نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»
نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

امام حسین(ع) از دیدگاه اندیشمندان بزرگ جهان


مهاتما گاندی (رهبر بزرگ هندوستان): من زندگی امام حسین، آن شهید بزرگ اسلام را به دقّت خوانده‌ام و توجّه کافی به صفحات کربلا کرده‌ام بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، باید از امام حسین پیروی کند. عظمت قیام، اوج فداکاری و ویژگی‌های دیگر امام حسین(ع) و یارانش، سبب شده که نویسندگان و اندیشمندان بزرگ جهان، در باره این نهضت و حماسه‌آفرینان عاشورا اظهار نظرهای بسیاری داشته، حتی برخی از نویسندگان غیرمسلمان درباره این واقعه کتاب بنویسند. اکنون به برخی از این دیدگاه‌ها اشاره می‌کنیم.

جرج جرداق (دانشمند و ادیب مسیحی) 
وقتی یزید، مردم را تشویق به قتل امام حسین(ع) و مأمور به خون‌ریزی تشویق می‌‌کرد، آن‌ها می‌گفتند: چه مبلغی به ما می‌دهی؟ امّا انصارحسین(ع) به او گفتند: ما با تو هستیم و اگر هفتاد بار کشته شویم، باز می‌خواهیم در رکابت جنگ کنیم و کشته شویم. 

آنطون بارا (اندیشمند مسیحی) 
اگر حسین از آنِ ما بود، در هر سرزمینی برای او بیرقی بر می‌افراشتیم و در هر روستایی، برای او منبری برپا می‌کردیم و مردم را با نام حسین به مسیحیّت فرا می‌خواندیم. 

تاملاس توندون (رئیس سابق کنگره ملّی هندوستان) 
این فداکاری‌های عالی از قبیل شهادت امام حسین(ع)، سطح فکر آدمی را ارتقاء بخشیده، و شایسته است خاطره آن همیشه باقی بماند و یادآوری شود. 

فردریک جِمس 
درس امام حسین و هر قهرمان شهید دیگری این است که در دنیا، اصول ابدی عدالت و ترحم و محبّت وجود دارد که تغییر‌ناپذیرند و همچنین می‌رساند که هر گاه کسی برای این صفات مقاومت کند و در راه آن پافشاری کند، آن اصول همیشه در دنیا باقی و پایدار خواهد ماند. 

بنت الشاطی (نویسنده معروف مصری) 
زینب، خواهر حسین‌بن علی، لذّت پیروزی را در کام ابن زیاد و بنی‌امیّه خراب کرد و در جام پیروزی آنان قطرات زهر ریخت. در همه حوادث سیاسی پس از عاشورا همچون قیام مختار و عبدالله بن زبیر و سقوط دولت امویّان و برپایی حکومت عباسیّان و ریشه دواندن مذهب تشیّع، زینب ـ قهرمان کربلا ـ نقش برانگیزاننده داشت. 

عباس محمود عقّاد (نویسنده و ادیب مصری) 
جنبش حسین، یکی از بی‌نظیرترین جنبش‌های تاریخی است که تاکنون در زمینه دعوت‌های دینی یا نهضت‌های سیاسی پایدار گشته است... دولت اموی پس از این جنبش، به قدر عمر یک انسان طبیعی، دوام نیاورد و از شهادت حسین تا انقراض آنان بیش از شصت و اندی سال نگذشت. 

چارلز دیکنز (نویسنده معروف انگلیسی) 
اگر منظور حسین، جنگ در راه خواسته‌های دنیایی بود، من نمی‌فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنین حکم می‌کند که او فقط به خاطر اسلام فداکاری خویش را انجام داد. 

محمد علی جناح (رهبر بزرگ پاکستان) 
هیچ نمونه‌ای از شجاعت بهتر از این که حسین از لحاظ فداکاری و شهامت نشان داد، در عالم پیدا نمی‌شود. به عقیده من، تمام مسلمانان باید از این شهیدی که خود را در سرزمین عراق قربانی کرد، پیروی کنند. 

ل. م. بوید 
در طول قرون، افراد بشر همیشه جرئت و پردلی، عظمت روح و بزرگی قلب و شهامت روانی را دوست داشته‌اند و به خاطر همین‌هاست که آزادی و عدالت ‌هرگز به نیروی ظلم و فساد تسلیم نمی‌شود. شهامت و این بود عظمت امام حسین و من مسرورم که با کسانی که این فداکاری عظیم را از جان و دل ثنا می‌گویند، شرکت کرده‌ام، هر چند که 1300 سال از آن تاریخ گذشته است. 

