکه سنگ هیچگاه با هم یکی نمی شوند !


پس هر چه سخت تر و قالبی تر باشیم، فهم دیگران برایمان مشکل تر و در نتیجه امکان بزرگتر شدنمان نیز کاهش می یابد...


آب در عین نرمی و لطافت در مقایسه با سنگ به مراتب سر سخت تر و در رسیدن به هدف خود لجوجتر و مصمم تر است.
سنگ، پشت اولین مانع جدی می ایستد.
اما آب راه خود را به سمت دریا می یابد.


در زندگی معنای واقعی سرسختی، استواری و مصمم بودن را در دل نرمی و گذشت باید جستجو کرد.
 

گاهی لازم است کوتاه بیایی...
گاهی نمیتوان بخشید و گذشت... اما می توان چشمان را بست و عبور کرد.
گاهی مجبور می شوی نادیده بگیری...
گاهی نگاهت را به سمت دیگر بدوز که نبینی....
ولی با آگاهی و شناخت و آنگاه بخشیدن را خواهی آموخت…

 

آداب بنـــــــــــــــــــدگی







آنگاه که غرور کسی را له می کنی،


آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،


آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،


آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،


آنگاه که حتی گوشت را می بندی 


تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،


آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری 


می خواهم بدانم،


دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی تابرای


خوشبختی خودت دعا کنی؟

 

سهراب سپهری


بخند


خندیدن یک نیایش است

اگر بتوانی بخندی، آموخته‌ای که چگونه نیایش کنی

هنگامی که هر سلول بدن تو بخندد، هر بافت وجودت از شادی بلرزد،

به آرامشی عظیم دست می‌یابی!

کسی می‌تواند بخندد،

که طنز آمیزی و تمامی بازی زندگی را می‌بیند.

کوتاه‌ترین راه برای گفتن دوستت دارم لبخند است!

شادی اگر تقسیم شود، دو برابر می‌شود!

غم اگر تقسیم شود، نصف می‌شود!

همیشه با دیگران بخندیم و هرگز به دیگران نخندیم!

یادت باشه! انسان‌های خندان و شاد به خداوند شبیه‌ترند!

کمی بخند (حتی به زور)، آنگاه بنشین و

نظاره کن آثار شگرف همین حرکات به اصطلاح اجباری را!

فراموش نکن! همین لحظه را، اگر گریه کنی یا بخندی‌!

بالاخره می‌گذرد، امتحان کن‌!

بهشت یعنی، شادی، خنده، سرور و شعف‌!

حضور قلب در نماز چگونه به دست می آید؟


حضور قلب در نماز


یکی از شرط های اساسی پذیرفته شدن نماز در نزد خدای متعال، مسئله «حضور قلب پیدا کردن» در حین نماز است؛ از این رو آیات و روایات فراوانی در این باره وارد شده که همه بر این مطلب تصریح می کنند که میزان قبولی نماز، بستگی به میزان توجه انسان در نماز دارد.متأسفانه بسیاری از ما عبادت های خود را بدون حضور قلب و با حواس پرتی کامل انجام می دهیم و به همین جهت است که یک عمر نماز می خوانیم، اما اثری از آثار معنوی و روح نواز آن را در خود نمی بینیم.

لزوم تحصیل حضور قلب

در ضرورت تحصیل حضور قلب همین بس که بدانیم: نماز بی حضور قلب، نماز حقیقی نیست و وقتی نماز از حقیقت و باطن خود جدا شد و به صورت یک عمل بی روح در آمد، تمام ثمرات و فوایدی که در آیات و روایات، برای نماز آمده، دیگر در چنین نمازی وجود ندارد.

امام صادق - علیه السلام - می فرماید:«ان العبد لیرفع له من صلاته نصفها او ثلثها او ربعها او خمسها و ما یرفع له الا ما اقبل علیه بقلبه؛1 همانا از نماز انسان، نصفش، ثلثش، ربعش یا خمسش بالا برده می شود و آن مقداری از نماز که توجه قلبی داشته باشد بالا برده می شود.»

