نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»
نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

نادرحبیب الهی«ریش سفید»

سیستم ستاره های دوتایی و چرخش ستارگان از دیدگاه حضرت علی(ع)


در جهان هستی و علم نجوم اشیایی بنام ستاره های دوتایی وجود دارند بصورتی که بعضی از ستاره ها یک ستاره جفت یا یک ستاره هم دم را در فاصله نزدیک خود دارند که در حال حرکت با ستاره بزرگ تر است و جاذبه این ستاره ها بروی هم تاثیر گذار است.تصویر کناری حرکت دو ستاره دوتایی را در کنار هم تداعی می کند.

ستارهٔ دوتایی به دو ستاره گفته می‌شود که به هم نزدیک هستند و به دور مرکز ثقلشان گردش می‌کنند. به ستارهٔ کوچکتر ستارهٔ همدم گفته می‌شود. تحقیقات جدید نشان می‌دهد درصد زیادی از ستارگان بخشی از یک سامانه حداقل دو ستاره‌ای هستند. ستارگان دوتایی در اخترفیزیک بسیار مهم هستند زیرا مدار آنها جرمشان را مشخص می‌کند.جرم بسیاری از ستارگان تکی از روی برون‌یابی جرم ستارگان دوتایی بدست می‌آید. ستارگان دوتایی با ستاره دوتایی نوری یکی نیستند، تفاوت آنها در این است که ستارگان دوتایی نوری از زمین نزدیک یکدیگر دیده می‌شوند ولی آنها هیچ اثرگرانشی بر یکدیگر ندارند.ستارگان دوتایی از روی طیف‌سنجی هم شناخته می‌شوند. اگر مدار حرکت این ستارگان در راستای دید زمین باشد آنها از طریق گرفت تشخیص داده خواهند شد.

در قسمت هایی از خطبه 126 نهج البلاغه حضرت علی می فرمایند :

 تا زمانی که ستارگان آسمان که بر پایه عدالت تکوینی چرخش دارند استمرار دارند; بر این اساس حضرت می فرماید: 
والله لا إطور به ما سمر سمیر و ما إم نجم فی السمإ نجما;(۱۲) به خدا سوگند هرگز ستم نکنم و به ستم نزدیک نشوم تا روزگار هست و تا ستاره ای به دنبال ستاره ای دیگر روان است.


چرا در قرآن نوشته شده است[اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ]؟

 

سالها قبل فرد اتئیستی را دیدم که در یکی از این رسانه ها آیه [اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ] به معنی خداوند نور آسمان ها و زمین است را به تمسخر گرفت و گفت منشا نور فوتون هست نه خدا!

امروز در سایت ها خبری منتشر شد مبنی بر اینکه دانشمندان با شبیه سازی های کامپیوتری و محاسباتی به این نتیجه رسیده اند که منشا نور کیهان ناشناخته است و یک منبع ناشناخته فتون ها را به کیهان وارد می نماید گزیده هایی از متن خبر :

هیجان انگیز ترین امکان این است که فتون های ناپیدا از یک منبع جدید عجیب و غریب که نه کهکشان ها و نه کوازار ها و نه هیچ چیز دیگر است می آید.این مانند این است که شما یک اتاق بزرگ و درخشان داشته باشید ولی به هر طرف نگاه کنید لامپ های چهل واتی را ببینید.[1][2]

یعنی دانشمندان هنوز پاسخ دقیق و مناسبی مبنی بر اینکه منبع نور کیهان از کجاست ندارند و ظاهرا این منبع از داخل کیهان نیست و به آن وارد می شود.

 

قرآن کریم در 1400 سال قبل به این سوال جواب داده است : 

 اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاةٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ کَأَنَّهَا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَکَةٍ زَیْتُونِةٍ لَّا شَرْقِیَّةٍ وَلَا غَرْبِیَّةٍ یَکَادُ زَیْتُهَا یُضِیءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَن یَشَاء وَیَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ(سوره نور آیه 35)

خدا نور آسمانها و زمین است. مَثَلِ نور او چون چراغدانى است که در آن چراغى، و آن چراغ در شیشه‏اى است. آن شیشه گویى اخترى درخشان است که از درخت خجسته زیتونى که نه شرقى است و نه غربى، افروخته مى‏شود. نزدیک است که روغنش- هر چند بدان آتشى نرسیده باشد- روشنى بخشد. روشنى بر روى روشنى است. خدا هر که را بخواهد با نور خویش هدایت مى‏کند، و این مثلها را خدا براى مردم مى‏زند و خدا به هر چیزى داناست.