مهاتما گاندی (رهبر بزرگ هندوستان) 
من زندگی امام حسین، آن شهید بزرگ اسلام را به دقّت خوانده‌ام و توجّه کافی به صفحات کربلا کرده‌ام بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، باید از امام حسین پیروی کند. (1)

توماس کارلایل (دانشمند انگلیسی) 
بهترین درسی که از تراژدی کربلا می‌گیریم، این است که حسین و یارانش به خدا ایمان استوار داشتند. آن‌ها با عمل خود روشن کردند که تفوّق عددی در جایی که حق و باطل روبه‌رو می‌شوند، اهمیّت ندارد و پیروزی حسین با وجود اقلیّتی که داشت، باعث شگفتی من است.(2)

توماس ماساریک: 
اگر چه کشیشان ما هم از ذکر مصایب حضرت مسیح، مردم را متأثّر می‌سازند، ولی آن شور و هیجانی که در پیروان حسین یافت می‌شود، در پیروان مسیح یافت نخواهد شد و گویا سبب، این باشد که مصایب مسیح در برابر مصایب حسین، پر کاهی است در مقابل یک کوه عظیم پیکر.(3)

ادوارد براون (پروفسور): 
حتی غیر مسلمانان نیز نمی‌توانند پاکی روحی را که این جنگ اسلامی تحت لوای آن انجام گرفت، انکار کنند. (4)

واشنگتن ایرونیگ (تاریخ‌نگار امریکایی): 
در زیر آفتاب سوزان سرزمین خشک و در روی ریگ‌های تفتیده عراق، روح حسین فنا ناپذیر است. ای پهلوان و ای نمونه شجاعت و ای شهسوار من، ای حسین.(5)

موریس دوکبرا: 
اگر مورّخان ما حقیقت روز (عاشورا) را می‌دانستند و درک می‌کردند که عاشورا چه روزی است، این عزاداری را مجنونانه نمی‌پنداشتند، زیرا پیروان حسین به واسطه عزاداری حسین می‌دانند که پستی و زیر دستی و استعمار و استثمار را نباید قبول کنند و شعار پیشرو و آقای آن‌ها، تن به ظلم و ستم ندادن بود.(6)

بروکلمان کارل (خاورشناس و پژوهشگر آلمانی): 
شهادت حسین علاوه بر نتایج و اثرات سیاسی، موجب تحکیم و اشاعه مذهب شیعه گردید و این مذهب، مرکز و مظهر تمایلات ضدّ غرب شد.(7)


اثر گذاری قیام عاشورا بر جنبش‌های آزادی‌بخش جهان 
قیام کربلا به صورت یک حادثه هر چند جانکاه در دل تاریخ مدفون نگشت و دیری نپائید که به یک حماسة جاویدان تبدیل شد. قیام حسینی به صورت قیام و انقلابی الگو آفرین و تاریخ ساز درآمد و الهام بخش جنبش‌های گوناگون در تاریخ گردید. 

یکی از دستاوردهای مهمّ قیام کربلا، تبیین شیوه‌ای اصولی و بسیار مؤثّر در مبارزه با حکومت‌های سلطه‌گر و زورمدار بوده است. حادثه کربلا، یک قیام اسوه و یک سیره عام برای تئوری انقلاب و یک پیام انقلابی ـ تاریخی است که برای هر عصری، پیام ویژه‌ای دارد. 

بر اساس ویژگی‌های شاخص نهضت امام حسین(ع)، میان جنبش‌های اسلامی در سراسر جهان اسلام، پیوند به وجود آمد و موج بیداری و انقلاب، مناطق وسیعی از جهان اسلام مانند مصر، سوریه، لبنان، عراق، ترکیه، افغانستان، پاکستان، الجزایر، تونس، مراکش، حجاز، اندونزی، هندوستان و ایران را در بر گرفت. 