گر چه حضور قلب از شرایط صحت نماز نیست؛ یعنی با نبودن حضور قلب نماز باطل نمی شود و از لحاظ فقهی اشکالی ندارد ولی چنین نمازی، قالبی و بی فضیلت و غیر مقبول است، یعنی بالا نمی رود و اثر معراجی خود را از دست می دهد.


امکان کسب حضور قلب

گاهی تصور می کنیم، تحصیل حضور قلب از امور محال است و از کسب آن، ناامید می شویم و به یک عبادت صوری و ظاهری اکتفا می کنیم. چه بسا این ناامیدی، از فریب دادن خود نشأت بگیرد، به این معنا که برای فرار از نماز با حضور قلب، دایما خود را فریب داده و مشکل بودن آن را بهانه ای برای ترک آن، قرار می دهیم.دلایلی برای امکان کسب حضور قلب وجود دارد بهترین دلیل برای امکان شی ، وقوع آن است. همین که پیغمبران ما و ائمه علیهم السلام و اولیای خدا، بر حسب معرفت و ایمان و قرب و طلبشان، حضور قلب داشتند، دلیل بر امکان آن می باشد. همچنین وجود دستور جهت تحصیل حضور قلب از ناحیه رسول اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام و بزرگانی که در این باره کتاب نوشته اند، همه دلیل بر امکان کسب آن می باشد، چرا که تکلیف و دستور به آنچه در توان نیست بی معنا و غلط است، زیرا تحصیل امر محال، محال است.

مراتب حضور قلب

درباره مراتب حضور قلب، سخنان بسیاری از بزرگان اهل معرفت رسیده، ولی ما به جهت مختصرگویی و ساده نویسی برآنیم تا با الهام از سخنان ارزشمند آنان به ذکر پنج مرتبه از مراتب حضور قلب بپردازیم.مرتبه اول: شخص نمازگزار باید اجمالا بداند که با خداوند سخن می گوید و حمد و ثنای او می کند، اگر چه به معانی الفاظ توجه نمی کند. این مرتبه برای آنانی است که معانی نماز را نمی دانند.

مرتبه دوم: علاوه بر مرحله قبلی، به معانی کلمات و اذکار نیز توجه داشته باشد و بداند که چه می گوید. امام صادق(ع) می فرماید:«من صلی رکعتین یعلم ما یقول فیهما. انصرف و لیس بینه و بین الله ذنب لا غفرله؛۲ هر کس دو رکعت نماز بخواند در صورتی که بداند چه می گوید، از نماز فارغ می شود در حالی که بین او و خداوند گناهی نیست، مگر این که خداوند آنها را می بخشد». در این مرحله، قلب تابع زبان است.

مرتبه سوم: اسرار عبادت و حقیقت اذکار و تسبیح و تحمید و سایر مفاهیم را بفهمد و در حال نماز به آنها توجه کند تا خوب بداند چه می گوید و چه می خواهد.

مرتبه چهارم: نمازگزار علاوه بر مراحل سابق، باید اسرار و حقایق اذکار را به طور کامل در باطن ذاتش نفوذ داده و به مرحله یقین و ایمان کامل برسد. در این صورت است که زبان از قلب پیروی می کند. قلب چون به آن حقایق ایمان دارد، زبان را به اذکار وادار می کند.

مرتبه پنجم: در این مرحله، نماز گزار به مرتبه کشف و شهود و حضور کامل می رسد که به این مرحله حضور قلب در معبود می گویند نه حضور قلب در عبادت؛ یعنی مرحله ای که اسما و صفات و کمالات حق را با چشم باطن مشاهده می کند،چیزی را جز خدا نمی بیند، حتی به خودش و افعال و حرکات و اذکارش نیز توجه نداشته از سخنگو و سخن نیز غافل است و در حقیقت در انجذاب کامل قرار دارد، البته در این مرحله هم مراتبی است که نسبت به سالکین متفاوت است.


حواس پرتی در نماز و درمان آن

در نمازی که می خوانیم، انواع تصورات خیالی وجود دارد، مگر کسانی که قوه خیال را کاملا تربیت کرده و متمرکز بر نماز کرده باشند.

گاهی آنچه در نماز به ذهن خطور می کند، انجام کار خیری است؛ مثلا نمازگزار در این تصور است که چگونه بعد از نماز سخنرانی کند و یا با فلان بزرگ یا دوست، چگونه گفت وگو کند.