خداوند در این آیه بطور واضح پاسخ می دهد که منشا نور آسمانها و زمین از اوست و بی شک دانشمندان پاسخ قانع کننده ای برای اینکه منشا نور آسمان از کجاست نخواهند یافت و تنها پاسخ این سوال خداست.

----------

[1]منبع انگلیسی Something is Amiss with Light in the Universe --"May Be Coming from Some Exotic Unknown Source" (Today's Most Popular) 

[2]ترجمه فارسی خبر : یک چیز گمراه کننده همراه نور در جهان وجود دارد شاید یک منبع ناشناخته عجیب و غریب

موقعیت ویژه ی جغرافیایی کعبه در زمین


اهمیت کعبه‌ی مشرّفه و مکه‌ی مکرمه سرزمین امن و آرامش نسبت به جهان هستی و انسانها

تحقیقات نشان داده است که کعبه مشرفه دقیقا در مرکز کره زمین قرار گرفته است. روزنامه الریاض چاپ عربستان به نقل از “مسلم شلتوت” استاد مرکز ملی تحقیقات خورشید و فضای مصر نوشته است : تحقیقات فلکی همچنین نشان داده است که رکن کعبه درست به سمت چهار جهت اصلی ( شرق ، غرب ،شمال و جنوب ) قرار گرفته است. وی افزود :
این تحقیقات تاکید دارد “حجرالاسود” به سمت شرق ، رکن یمانی به سمت جنوب ، رکن شامی به سمت شمال و رکن مقابل حجر الاسود نیز به سمت غرب قرار گرفته است. این استاد امور فلکی با بیان این که در واقع ارکان کعبه مشرفه از بدو خلقت نشانگر ۴جهت اصلی بوده است ، اظهار داشت : کعبه نشان از یک معجزه بزرگ در زمینه معماری و جغرافیا دارد. در این نوشتار می‌کوشیم تا بعضی از حکمت‌های الهی که بیانگر اهمیت خانه خدا کعبه و مکه مکرمه می‌باشد و همچنین حکمت‌هایی که بیان می‌کند چرا برای حج باید به آنجا رفت نه جای دیگر برای شما عزیزان مطرح می‌کنیم. حکمت‌هایی که علم امروزی در قرن اخیر به آن دست پیدا کرده‌ است.

این موارد درچند عنوان خلاصه می‌شود:

۱- مکه مکرمه مرکز کره زمین است. جهان در سال 1977 به شدت دچار شگفتی گشت، آنگاه که حقیقت علمی جدیدی کشف شد. مبنی بر اینکه مکه مکرمه مرکز خشکی‌ها در کره زمین است. این کشف نتیجه تلاش و کاوشهای مستمر چند ساله‌ای بود که با مطالعات زیاد و با استفاده از ابزارآلات جغرافیایی و رسم جدول و نقشه‌های جغرافیایی بدست آمد. دانشمند مسلمان دکترحسین کمال الدین(ره) داستان این کشف عجیب را چنین نقل می‌کند: بحث و کاوشم را شروع کردم و هدفم غیر از این بود و دنبال چیز دیگری بودم، هدفم ساختن وسیله‌ای بود تا به هر انسانی کمک کند تا جهت قبله را به اونشان دهد زیرا من در مسافرتهایی که داشتم به این مشکل برخورد می کردم و این مشکل برای هر مسلمانی پیش می‌آید، بخصوص در شهرهایی که در آن مسجدی نیست که جهت قبله را به ما نشان دهد. به فکر افتادم تا نقشه جدیدی برای کره زمین رسم کنم و بر روی آن نقشه جهت‌های قبله را بدست آورم. اول مدارها و خطهای شمالی و جنوبی، عمودی و افقی سپس پنج قاره را کشیدم ناگهان چیز عجیبی به ذهنم خطور کرد و حیرت‌زده شدم و آن این بود که مکه مکرمه در وسط خشکی‌های جهان قرارگرفته است.

پرگاری برداشتم و نوک آن را برروی مکه مکرمه نهادم و نوک دیگر بر روی آخرین نقطه خشکی در شرق و اندازه گرفتم و یک باردیگر نوک آن را برروی مکه مکرمه نهادم و نوک دیگر را برروی آخرین نقطه خشکی در غرب و دیدم اندازه هر دو با هم برابر است. به این نتیجه رسیدم خشکی‌های جهان بطور مساوی اطراف مکه مکرمه تقسیم شده‌اند و فهمیدم که در این‌صورت مکه مکرمه مرکز خشکی‌های جهان است. نقشه‌ی جهان قدیم را بیرون آوردم، نقشه قبل از کشف قاره آمریکا و استرالیا و مطالعاتم را ادامه دادم باز متوجه شدم که طبق نقشه قدیم هم مکه مکرمه مرکزخشکی های جهان است. ذکر چهار نکته در این مورد نیاز است.