در بیشتر کشورهای اسلامی، ویژگی مردمی بودن روحانیّت، رسالت رهبری حرکت‌ها و جنبش‌ها را بر دوش رهبران دینی نهاد. «شاه ولی‌الله دهلوی» و فرزندش، «سیّد احمد خان هندی»، «سیّد جمال الدّین اسدآبادی»، «اقبال لاهوری»، «محمّد علی جناح»، «شیخ محمد عبده»، «شیخ عبدالرّحمان کواکبی»، «حسن البنا» و امام خمینی(ره)، نمونه‌هایی برجستة مبارزه بر ضدّ استکبار و طاغوت بر اساس نظام هدفمند انقلاب حسین بودند. 

برخی از جنبش‌ها عبارتند از: 
1. جنبش اسلامی شبه قاره هند 

2. جنبش اسلامی در شمال آفریقا و کشورهای عربی (به ویژه مصر) 
الف) جنبش سیّد جمال‌الدّین اسدآبادی در مصر 
ب) جنبش شیخ محمّد عبده 
ج) جنبش شیخ عبدالرّحمان کواکبی 
د) جنبش حسن البنا 

3. جنبش‌های اسلامی ایران 
الف) جنبش تنباکو 
ب) جنبش مشروطیّت 
ج) جنبش سردار جنگل 
ه&zwj قیام شیخ محمّد خیابانی 
و) جنبش آیت‌الله کاشانی 
ز) جنبش فدائیان اسلام 
ح) جنبش آزادی ایران 
ط) جنبش امام خمینی (ره) 

پی‌نوشت‌ها: 
1. بر شطی از حماسه و حضور، ص 283، به نقل از مجله بصائر، ش 7 و 8، ویژه‌نامه محرّم، ص 25. 
2. همان، ص 447. 
3. همان، ص 451 
4. همان. 
5. همان. 
6. همان. 
7. همان.
منبع خبر: ماهنامه موعود شماره 72

آیا کوروش ؟

با سلام بر تمامی دوستان گل و عزیزم
طی چند روزی متوجه شدم که بعضی دوستان در باره کوروش کبیر پادشاه بزرگ ایران خرافاتی رو بیان میکنن که خودشونم میدونن حرف های بیهودست حالا میخوام اصل ماجرا رو بگم
در اینجا دو سؤال مطرح است. اول این که آیا ذوالقرنین همان کوروش، پادشاه نامی ایران باستان است یا خیر؟ و دوم این که آیا ذوالقرنین یا کوروش پیامبر بودند یا خیر؟

الف – در قرآن کریم نام ذوالقرنین آمده است و در مورد وی مطالبی بیان شده است، اما هیچ گاه مصداق معینی برای او قید نگردیده است. لذا با استناد قرآنی نمی‌توان استدلال نمود که ذوالقرنین قرآن، همان کوروش یا شخص دیگری می‌باشد. بلکه شباهت‌های تاریخی به ویژه در فتوحات سبب پیدایش این فرضیه شده است.

ب – در قرآن کریم تصریح شده که به ذوالقرنین امکان (تمکن، سلطنت، قدرت و ...) دادیم و راه کارها را به او نشان دادیم و ...، هم چنین به خیر خواهی و عدالت جویی و ظلم ستیزی او اشاره شده است، اما هیچ اشاره‌ای به پیامبری او نشده است. البته انبیای بسیاری بودند که هیچ نامی از  آنها در قرآن یا احادیث برده نشده است، اما چون نام ذوالقرنین برده شده، بی تردید اگر پیامبر بود، به نبوت او اشاره و تصریخ می‌شد و نه تنها به سلطنت او. چنان به نبوت و سلطنت داود و سلیمان تصریح شده است. لذا نتیجه می‌گیریم که ذوالقرنین نبی نبوده است و اگر او کوروش باشد، کوروش نیز نبی نبوده است.

ج – هویت کوروش در تاریخ مشخص تر از ذوالقرنین است. اما در این که ذوالقرنین چه کسی بوده؟ نظرات و تردیدهای متفاوتی وجود دارد. برخی از تاریخ شناسان و مفسرین نامی وی را همان اسکندر مقدونی می‌دانند. برخی وی را « تبع الاقرآن» پادشاه سرزمین حجاز می‌دانند. برخی وی را « تین چى هوانگى» بزرگ‌ترین پادشاه چین که دیوار چین را ساخت دانسته و برخی استناد می‌کنند که سد بین یأجوج و مأجوج که در قرآن کریم تصریح شده همان دیوار چین است. برخی دیگر نیز با بیان مشخصات قید شده در قرآن و نیز تاریخ ثبت شده در مورد کوروش، احتمال کوروش بودن وی را نزدیک تر از سایر گمان‌ها می‌دانند.