و یا انجام کار شری است، مثلا در این تصور است که چگونه بر سر دیگری کلاه بگذارد و... .

گاهی آنچه در خاطر و خیال می آید، صرف خیال است و آن یا خیال پسندیده است مثلا (در خاطر خود بگذراند که پولدار شود تا بتواند گرسنگانی را سیر و برهنگانی را لباس بپوشاند و...) و یا خیال فاسد می باشد (مثلا در خاطر خود لذت گناه و چگونگی آن را بیاورد و با آن دلخوش کند).

پس آنچه که در قوه خیال ما می آید از این چهار حالت خارج نیست، اگر چه گاهی در نماز قوه خیال در امور پسندیده فعالیت می کند ولی در جهت کسب حضور قلب، خیال در امور پسندیده هم باید کنترل شود و از پرواز آن به امور مختلف، خوب نگه داشته شود تا قلب یکسره متوجه خداوند شود.


کیفیت تغذیه قوه خیال

هر یک از قوای ما محتاج به تغذیه مناسب خود می باشد. باید برای منظم کردن قوه خیال و جهت دادن به آن، از عوامل کنترل قوه خیال و گفتن ذکر دایم با توجه و متمرکز کردن ذهن به امور پسندیده، استفاده کرد. از جمله امور پسندیده عبارتند از: یاد خدا بودن؛ تمام کارها و اعمال خود را نیت و هدف خدایی دادن؛ تفکر در مسائل علمیه و مسائل اعتقادیه (مبدأ و معاد) و وظایف انسانی و عملی (کسب اخلاق حسنه و رفتار انسانی)؛ مراقبت بر احوال و رفتار خود که چه مقدار منطبق با عقل، شرع و رضای خداوند است و هم چنین یادآوری گذرگاه بودن دنیا و مسافر بودن خود و دقت و تعقل به عجایب خلقت و آثار نظم و قدرت پروردگار؛ همه این ها عوامل کمک کننده در کنترل قوه خیال می باشد.

پی نوشتها:
1 . بحارالانوار، ج 84، ص 238.

۲ . ثواب الاعمال، ص 72.

عواقب قسم دروغ


 

قسم دروغ خطرناک است

قرآن

مرحوم طبْرِسى، از ابن عباس نقل مى‌کند که مردى خدمت پیامبر صلى الله علیه و آله ‏رسید و عرض کرد: اى رسول خدا! همسایه‌اى به نام اِمرِوُء القیس دارم که قسمتى از ‏زمین مرا غضب کرده است و مردم گواه صدق‎ ‎منند، ولى چون براى او احترام بیشترى ‏قایلند، حاضر به حمایت من نیستند‎.

پیامبر‎ ‎صلى الله علیه و آله امروء القیس را خواست و از او در این‌باره سؤال کرد.‏

او در‎ ‎پاسخ همه چیز را انکار کرد. پیامبر به او پیشنهاد سوگند کرد‎ ‎ولى شاکى عرض کرد: ‏یا رسول الله ! او مرد بى‌بند و بارى است و برایش هیچ مانعى‏‎ ‎ندارد که سوگند دروغ یاد ‏کند‎.

پیامبر فرمود: به هر حال چاره‌اى‎ ‎نیست، یا باید شهود بیاورى و یا باید ‏تسلیم سوگند او شوى. ‏

به هنگامى که امروء‎ ‎القیس برخواست تا سوگند یاد کند، پیامبر صلى الله علیه و آله به او ‏مهلت داد و‎ ‎فرمود: عجله‌ای نیست! در این باره بیندیش و بعداً سوگند یاد کن‎.