نکته اول: اینکه مکه مکرمه در مرکز جهان هستی قرار گرفته است به این معنی است که مکه مکرمه به منزله‌ی پایتختی برای کره زمین است. و هیچ شکی نیست که بهترین و قویترین پایتخت‌ها پایتختی است که در وسط کشور و حکومت واقع شده باشد. زیرا در این صورت باعث سهولت ارتباط و رفت و آمد می‌گردد. در قرآن به این حقیقت علمی اشاره شده است آنجا که می فرماید:

 **وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطاً… (بقره/143)**

بی‌گمان شما را ملت میانه‌رویی قرار دادیم.

اسلام دین میانه است در منهج و روش، میانه است در منزلت و جایگاه و میانه است در مکان و موقعیت جغرافیایی.

نکته دوم: رحمت و عدل خداوندی اقتضاء می‌کرده است که مکه‌ی مکرمه در وسط کره زمین قرار گیرد تا از یک طرف انتشار نور اسلام برای تمام جهان آسان باشد و از طرفی دیگر این دین به طور مساوی و اندازه‌ی لازم در اختیار دیگران قرار گیرد.

نکته سوم: ازآنجایی که پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله) برای تمام مردم فرستاده شده است:

 **وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا کَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِیراً وَنَذِیراً وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ }(سبأ28)**

ما تو را برای جملگی مردمان فرستاده‌ایم تا مژده‌رسان و بیم‌دهنده باشی ولیکن اکثر مردم بی‌خبرند.

حکمت اقتضا می‌کرد که مکه مکرمه مهد رسالت جهانیان باشد و این که مبعث پیامبر در این نقطه از جهان قرار گرفته اعجاز خداوندی محسوب می‌گردد.

نکته چهارم: در قرآن کریم کلمه سراج فقط در وصف خورشید و پیامبر صلی الله علیه و سلم به کار رفته است. خداوند در وصف خورشید می فرماید:

**وَجَعَلَ الْقَمَرَ فِیهِنَّ نُوراً وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِرَاجاً} (نوح16 )**

 و ماه را در میان آسمانها تابان و خورشید را چراغ کرده است.

و خداوند در وصف پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)می فرمایند:

**وَدَاعِیاً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجاً مُّنِیراً}( الأحزاب46)**

 به عنوان دعوت‌ کننده‌ای به سوی خدا طبق فرمان الله و به عنوان چراغ تابان

با توجه به آنچه گذشت می فهمیم که چرا خداوند خورشید و پیامبر (صلی الله علیه و آله) را به سراج تشبیه کرده است. زیرا خورشید مرکز منظومه شمسی است، مکه مکرمه مرکز زمین. پس همان‌گونه که خورشید جهان را روشن می‌کند پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیز زمین را با رسالتش روشن می‌سازد.

۲- مکه مکرمه مرکز جاذبه زمین است. علوم جدید کشف کرده است که مکه مکرمه مرکز جاذبه زمین در جهان است. این چیزی است که یک دانشمند و جغرافی‌دان آمریکایی به آن رسیده است درحالی که هیچ عقیده و ایمانی نسبت به آن نداشته است. او شبانه ‌روز در کارگاهش جلو نقشه‌های زمین می‌ایستاد و با استفاده از ابزارآلات جغرافیای به این نتیجه رسید که مرکز جاذبه زمین مکه مکرمه است. این کشف پرده از یک راز برمی‌دارد و آن اینکه انسان فطرتاً به سوی مکه مکرمه متمایل است. زمین، کوهها، خیابانها و خانه‌ها و هر آنچه در آن است انسان را به سوی خود جذب می‌کند و این احساسی است که از آغاز خلقت زمین وجود داشته است. در این جا لازم است به دو نکته اشاره کنیم:

نکته اول: آیا اینگونه نیست که هر کسی به مکه مکرمه می‌رود چه برای حج، عمره، تجارت یا سیاحت دوست دارد یک بار دیگر یا صد بار دیگر به آنجا برگردد؟؟ آیا این چیزی نیست که همه آن را احساس می‌کنند؟ این خود مصداق سخن خداوند است آنجا که می‌فرماید:

**وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثَابَةً لِّلنَّاسِ وَأَمْناً (بقره/125)**

 بیاد آورید آنگاه که خانه‌ی کعبه را پناهگاه و مأوای امن برای مردم قرار دادیم.