د – در مورد پیامبر بودن کوروش نیز نظرات متفاوت است. برخی معتقدند که او پیامبر خدا و بالتبع شخصی موحد و مؤمن بوده است. چرا که نمی شود پیامبری مشرک، جاهل یا اهل معصیت‌های کبیره‌‌ی اعتقادی و عملی باشد. بی‌تردید اگر بخواهیم این نظریه یا فرضیه را قبول کنیم، باید صحت کتیبه کوروش و انتسابش به او را قبول نکنیم. و البته اگر ذوالقرنین را همان کوروش بدانیم نیز باید صحت کتیبه را رد کنیم، چرا که قرآن کریم وی را موحد و مؤمن معرفی می‌نماید. اما بسیاری از فرازهای این کتیبه، با روح توحید، ایمان و به ویژه نبوت منافات دارد. چنان چه در کتیبه نوشته است:

«... فرمان دادم تمام نیایشگاه‌هایی را که بسته شده بود بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه ها را به جاهای خود بازگرداندم ... همچنین پیکره خدایان سومر و اکد را که "نبونید"، بدون هراس از خدای بزرگ، به بابل آورده بود، به خشنودی مردوک "خدای بزرگ" و به شادی و خرمی به نیایشگاه های خودشان بازگرداندم. باشد که دل ها شاد گردد ... نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من، دین و آیین و رسوم ملت هایی که من پادشاه آن‌ها هستم یا ملت های دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین کنند... من امروز اعلام می کنم که هر کسی آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد».

شاید ظاهر این جملات قشنگ و زیبا و لائیسم پسند باشد، اما تردیدی نیست که با عقل و هم چنین وحی و دعوت انبیا منافات دارد. با عقل منافات دارد از آن جهت که گوینده باید فهم و درکش از دین کامل نباشد و دین را فقط یک سری عبادات ظاهری قلمداد نموده که می‌توان آن را در مقابل خدا یا بت انجام داد و با این دانش و بینش سطحی، هر عبادتی را آزاد اعلام می‌کند. اما اگر دین انجام باید‌ها و نباید‌های قید شده باشد، محال است که هر کس مجاز باشد هر کاری که می‌خواهد بکند و آنارشیسم حاکم نگردد. و با وحی نیز منافات دارد از آن جهت که اصل دعوت انبیا بر نفی خدایان و ادیان کاذب، شکستن بت‌ها، سرکوب کردن فرعون‌ها و نجات مردمان از جهل و بت پرستی و خرافه‌گرایی است. لذا ممکن نیست که یک پیامبر خدا، هم به نفی بت‌ها و فراعنه دعوت کند و هم بت‌ها را محترم داشته و به جایشان برگرداند تا دل مردم بت پرست شاد شود!

پس، اگر کوروش پیامبر بوده باشد، حتماً این کتیبه و انتسابش به کوروش یک دروغ بزرگ تاریخی است و اگر این کتیبه واقعاً متعلق به اوست، قطعاً پیامبر نبوده است. و در مورد هیچ یک از دو احتمال، اسناد تاریخی موثقی وجود ندارد. لذا پیامبر نبودن کوروش قطعی‌تر به نظر می‌آید، اما این بیانات با عقل و درایت پادشاه بزرگی چون او نیز منافات دارد. لذا به احتمال قوی در صحت کتیبه و انتسابش به او نیز باید تردید نمود


اشاره قرآن به بقایای کشتی نوح+شواهد کشتی نوح(ع)

بقایای کشتی نوح : در سال 1959 ارتش ترکیه نقشه برداری هوایی از کوههای آرارات در مرز با ایران را آغاز کرد.در ارتفاع 6300 پا از زمین یک صطح صاف بروی یک سخره ناهموار مشاهده شد.این تصاویر به دکتر براندربرگ از دانشگاه ایالتی اوهایو و مسئول پایگاه موشکی کوبا در دوران کندی ارائه شد و او گفت من شکی ندارم که این تصویر متعلق به یک کشتی است.در سال 1960 مجله Life این تصویر را تحت عنوان کشتی نوح منتشر کرد که با مخالفت گسترده رسانه های آن زمان مواجه شد.