بعد از رفتن آنان، خداوند پیامبر را نجوا کرد و  آیه نازل شد که: ‏

 

وَ لاَ تَشْتَرُواْ بِعَهْدِ اللّهِ ثَمَنًا قَلِیلاً إِنَّمَا عِندَ اللّهِ هُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ ‏

مَا عِندَکُمْ یَنفَدُ وَمَا عِندَ اللّهِ بَاقٍ وَلَنَجْزِیَنَّ الَّذِینَ صَبَرُواْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ 

پیمان خدا را به بهایی اندک مفروشید زیرا ، اگر بدانید ، آنچه در نزد خداست برایتان بهتر ‏است.‏

آنچه نزد شماست فنا می شود و آنچه نزد خداست باقی می ماند و آنان را که، ‏شکیبایی ورزیدند پاداشی بهتر از کردارشان خواهیم داد.‏

 

بعد از مدتی که دوباره آنان برای رسیدگی به دعوایشان آمدند، هنگامى که پیامبر صلى ‏الله علیه و‎ ‎آله این آیات را که آنها را از سوگند دروغ و عواقب آن بر حذر می‌داشت براى ‏آنها خواند کلام خداوند بر دل امروء القیس اثر نهاد و او را به زبان آورد که: حق است . آن ‏چه نزد من است سر انجام‎ ‎فانى مى‌شود و این مرد راست مى‌گوید. من قسمتى از ‏زمین او را غصب کرده‌ام ولى نمى‌دانم چه مقدار بوده است.‏

اکنون که چنین است هر مقدار مى‌خواهد (و مى داند حق اوست)‏‎ ‎بر گیرد و معادل آن ‏هم، به خاطر استفاده‌اى که در این مدت از زمین او کرده‌ام بعنوان غرامت بردارد‏‎ .

در این هنگام، سومین آیه نازل شد که: ‏

 

مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ ‏مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ

هر زن و مردی که کاری نیکو انجام دهد ، اگر ایمان آورده باشد زندگی خوش و پاکیزه ای ‏بدو خواهیم داد و پاداشی بهتر از کردارشان عطا خواهیم کرد.

 

و به امروا القیس و تمام کسانى که عمل صالح توأم با ایمان‏‎ ‎دارند، بشارت حیات طیب ‏داد‎.                                                                                                               لف. آثار دنیوی

امام باقر علیه السلام فرمودند: إِنَّ فِی کِتَابِ عَلِیٍّ ع أَنَّ الْیَمِینَ الْکَاذِبَةَ وَ قَطِیعَةَ الرَّحِمِ تَذَرَانِ الدِّیَارَ بَلَاقِعَ مِنْ أَهْلِهَا وَ تُثْقِلُ الرَّحِمَ یَعْنِی انْقِطَاعَ النَّسْلِ (وسائل الشیعه ، ج 23 ، ص 202 -203.)

در کتاب علی علیه السلام آمده است: قسم دروغ و قطع رحم موجب می شود که خانه ها از اهلش خالی شوند (کنایه از ویرانی خانه ها یا فقر و تنگدستی صاحبان آنها است؛ یعنی خانه ها خالی از رزق و برکت می شوند) و موجب سنگینی رحم می شود؛ یعنی انقطاع نسل.

و در روایتی دیگر از این امام بزرگوار نقل شده است : فِی کِتَابِ عَلِیٍّ ع ثَلاثُ خِصَالٍ لا یَمُوتُ صَاحِبُهُنَّ أَبَداً حَتَّى یَرَى وَبَالَهُنَّ الْبَغْیُ وَ قَطِیعَةُ الرَّحِمِ وَ الْیَمِینُ الْکَاذِبَة یُبارِزُ اللّهَ بِها....(وسائل‏ الشیعة، ج23 ،ص 207.)

در کتاب امام علی علیه السلام آمده است : سه خصلت است که صاحبان انها نمی میرند مگر اینکه وبالشان را بیند: ستمکارى و از خویشان بریدن و قسم دروغ که نبرد با خداست.

امام صادق علیه السلام : مَنْ حَلَفَ عَلَى یَمِینٍ وَ هُوَ یَعْلَمُ أَنَّهُ کَاذِبٌ فَقَدْ بَارَزَ اللَّهَ (وسائل الشیعه ، ج 23 ، ص203.)

هر کس سوگند یاد کند در حالی که می داند دروغ است با خدا مبارزه کرده است.


امام صادق علیه السلام : الْیَمِینُ الْغَمُوسُ یُنْتَظَرُ بِهَا أَرْبَعِینَ لَیْلَةً ( الکافی، ج 7 ،ص 436.)