(مثابةً) یعنی فطرتاً قلبها به آن تعلق دارد. فیثوبون به معنای (فیرجعون)می‌آید و این جا منظور این است که مردم اشتیاق بازگشت به سوی این خانه را (کعبه) دارند. (و أمناً) که به معنای آرامش می‌آید بیانگر این است که انسان در مکه احساس آرامش و سکون خواهد داشت. پس کسی که به سوی مکه می رود به خاطر این جاذبه، سختی‌های این راه برایش آسان شده و هماهنگ با حلقه‌های مغناطیسی به سوی مکه مکرمه کشیده می شود و این مثل شخصی است که در جهت مسیر رودخانه شنا می کند و احساس راحتی می کند برخلاف کسی که درجهت عکس مسیر رودخانه شنا می کند و احساس سختی و زحمت می‌کند
کته دوم: از آنچه گقته شد شاید یکی از حکمتهای سخن پیامبر درباره نماز فهمیده شود آنجا که فرمود:

(ای بلال نماز اقامه کن تا به وسیله‌ی آن راحت شویم)

نماز فشار روحی، نگرانی و اضطراب را کاهش می دهد و آرامش و سکون را جایگزین آن می‌کند. هرگاه انسان رو به قبله می‌ایستد اولاً از لحاظ مادی جهتش بسوی مرکز جاذبه زمین قرار می‌گیرد و ثانیاً از لحاظ معنوی روحش با با جاذبه شرعی که همان کعبه است، هماهنگ می‌گردد. شاید کسی بگوید من به مکه مکرمه رفتم ولی این احساس راحتی و آرامش نکردم؟ در جواب باید گفت این احساس شخصی است که از دین خدا و اوامر و نواهی دورشده باشد. به عنوان مثال مردم در زمان حجاج‌ بن یوسف در مکه دچار ترس و نگرانی بودند در حالیکه آنها در شهر امن و آرامش به سر می‌بردند، و این به سبب ظلم و ستم و دوری آنها از احکام الهی بود. پس اگر طبق شریعت اسلام حکم می‌کردند دیگر هیچ کس از دیگری نمی ترسید و نگرانی نداشت.

۳- مکه مکرمه و ساعت جهانی. جهان امروز زمان و ساعتش را با زمان و ساعت شهر گرینویچ (شهری در جنوب لندن) تنظیم می‌کند در همایش سال 1884 در شهر واشنگتن کلمبیا به خاطر نفوذ و قدرت انگلیس چون ابرقدرت آن زمان بود مقررشد که شهر گرینویچ محل شروع زمان در کره زمین باشد. از آن به بعد آن شهر را نقطه شروع زمان قراردادند و بعد خطوط طولی زمین را ترسیم کرده و زمین را به 24 قسمت تقسیم نموده و نصف‌النهار مبدأ را آنجا قرار دادند. این عمل از دو جهت دارای اشکال است، اولاً خط طولی شهر گرینویچ به مقدار 5/8 درجه با خط مغناطیسی زمین زاویه دارد و ثانیاً شهر گرینویچ یک شهر نمونه با ویژگیهای خاص نیست که دیگر کشورهای دنیا ساعتشان را طبق آن تنظیم کنند. شهر نمونه‌ای که مردم باید زمانشان را طبق آنجا تنظیم کنند باید خط مغناطیس شمالی آن بر خط شمال حقیقی (جغرافیایی) قرار گرفته باشد و این جز در مورد شهر مکه صدق نمی‌کند. بسیاری از دانشمندان و مردم در این زمانه به این مطلب توجه کرده اند به طوری که کانال الجزیره و دیگر کانالهای اسلامی ساعتشان را طبق ساعت و زمان مکه مکرمه تنظیم می‌کنند. البته ساعت گرینویچ را نیز به خاطر شهرت آن ذکر می‌کنند، باید دانست که ساعت مکه مکرمه دقیقترین زمان در جهان را نشان می‌دهد.

پاسخ به یک شبهه در باره داستان حضرت یونس

این روزها همزمان با منفجر کردن مقر منتصب به حضرت یونس (ع) توسط گروهک تروریستی داعش سایتهایی که مشغول نقد قرآن هستند این داستان را مورد نقد قرار داده اند و یک اشکال علمی به آن وارد نموده اند که در نگاه اول شاید درست به نظر بیایید.