در سال 1977 رون وایات با اخذ مجوز یک دوره تحقیقات چند ساله را بروی این کشتی آغاز کرد و با استفاده از ابزار اسکن رادار زیر سطحی خود تجزیه و تحلیل شیمیایی را آغاز کرد نتایج بطور غیر قابل انکاری می گفت که این تصویر متعلق به یک کشتی است.
طول کشتی معادل 515 فوت یا 150 متر و عرض آن برابر 20 متر بود.کشتی در طول زمان در زیر گل و لای به خاک سپرده شده بود و چوب آن تبدیل به سنگ شده بود.

در سال 1984 بر اثر وقوع یک زمین لرزه قسمتی از کشتی ترک خورد و به دانشمندان 

این امکان را داد که به برسی بیشتر کشتی بپردازند.دانشمندان متوجه شدند که با ضربه زدن به گل و لای یک چیز جامد زیر آنها قرار دارد و با استفاده از مته سوراخ کردن کشتی را آغاز کردند و بعد از مدتی یک کود حیوانی سنگ شده و یک شاخ سنگ شده همراه با یک موی گربه را یافتند تجزیه و تحلیل های بیشتر نشان داد که کشتی دارای آهن (8.38٪)، آلومینیوم (8.35٪) و تیتانیوم (1.59٪) است.ما می دانیم که فلز آلومنیوم بصورت عادی در طبیعت یافت نمی شود چون مخلوطی از چند فلز دیگر است و ساخته دست انسان است.علاوه بر ان قسمت هایی از کشتی به وسیله تیتانیوم پرچ شده بود همچنین وجود قطعات آهن در فواصل نزدیک و در ساختار کشتی نیز تایید شد که نشان می داد اسکلت کشتی آهنی و بدنه آن فلزی است.[1]

همچنین یک میخ آهنی باستانی نیز در کشتی پیدا شد.که در تصویر زیر قابل مشاهده است.

تنها کشتی که در طول تاریخ اشاره شده است که بروی کوه ایستاده است کشتی نوح است.اگر این کشتی که تمام ابعاد آن با ابعاد ذکر شده در کتب مقدس در باره کشتی نوح هم خوانی دارد و بقایای جانداران در آن کشف شده و در بالای کوه قرار دارد متعلق به کشتی نوح نیست متعلق به چه چیزی است؟!

برخی از شواهد زمین شناسی طوفان نوح

در سراسر جهان لایه های زمین شناسی و فسیل های زیادی وجود دارد که اثبات می کند که اقیانوس ها یک بار تمام خشکی ها را در نوردیده است

باستان شناسان در سال 2000 شواهدی را از افرادی که در اثر یک سیل بزرگ که 7000 سال قبل رخ داده بود در دریای سیاه یافتند.مطالعات باستان شناسان دانشگاه پنسیلوانیا نشان می دهد که این افراد دچار آب گرفتگی شده اند.[2]بقایای یافت شده در چهار صد متری زیر دریای سیا قرار دارد که نشان می دهد حادثه متعل به یک سیل عادی نیست و یک طوفان بزرگ باعث شده تا منطقه تا به این سطح زیر آب برود.این حادثه نیز مانند حوادث مشابه 5000 سال قبل از میلاد مسیح رخ داده است.[3]

 در ایالت آریزونای آمریکا که فاصله زیادی از دریا دارد و در ارتفاع 96 متری سطح زمین قرار دارد دره ای بنام  گراند کانیون قرار دارد که در این دره دانشمندان مقدار زیادی شن و ماسه که متعلق به دریاست و امکان وجود آن در مناطق خشکی مانند  گراند کانیون  وجود ندارد را یافته اند علاوه بر آن اجساد حیونات زیادی را که در زیر گل و لای مدفون شده اند نیز در این منطقه پیدا شده است.دانشمندان هیچ توضیح مناسبی برای توضیح دلیل وجود شن و ماسه در این منطقه ندارندو هیچ شواهدی وجود شن و ماسه سرگردان و حمل آنها به فاصله 300 مایل را در این منطه تایید نمی کند مگر آنکه این شن و ماسه توسط یک طوفان بزرگ به این منطقه حمل شده باشد.[4]

در کوههای اورست و دامنه هیمالیا، همراه با رشته کوه های آلپ، رشته کوه های راکی​​، آپالاش، رشته کوه های آند، و بسیاری از دیگر کوه های جهان از رسوبات اقیانوسی که حاوی فسیل های حیوانات مختلف از جمله ماهی ها است یافت شده است.[5]