کسى که قسم دروغ مى خورد تا چهل شب نتیجه شر آن را خواهد دید.

امام صادق علیه السلام : الْیَمِینُ الصَّبْرُ الْکَاذِبَةُ تُورِثُ الْعَقِبَ الْفَقْر. (الکافی ،ج7 ،ص436 .)


سوگند دروغ براى بازماندگان فقر به بار مى‏ آورد                                                                                                          .ب. آثار اخروی

امام صادق علیه السلام: الْیَمِینُ عَلَى وَجْهَیْنِ إِلَى أَنْ قَالَ وَ أَمَّا الَّتِی عُقُوبَتُهَا دُخُولُ النَّارِ فَهُوَ أَنْ یَحْلِفَ الرَّجُلُ عَلَى مَالِ امْرِئٍ مُسْلِمٍ أَوْ عَلَى حَقِّهِ ظُلْماً فَهَذِهِ یَمِینٌ غَمُوسٌ تُوجِبُ النَّارَ وَ لا کَفَّارَةَ عَلَیْهِ فِی الدُّنْیَا. (وسائل الشیعه ، ج 23 ، ص215.)

سوگند بر دو نوع است : ... .نوعى که عقوبتش ورود در آتش دوزخ است ، آن که انسان به ستم بر ضد فرد مسلمان ، از جهت مالى یا حق (غیر مالى ) او سوگند خورد. این ، سوگند دروغ است که مایه آتش است و هیچ کفاره اى در دنیا ندارد.

پیامبر صلی الله علیه و آله : ثَلاثَةٌ لا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ الْمَنَّانُ الَّذِی لا یُعْطِی شَیْئاً إِلا بِمِنَّةٍ وَ الْمُسْبِلُ إِزَارَهُ وَ الْمُنَفِّقُ سِلْعَتَهُ بِالْحَلْفِ الْفَاجِرِ ( وسائل الشیعة ،ج9 ،ص454.)


سه گروه هستند که خداوند با ایشان سخن نمى گوید:خداوند با سه کس سخن نمى‏ گوید: کسى که منت گذارنده است و چیزى را نمى‏ دهد مگر با منت، و کسى که لباس خود را در زمین مى‏ کشد (تکبر مى‏ کند) و کسى که متاع خود را با سوگند دروغ مى‏ دهد.


پیامبر صلی الله علیه و آله می فرمایند: مَنْ حَلَفَ عَلَى یَمِینٍ کَاذِباً یَقْتَطِعُ بِهَا مَالَ أَخِیهِ لَقِیَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُوَ عَلَیْهِ غَضْبَانُ إِلا أَنْ یَتُوبَ وَ یَرْجِعَ (وسائل‏ الشیعة، ج23 ،ص 207.)

کسی که به واسطه سوگند دروغ مال برادرش ر ا قطع کند ، خداوند را ملاقات می کند در حالی که غضبناک است مگر اینکه توبه کند و برگردد.

این آیات، آیه‌های 95 تا 97 سوره‌ی نحل است

إِنَّ الَّذِینَ یَشْترَُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَیْمَانهِِمْ ثَمَنًا قَلِیلاً أُوْلَئکَ لَا خَلَاقَ لَهُمْ فىِ الاَْخِرَةِ وَ لا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَ لا یَنظُرُ إِلَیهِْمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ لا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ (آل عمران/77)

کسانى که پیمان الهى و سوگندهاى خود (به نام مقدس او) را به بهاى ناچیزى مى‏ فروشند، آنها بهره‏ اى در آخرت نخواهند داشت و خداوند با آنها سخن نمى‏ گوید و به آنان در قیامت نمى‏ نگرد و آنها را (از گناه) پاک نمى‏ سازد و عذاب دردناکى براى آنهاست.


در این آیه مبارکه برای کسانی که قسم و سوگند دروغ می خورند 5 مجازات اخروی بیان شده است:

1. از نعمت های الهی در آخرت بی بهره می شوند.

2. در قیامت خداوند با آنها سخن نمی گوید.

3. در قیامت خداوند به انها نظر نمی کند.

4. از گناه پاک نمی شوند.

5. گرفتار عذاب دردناک می شوند.