مثلا در یکی از سایتها مشاهده شد که گفته شده بود وال ها فقط ماهی ها و موجودات کوچک و سخت پوستان را می خورند و یا انسان در معده وال نمی تواند زنده بماند و هضم می شود و ...

یا مثلا اکبر گنجی در این مورد ادعا کرده است که :

 هیچ مورخی وقوع این واقعه را تائید نکرده‌است. همچنین با توجه به گفته قرآن که «ماهی بلعیدش» و اینکه معده یک ماهی به اندازه‌ای حجم ندارد که انسانی در آن زندگی کند و علاوه بر آن هضم نشود و به اضافه اینکه امکانات زنده ماندن (اکسیژن و غذا) برای مدت چهل شبانه روز (در قرآن زمان نیامده) در معدهٔ ماهی موجود نیست، این گفتهٔ قرآن از لحاظ علمی مردود است.[1]

این مساله در باره نهنگ های معمولی که فقط از سخت پوستان و ماهی های مرکب تغذیه می کنند صدق می کند.

ولی نوعی نهنگ بنام نهنگ آبی دارای دو برابر اندازه نهنگ های خاکستری هستند.بزرگترین نهنگ آبی بالغی که تا به امروز مشاهده شده، ۷۵ تا ۸۰ پا درازا داشته‌است. این نهنگ ماده ۳۸۹٬۷۶۰ پوند (برابر ۱۷۶٬۷۹۲ کیلوگرم، حدود ۱۸۰ تن) سنگینی داشته‌است.

برای انگاشت بزرگی ابعاد این جانور، همین بس که در حدود ۵۰ نفر انسان می‌توانند تنها روی زبانش بایستند، همچنین سرخرگ‌های این نهنگ به اندازه‌ای بزرگ‌اند که آدمی به راحتی می‌تواند در ایشان راه برود.
یعنی این جاندار از تمام دایناسورهای شناخته شده بزرگتر بوده و معده این نهنگ می توانسته 2000 کیلو غذا را در خود جای دهد.[2] 

در تصاویر زیر اندازه این نهنگ با بزرگترین دایناسوری که روی زمین می زیسته است و با یک انسان مقایسه شده است.با توجه به مشخصات بالا یونس نبی به راحتی می توانسته در معده این جاندار جای بگیرد.

اما سرزمینی که حضرت یونس در آن زندگی می کرد کجا بود؟ در سوره الصافات آیه 145 نوشته شده :

فَنَبَذْنَاهُ بِالْعَرَاء وَهُوَ سَقِیمٌ ﴿۱۴۵﴾ پس او را در حالى که ناخوش بود به زمین خشکى افکندیم. 

به احتمال قریب به یقین منطقه خشک و بی آب و علفی که دریا نیز داشته باشد خلیج فارس است و یونس در عراق یا عربستان امروزی به احتمال زیاد عراق می زیسته است  و احتمالا عازم نینوا بوده است.یک جغرافیدان نیز ادعا کرده است که نقشه ای در ترکیه وجود دارد که این موضوع را اثبات می کند.[3]پس بنا بر این این احتمال تقویت می شود که آرامگاهی که توسط گروهک تروریستی داعش منفجر شد واقعا به یونس نبی تعلق داشته باشد.

---------

[1]گنجی، اکبر. پاسخ به تحدی قرآن (۵ و ۶) - از سری مقالات «قرآن محمدی»(فارسی). . وبگاه رادیو زمانه، ۱ بهمن ۱۳۸۷. بازیابی‌شده در ۲۱ اوت ۲۰۰۹.

[2] نهنگ آبی از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد 

[3]یک جفرافیدان ایرانی؛ داستان حضرت یونس (ع) در خلیج فارس اتفاق افتاده است



بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی

بشــــــــآنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی

خــــــــون خوری گـــر طلب روزی ننهــاده کـــنی

آخــرالامـــر گــــل کــوزه گـــران خواهــی شــــد

حالیـــا فکـــر سبــو کـــن کـــــه پـر از بـاده کنـــی

گـــــر از آن آدمیــانی کـــــه بهشتت هوس است

عیـــش با آدمـــــــی ای چنــــد پـری زاده کنــــی

تکیـــــــــــــــه بر جای بزرگان نتوان زد به گــــــزاف

مگــــــــــــــر اسباب بزرگـی همه آماده کــنی....