محققان دانشگاه کلمبیا ویلیام رایان و والتر پیتمن گمان در سال 1977 در کتاب خود نوشتند"طوفان نوح" هنگامی که یخچال های طبیعی اروپا ذوب شد و به طرف دریای مدیترانه و سیاه سرازیر شد رخ داد.[6]

در فلات تبت ارتفاعاتی وجود دارد که انسان ها به سختی می توانند به آنجا برسند ولی شواهد مختلفی از رسوب آب با فسیل های جانداران مختلف که متعلق به آن ناحیه نیستند در آنجا وجود دارد.[7]

نظر قرآن کریم درباره کشتی نوح

قرآن کریم به خوبی دلایل این اتفاقات و وجود رسوب و فسیل ها در کوهها را تشریح کرده است مثلا در آیه 44 سوره هود به امواجی همچون کوه ها اشاره شده است:

«وَ هِىَ تجرِى بِهِمْ فىِ مَوْجٍ کاَلْجِبَالِ وَ نَادَى‏ نُوحٌ ابْنَهُ وَ کَانَ فىِ مَعْزِلٍ یَبُنىَ‏َّ ارْکَب مَّعَنَا وَ لَا تَکُن مَّعَ الْکَافِرِینَ»
و آن کشتى، آنها را از میان امواجى همچون کوه ‏ها حرکت می داد (در این هنگام،) نوح فرزندش را که در گوشه ‏اى بود صدا زد: «پسرم! همراه ما سوار شو، و با کافران مباش!» (هود، 42)

«وَ قِیلَ یَأَرْضُ ابْلَعِى مَاءَکِ وَ یَسَمَاءُ أَقْلِعِى وَ غِیضَ الْمَاءُ وَ قُضىِ‏َ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلىَ الجودِىّ‏ِ وَ قِیلَ بُعْدًا لِّلْقَوْمِ الظَّلِمِینَ» 
و گفته شد: «اى زمین، آبت را فرو بر! و اى آسمان، خوددارى کن! و آب فرو نشست و کار پایان یافت و (کشتى) بر (دامنه کوه) جودى، پهلو گرفت و (در این هنگام،) گفته شد:» دور باد قوم ستمگر (از سعادت و نجات و رحمت خدا!)» (هود، 44)

یک اشاره بسیار جالب دیگر در سوره قمر آیه 15 است که در آن قرآن کریم به بقایای کشتی نوح و الواحی که بعدا کشف شدند اشاره می کند:

وَحَمَلْنَاهُ عَلَى ذَاتِ أَلْوَاحٍ وَدُسُرٍ ﴿۱۳﴾تَجْرِی بِأَعْیُنِنَا جَزَاء لِّمَن کَانَ کُفِرَ ﴿۱۴﴾وَلَقَد تَّرَکْنَاهَا آیَةً فَهَلْ مِن مُّدَّکِرٍ ﴿۱۵﴾و او را بر مرکبی که از الواح و میخهائی ساخته شده بود سوار کردیم. زیر نظر ما روان بود [این] پاداش کسى بود که مورد انکار واقع شده بودو به راستى آن [سفینه] را بر جاى نهادیم [تا] عبرتى [باشد] پس آیا پندگیرنده‏اى هست

حال این الواح که قرآن به آن اشاره کرد چه بودند؟

بروی قسمتی از بدنه کشتی نوح یک لوحه سنگی یافت شد که به زبان سامی نوشته شده بود.این لوحه بیش از هشت ماه مورد برسی زبان شناسان روسی[8] قرار گرفت و متنی که در آن نوشته شده بود این بود:

"O my Lord, my helper! Keep my hand with mercy and with your Holy Bodies, Mohammed, Alia, Fatima, Shabbar (Hassan) , and Shabbir (Hussain). They are all biggest and honorable."The world established for them Help me by their names. You can return to right. 

ای‌ خدای‌ من‌! و ای‌ یاور من‌! به‌ رحمت‌ و کرمت‌ مرا یاری‌ نما! و به‌ پاس‌ خاطر این‌ نفوس‌ مقدّسه‌: مُحمّد إیلیا (علیّ) شَبَر (حَسَن&zwnj شُبَیْر (حُسَین&zwnj فاطِمَه‌ آنان‌ که‌ همه‌ بزرگان‌ و گرامی‌اند جهان‌ به‌ برکت‌ آنها برپاست‌. به‌ احترام‌ نام‌ آنها مرا یاری‌ کن‌! تنها توئی‌ که‌ میتوانی‌ مرا به‌ راه‌ راست‌ هدایت‌ کنی‌![9][10][11]

---------

[1]Noah's Ark Has Been Found. Why Are They Keeping Us In The Dark? 

[2]Evidence found of Noah's ark flood victims  

[3]Evidence Noah's Biblical Flood Happened, Says Robert Ballard 

[4]Startling Evidence for Noah’s Flood 

[5]Did Noah's Flood Cover the Himalayan Mountains? 

[6]New Evidence of Noah’s Flood? 

[7]The ca. 4400 year old remains of Noah's Ark 

[8]اسامی مترجمین روس لوحه ها 

1. Prof Solonon Macow University.
2. Prof Ifa Han Kheeno, Lu Lu Han College China.
3. Mr. Mishaou Lu Farug, officer I/C fossils.
4. Mr. Taumol Goru, teacher, Cafezud college.
5. Prof De Pakan, Lenin Insititute.
6. Mr. M. Ahmed Colad, Zitcomen research association
7. Major Cottor, Stallin College.

[9]DOCUMENTARY ON THE WOODEN PLATE FOUND IN NOAH'S ARK 

[10]The Sacred Wood Plate on Noah's (A.S.) Ark

[11]ترجمه الواح در منابع زیر موجود است :

 ۱ ـ مجلّة‌ هفتگی‌ «ویکلی‌ میرر» لندن‌، شمارة‌ مربوط‌ به‌ ۲۸ دسامبر ۱۹۵۳ م‌.

۲ ـ مجلّة‌ «استار انگلیسی‌» لندن‌، مربوط‌ به‌ کانون‌ دوّم‌ ۱۹۵۴ م‌.

۳ ـ روزنامة‌ «سن‌ لایت‌» منتشره‌ از منچستر، شمارة‌ مربوط‌ به‌ کانون‌ دوّم‌ ۱۹۵۴ م‌.

۴ ـ روزنامة‌ «ویکلی‌ میرر» تاریخ‌ یکم‌ شباط‌ ۱۹۵۴ م‌.

۵ ـ روزنامة‌ «الهدی‌» قاهره‌ مصر، تاریخ‌ ۳۰ مارس‌ ۱۹۵۳ م‌.

قسم به دریای سراسر آتش!


دانشمندان به تازگی فوران های آتش فشانی عظیمی را در قعر اقیانوس آرام کشف کردند . آنها می گویند این آتش فشان در اثر شکاف بسیار عمیقی بوجود آمده است که 2500 متر عمق آن است. در یک حادثه که شبیه یک انفجار بزرگ بود گدازه های مذاب به بالا آمدند و در آنجا متراکم شدند و در تنیجه دود  متراکم و غلیظیی شبیه به ابرهای بزرگ را در هوا منتشر کردند


تصویری که مشاهده می کنید مربوط به شکاف های موجود در کف اقیانوس آرام است که سنگ های گداخته از آن بیرون می آید و آب را می سوزاند!! منبع  The National Science Foundation

دانشمندان تاکید می کنند که همانند این فوران ها همیشه تکرار می شوند و برای مدت طولانی نیز ادمه می یابند تا جایی که کسی که این فوران های آتش فشانی را دنبال می کند احساس می کند که در حال مشاهده دریای آتش گرفته ای است که هیچوقت خاموش نمی شود!

دوست عزیز هنگامی که یکی از ما اخبار علمی این چنینی را می خواند فوراً به یاد قرآن می افتد و آیه ای که در آن خداوند این قسم را یاد می کند: (والبحر المسجور) [الطور: 6]،ترجمه:«قسم به دریای سراسر آتش»

حال مثل همیشه سوالی به ذهن متبادر می شود، براستی آیا محمد (ص) می توانسته از قعر اقیانوس ها خبر داشته باشد؟؟

براستی که فقط خدایی که خود خالق زمین است می تواند چنین سخنی بگوید و در ادامه همین سوره نیز خداوند  در جواب آنانی که می گویند قرآن ساخته ذهن محمد است می گوید: (أَمْ یَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَلْ لَا یُؤْمِنُونَ * فَلْیَأْتُوا بِحَدِیثٍ مِثْلِهِ إِنْ کَانُوا صَادِقِینَ) [الطور: 33-34]. ترجمه:« یا مى‏گویند : قرآن را از پیش خود ساخته(بلکه قرآن وحى الهى است) ، ولى اینان ایمان نمى‏آورند .«33» پس اگر در ادعاى خود راستگویید ،سخنى مانند آن بیاورید»

ترجمه:  www.azkar.blogfa.com

منبع: www.kaheel7.com/ar

مصدر: Scientists Catch Underwater Volcanic Eruption "In Action" in Pacific Ocean Depths, The National Science Foundation, November 27, 2006.


زنـبـور عـسـل درقرآن

«و خدا به زنبورعسل وحی نمود کـه: از کوهها، درختان و از کندوهائی که مردم درست می کنند برای خود آشیانه بگیر. بعد ازهر ثمری بخور وبعد (در بازگشت) مسیرهای مشخص شده پروردگار خود را دنبال کن (یا مسیرهای ساده شده پروردگار خود را دنبال کن). از شکمهای آن نوشیدنی با رنگهای گوناگون در می آید و در آن مداوائی برای مردم وجود دارد. در این رابطه برای افراد اندیشمند نشانه ای وجود دارد».

(«ذللاً» جمع ذلـول است و از جمله به معنی: ساده، آسان، رام، بی درد سر و بی زحـمت است. اگـر در آیه «حال» بـرای «نحـل (زنبور)» باشد، معـنی جمله آن این می شود که: زنبور از مسیری پیروی کند که برای وی مـشـخـص شـده. و اگر «ذللاً» حـال بـرای سُـبُـل باشـد، در آنصورت جمله به این معنی می شود که: مـسـیـر بـازگـشـت زنـبـور آسان و بی زحمت شـده است. و

هـر دو حالـت آن درست است).

نکات آیه: 1ـــ مسیر بازگشت زنبور عسل رُند و بی درد سر است.
2ــ از شکم زنبور عسل نوشیدنی در می آید.
3
ــ عسل شفا بخش است.

1ـــ مسـیـر بازگشت زنبور عسل رند و بی درد سر است:

زنبور عسل با اشعه فوق بنفش می بیند. وقتی مسیری را می رود مـغـز آن زاویه هـای نـور خورشید را ضبط می کند. در بازگشت بر اساس همان اطلاعات برمی گردد. وقتی هوا ابری باشد نیز خورشید را با تحلیل نور می تواند از پشت ابرهـا ببیند. جهات مغناطیسی شمال و جنوب نیز بکار می گیرد. و کندوی خود را هم از بوی آن می شناسد.

به این ترتیب زنبور عسل در ردیابی و مسـیـرشناسی هـیـچ مشکلی ندارد. و چنانکه آیه گفته: زنبور پس از اینکه ثمر پیدا می کند و می خورد، در بازگشت از مـسـیـری کـه برای وی تعیین شده پیروی می کند، و یا مسیر بازگشت وی آسـان و بی دردسراست، (بـسـته به ایـنکـه جـمـلـه آن را چطوری تجزیه و تحلـیـل کـنیم).

2ــ از شکم زنبور عسل نوشیدنی در می آید:

عسلی که زنبور در شکم خود درست می کند و در خـانه های کندو می ریزد 80 درصد آن آب است. یعـنی هـمـانـطـور که قرآن می گوید: «آنچه از شکم آن در می آید در واقع نوشیدنی» است. بـعـد کارکـنان کـنـدو روی آن کار می کنند تا درصـد آب آن به 18 درصد می رسد و عسل سفـت می شود و هـمـیـنـطـور از آن نان درست می کنند.

3ــ عسل شفا بخش است:

چیزیکه فعلاً انسان از خواص طبی عسل می داند موارد زیر است:

ــــ درصورت مالیدن عسلِ صاف به زخم، زیـچه ها (مـیکـروبها) را می کشد ومانع ازدیاد آنهـا می شود وزخم زودتر بهبودی پیدا می کند.

ــــ برای دستگاه هاضمه شـفـابخش است.

ــــ دردهای روماتیزم را تخـفـیـف می دهد. 

ــــ به کودک کمک می کند که کـلسیم خود را حـفـظ کـند تا

استخوان و دندانهای آن رشد کند. (توصیه شده به کودکان زیر یک سال عسل داده نشود).

ــــ شفائی دور مدت برای برخی بیماریهای مزمن دارد.

ــــ برای التهاب حلق خوب است.

ــــ برای مفاصل خوب است.